پدر بزرگ سلام:
من در خانواده ای بزرگ شدم که همیشه مامانو بابام با هم دعوا می کردن بعد از هر دعوای اونا من و تنها برادرم که از من کوچیکتره دعوامون میشد... ما فقط 2 تا فرزند بودیم. اما دعواهامون انقدر جدی نبود.... از سن 18 سالگی اینطوری شدم... اتفاقی افتاد که تا 1 سال افسردگی داشتم.... از اون به بعد همیشه با مامانم دعوام می شد البته اون آدم عصبییه و به همه چیز گیر میده با برادرم هم بیشتر اوقات دعواشون میشه...
دوران نوجوانی من خوب بود.... من همیشه همه چیز داشتم سر مسائل جزئی و پیش پا افتاده همیشه عصبانی میشدم و می شوم. در عصبانیت چیزی نمیشکنم و فقط داد میزنم.... بله بعد از هر عصبانیت و در حین عصبانیت گریه می کنم. کارهامو هم با عجله انجام میدهم و گاهی قدمهامو سریع بر میدارم....








علاقه مندی ها (Bookmarks)