m.milad عزیز.ممنون
من احساس بدبختی نمیکنم،ولی یه چیزایی تو این زندگی اذیتم میکنه،چیزایی که رفع یا بهبودش اصلا در توان من نیست
پدر و مادرم تا اینجای زندگشون خیلی اشتباه کردند،خیلی.الان کینه هایی از هم به دل دارن که...
چندی ساله که به جای اینکه تو زندگی شریک هم باشند،رفیق و همراه هم باشند رقیب هم دیگه اند،یه جور دشمن،که هرکس فقط به منافع خودش فکر میکنه و اگه تامین نشه...
اینا منو آزار میده
این خانه از پای بست ویران است...
******************************
خداروشکر چند وقتی هست که دعوا نمیکنن ولی دیدن اینکه هردوشون تنهان خیلی سخته برام،جفتشون عزیزن برام،هرچند سر ازدواج مجدد پدرم حرفایی زدن و کارایی کردن که واقعا به عنوان پدر و مادر دیگه اون جایگاه رو واسم ندارن،خوب شخصیت خودشونو نشون دادن
درسته پدرم یه خونه و خانواده ی جدید داره ولی واقعا اینجا تنهاست.نه فقط با این کارش،با زبونش همه رو از خودش رونده
واقعا دلم به حالش میسوزه که اون دنیا قراره چی به سرش بیاد به خاطر این همه گناه زبان،این همه دل شکستن و به ناحق حرف زدن.این همه نیش و کنایه و...
نمیخوام فقط از پدرم بد بگم،پدر من اگه رفته زن گرفته به خاطر هوس نبوده،باید دید یه مرد تو زندگی سی ساله چی دیده و کشیده که حاضر شده آبروش بره ولی آرامش داشته باشه
پدرم آدم سرشناسیه تو استان خودمون،اینجا هم یه کاره ای هست،پس اینکه اینجور بی خیال آبروش بشه...
برخلاف اکثر خانوما که میگن این حقی که خدا به مردا داده بی عدالتیه من اینجور فکر نمیکنم،من باور دارم که تو کار خدا ذره ای بی عدالتی نیست و همه ی این بدی ها و بی عدالتیا برمیگرده به خودمون.
******************************************
ممنون taraneh89 جان
مامانم نیاز به مشاوره داره،ولی قبول نمیکنه بره
البته باید با هم برن ولی خب کسی که خودشو عقل کل بدونه حرفای دیگران درش تاثیر نداره،منظورم بابامه.
خیلی اعصابم ضعیف شده،کافیه یه کم اعصابم تحریک بشه،دیگه شب خوابم نمیبره،دیشبم تا 5 صب بیدار بودم،امروزم 8 تا 6 کلاس داشتم،ولی فقط واسه یه کلاسم رفتم دانشگاه،نتونستم بمونم.
*******************************************
برای مامانم دعا کنید،خواهش میکنم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)