پیش از تحریمها درآمدمون خوب بود .به هر حال می تونی اون جا رو بچرخونی. نترس.
ماهی 1 و خورده ای تا 2 تومن .اون موقع هم تو مخارج خونه میموندیم . بدهی هم مثل الان نداشتیم .
الان درآمدمون یک سوم و حتی کمتر شده . یعنی 2 نفریمون 600 تومن در میاریم . حالا هم 1 نفر شدم
تازه بیکاری هم هست .
قبلا سرمون انقدر شلوغ بود که همه بهمون التماس میکردن . الان ما به هر کس و ناکس التماس میکنیم .
ملت به خودشون اجازه میدن هر حرفی رو به آدم بزنن . انگار روزیمونو میدن . ما هم مجبوریم به خاطر بدهیها فقط بریزیم تو خودمون و دم نزنیم .
بله شدت بیماریم به اعصابم کاملا مربوطه .اعصاب خودتو تا حدممکن خورد نکنی. چون بیماریت هم به اعصاب خوردی ربط داره عزیز.
قبلا سالی 3-4 روز درد شدید میگرفت به حدی که تنها آرزوم در اون روزها مرگ بود . 17-18 سال به همین منوال بود .تو 1 ماه اخیر بیش از 10 روز این اتفاق افتاده که برای خودم هم عجیب بوده .
ولی مگه میشه تو این وضع عصبی نشد؟ فقط مشکل مالی و بیماری و تحریم و گرونی و ... نیست که .مدتها مقاومت کردم ولی بالاخره کم اوردم و قرص اعصاب مصرف کردم . چاره ای نداشتم .
مشکل بابام مشخصه و نیاز به عمل داره . عملش هم سنگینه و هزینش بالاس .ضمنا دکتر و اینا هم برین احتمالا مشکل پدرت حل شه.
اونم چاره ای جز تحمل نداره . البته خودش هم مقصره و حقشه . اشتباهاتش باعث شد هم خودش عذاب بکشه هم من .










علاقه مندی ها (Bookmarks)