نیگما درود بر تو
پسر خوب چرا این اندازه با خودت نامهربانی؟!!چرا هستی خودت و من وجودیت را نمی پذیری؟اصلاً چه اهدافی در زندگی داری؟؟؟ببین پسر خوب،اگر می خواهی تنها بنالی سفارش می کن بروی در یک فروم دیگر و اگر دنبال راه حلی،پس به سخنانی که فقط برای کمک به تو جوان عنا می شود،گوش فرا بده.
به هر حال بنده دارم با جان و دل و با صرف وقت با تو سخن می گویم.چرا پیرامون خود پیله ای خیالی درست کرده ای؟به خدا زندگی زیباست . . . در میان سالی و کهن سالی همئ می توان غرق لذات شد.خودت را بپذیر،بدنت را،وودت را و به خود عشق بورز.تو از دیدن یک گل،دختری زببا،فرشی رنگین و درختان خوشحال نمی شوی؟؟
ایده آل یعنی چه؟تو دچار کمال گرایی بی منطق شده ای . . .راحت باش جانم؛شاید بگویی حرفت را نمی فهمم،این را بدان که خودم سالها پیش در دوران جوتنی از زمین و زمان بیزار شده بودم و عمر را از کف رفته . . . .اما،اما تنها بدان دلیل بود که خودم را دوست نداشتم و عاشق خودم نبودم،باید از اینکه دست داری،پا داری و معده و بزاق و روده داری شاد باشی؛برفها را دیده ای؟یک سیب سرخ و . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)