سلام زهره خانم
اولا من تبریک میگم بهت که همچین همسری داری. قدرشو بدون واقعا.
شما که گفتی دختر خوبیه و .... خب پس چرا نگرانی؟ من فکر می کنم همسر شما به تنها چیزی که فکر نمی کنه اون چیزیه که شما داری بهش فکر می کنی! (البته با چیزهایی که شما گفتی تا اینجا) یعنی ازدواج با اون خانم.
راستی اون خانم از کی اومده تو شرکتشون؟ بعد همسرت وقتی ازش صحبت می کنه لحنش چطوریه؟ همسرت می تونست خودش 7 میلیون را بهش قرض بده یا در توانش نیست؟
اما اون چیزی که مشخصه اینه که همسر شما هیچ قصدی جز کمک به این خانم نداره چون اگر اینطور بود جزئیات رابطه و اینکه 7 ملیون کم بوده و قرار شده وام بگیره و ... را به شما نمی گفت. از همه مهم تر خودش گفته نمی خوام تنها برم تازه می تونست بگه با پدرم میریم اما شما رو کاملا وارد ماجرا کرده و این پختگی همسرتون را نشون میده که بعدا مشکلی براش پیش نیاد و شما بدبین نشید بهش.
به نظر من شما با روی باز برخورد کن و باهاش برو بنگاه برای معامله. حتی تو بنگاه هم ناراحت نباش بلکه خوشحال باش که به یک بنده خدا داری کمک می کنی.









علاقه مندی ها (Bookmarks)