خواهرهای عزیز من یک پسر 22 ساله ام که لیسانس برق دارم و چهار سال توی خوابگاه زندگی کردم و خیلی در مورد ازدواج معیار ها و ملاک هام با بچه ها بحث کردم نه این که صرفا به این خاطر که در سن ازدواج واقع شدم بلکه به خاطر علاقه ای که من به بحث پیرامون خانواده دارم . قرض:
در خوابگاه وقتی که من شروع به صحبت می کردم در مورد موارد زیر همه در همون ابتدا اتفاق نظر داشتیم :
1- حیا وعفت (اکثرا هم این ویژگی رو از مودب بودن ، بلند نخندیدن توجمع ، حاظر جواب نبودن و... برسی میکردن)
2- حجاب (اکثرا چادری و اقلیت مانتویی پوشیده رو مناسب می دیدن)
3- خوانواده دار (البته همه روی این موضوع اتفاق نظر نداشتند ولیی از یک جمع 8 نفره 6 نفر به این موضوع تاکید میکردن)
و موارد زیر رو من همیشه به بحث می کشیدم و در نتیجشم حق رو به من می دادن
1-با فهم و شعور بودن فرد:فهم از نظر من یعنی توانایی درک کامل از محیط اطراف (مثلا طرف بدونه که امروز کار شوهر سخت بوده والان خودشم به سختی داره تحمل میکنه چه برسه به کس دیگه)و شعور از نظر من یعنی اینکه طرف طبق فهمی که از محیط اطراف کرده بهترین رفتار رو انتخاب کنه(مثلا تو همون ماجرای قبلی شروع نکنه به حل کردن مشکلی که دو ساله نتونسن حلش کنن و به عنوان مثال با یک چایی سعی در رفع خستگیش کنه)
البته تو ضیح دادن فهم و شعور تو چند جمله خیلی سخته
2- مودب بودن
3- استوار در سختی ها
4- اخلاق زنانه داشتن(گردن کش و گستاخ نبودن)
و این ویژگی که به نظرم هر مرد را به زانو در میاره ((حرف گوش کن بودن))
امید وارم به دردتون خورده باشه
از اینکه سلام نکردم عذر می خوام








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)