نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
برای آنانی که به هر شکلی تعلق خاطر کسی بر دل دارند و گاه بی قرار و متألم از آنند و یا وصال می جویند و یا در وصالند و فاصله احساس می کنند و مدام در پی مطمئن شدن از آنند که آیا معشوق نیز آنان را دوست می دارد . بخصوص برای آنانکه عاشق عشق همسرانشان هستند
شخص را نبین ، این شخصیت است که دیده ای و شخصیت در جسم و فیزیک نیست که متصل به روح است و روح جلوه ای از" نَفَختُ فیهِ مِن روحی " ، اگر واصل به شخصیت شدی همیشه با اویی بی آنکه در کنارش باشی،همیشه در اویی ، بی آنکه اسیرش گردی ، به حقیقت ، چو بی اویی با اویی و چو بااویی با اویی . آن بی اویی یعنی بی غیر بودن که چنانت می کند که با غیر خواهی بود اما بی وابستگی به غیر و این با اویی یعنی با محبوب یگانه ایی و قرینه هردو می شود با او شدن یعنی با غیر هستی واین غیر برایت جز جلوه محبوب یگانه نیست . و اینجاست که دلبستگی می آید نه وابستگی . از آنکه محبوب زمینی رنگ محبوب یگانه دارد برایت عزیز است ، دوست داشتنی است اما نه بی قرار اویی نه او را برای خود می خواهی و نه او را دور از خود و بیرون از خود می یابی او در توست و با توست چون هردو در مدار وصل محبوب یگانه هستید و همینجا درست همینجا خطا راه ندارد اگر به خطا رفتی بدان که از مدار خارج شده ای .
پس با عاطفه سرشارت و وجود لطیفت وصال را دنبال کن ، اما نه وصال شخص را ، که وصال شخصیت را ، و شخصیت او جز انعکاسی از حق و حقیقت نیست که مالک آن نیست.
اگر اینگونه شد ، این عشق حقیقی است . عاشقان با همند با آن که فرسنگها دور از همند ، عاشق وصال نمی جوید به تن ، که فراق تن ، قرب جان را درپی است .
عشق یعنی یکی شدن ، یگانه بودن ، و کجا تن ها می توانند یکی شوند ویگانه باشند ؟؟؟!!! اقتضای تن فاصله است .
یکی شدن فقط در جان ها ممکن است و وصال حقیقی عاشق و معشوق وقتی است که به این یکی شدن برسند .
این لحظات که بر تو گذشت و مستولی شدن آن حال (عبور) را دریاب و غنیمت بدان ، و فرصتی است تا حقیقت عشق را دریابی و در دریای زیبائیش غرقه شوی .
خودت را بر پیش از این سرزنش مکن ، امتحانی بدان برای آن که ارتقاء یابی به نور معرفت حاصل از این حال و احوالات و افت و خیزها .
این ها را فرصتی بدان برای تجدید نظر وتورقی در خودت که عاشق شوی ، عاشق حقیقی ، و این احوال بارقه آغازینش باشد .
خود را سرزنش مکن ، آرامش بده ، روشن ساز ، حمایت کن تا سرخورده نشوی و از راه باز نمانی ، که :
دراز است ره مقصد و من نوسفرم
عشقت مبارک باد







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)