دوستان ممنونم که نظراتون رو میگید . من به نظر همتون احترام میذارم
اما بازم لازم میدونم که یکم بیشتر راجع به زندگیم توضیح بدم.
خونه ما سه طبقه بود و خونه دختره بزودی میاد دقیقا روبروی خونه ما ... دارن خونه میسازن بزودی ساختش تموم میشه و میان اونجا . من برای خلاص شدن از اون محله شوهرم رو مجبور به فروش خانه کردم چون سه دانگش مال من بود طبقه سوم رو فروخت و من با پولش در جای دیگه یک آپارتمان خیلی کوچک خریدم ولی همچنان طبقه دوم و طبقه اول که مغازه هست بنام شوهرمه و ماشینهامون هم جدان
من گفتم که شوهرم خانه و مغازشو بفروشه یا حداقل بده رهن تا ما بریم جای دیگه زندگی کنیم ولی اون قبول نکرد حالا پیغام فرستاده که من بیام خونه و ماشینمو بفروشم تا بریم یه خونه دیگه رهن کنیم ... و سر کار هم نرم و در واقع اینطوری میخواد عملا تمام دارایی های منو بگیره که اگه کار دیگه ای کرد من پشتوانه ای برای جدایی نداشته باشم و نتونم سر پای خودم بایستم .... حالا با این اوضاع شما بگید اگه جای من بودین چه میکردین ؟ اعتماد میکردین ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)