از جواب دوستان خیلی ممونم ولی مشکل من اینه که این باور به طور عمیق در من ریشه کرده که عمر مفید زندگی 20 ... 35 سالگیه و نمیدونم چرا احساس میکنم از 35 سال به اونور دیگه زندگی اون هیجان و شور رو نداره.
وقتی هم به دور و بر خودم و اطرافیانم نگاه میکنم این باور در من شدت میگیره.
من حتی دوست دخترم رو هم از دارم از دست میدم , عزیزترین موجود زندگیمه اما نمیخوام روی دوران جوونیش , مثل من خط بکشه و علارغم میل باطنیم دارم رابطم رو باهاش قطع میکنم
نمیدونم چجوری بگم ولی بزارین با یه مثال موضوع و براتون توضیح بدم :
من دوستانی دارم که شاید از نظر موقعیت زندگی حتی از الان من هم عقب تر باشند ولی از زندگی بیشترین لذت ممکن رو می برن و هیچ انتظار بیشتری از زندگی ندارن ..
خیلی از اتفاقاتی که توی زندگی اطرافیانم میفته و به اونا یه لذت وافر میده برای من یه مسئله سادست .
دوست داشتم من هم میتونستم با چیزهای ساده هیجان زده بشم و احساس خوشحالی کنم ولی افسوس...
دوستانم میگن که من زندگی رو خیلی پیچیده گرفتم ولی بخدا دست خودم نیست ..من آدم زیاده خواهی نیستم ولی.......
بخدا دارم زجر میکشم وقتی حتی نمیتونم مشکلم و بیان کنم...
ازتون خواهش میکنم به جای اینکه من و توجیح کنید یه راه حل برای مشکلم ارائه بدید.... خواهش میکنم !








علاقه مندی ها (Bookmarks)