فهيمه جان
مشكل اصلي ما راجع به عمه شه كه بيشتر وقتا به من دروغ ميگه و ميره اونجا و خيلي خيلي خيلي زياد عمه شو دوست داره http://www.hamdardi.net/thread-26191.html اين لينكشه
ولي من طبق نظر مشاورا كلا بي خيال اين موضوع شدم هرچند ميدونم هنوزم ادامه داره و مطمئنم بيشتر بي محليا و اصرارش واسه طلاق به خاطر اونه
ولي من فعلا خودم رو به نفهمي زدم
مشكل بعدي مشكل عاطفيه كه خيلي نسبت بهم سرد و بي تفاوته مسائل من هيچ اهميتي براش نداره و احساس ميكنم فقط به خاطر ترس از آبرو و خالي نبودن عريضه يا شايدم مهريه با من مونده
خانوادم بارها ازم خواستن كه تمومش كنم حتي منو فرد ضعيفي ميدونن كه با وجود اصرار اون به طلاق و اينكه مدام تو گوشم ميخونه كه دوسم نداره باز بهش چسبيدم(خانوادم با طلاق موافقن)
مهريه م 800 سكه ست عزيزم
اينم بگم كه تو اين يه سالي كه مزدوج شديم فكر نميكنم رابطه جنسيمون بيشتر 5 6 بار بوده باشه كه همش من پيشقدم شدم نه اون
آقاي bivojdan عزيز
منم تاپيك شما رو خوندم ، يه جورايي با نامزد شما وضعيتم يه جوره
البته من معتقدم شما بايد اسم بي وجدان رو به باوجدان تغيير بدين چون در هر صورت حتي اگه از اول اشتباه كرده باشين ولي الان نميخواين با احساسات نامزدتون بازي كنين و مطمئنم بعد از اينكه جدا بشين اون از شما متشكر خواهد بود كه حداقل نذاشتين عمرش بي خودي تلف بشه
ولي شوهر من داره باهام يه بازي ناجوانمردانه ميكنه واقعا داره منو تحقير ميكنه با اينكه خداروشكر هيچ كمبودي ندارم و تا حالا خيلي بهش از هر لحاظ كمك كردم تنها مشكلي كه دارم دوست داشتنه نبايد كسي رو كه لياقت محبت و دوست داشتن رو نداره زيادي بالا برد كه خودش رو گم كنه .
من با بقيه كاري ندارم ولي شما رو تحسين ميكنم كه اجازه نميدين نامزدتون بيشتر از اين ضربه بخوره.









علاقه مندی ها (Bookmarks)