ممنون که مطلب طولانی من رو خوندید و پاسخ دادید.
۱- به عنوان کارمند پیش من کار می کنه و بعد از حدود شش ماه که پیش من بوده و دورادور زیرنظرش داشتم. با توجه به اخلاق و رفتارش تصمیم گرفتم که باهاشون این رابطه رو شروع کنیم که البته هر دو طرف تصمیم گرفتیم.
۲- نه خانواده ایشان هیچ اطلاعی از مسئله بکارتش ندارند و حتی خیلی می ترسه که خانواده اش متوجه بشن و آبروش پیش اونا بره. به خانواده اش خیلی علاقه منده و دوست نداره که تحت هیچ عنوان اونها رو اذیت کنه.
۳- چون احساس می کنم که اعتماد به نفس پایینی داره و سعی می کنه که با آرایش کردن به خودش اعتماد به نفس بده. خودش می گه که از ظاهر و قیافه اش خیلی راضی نیست و می خواد با آرایش بهتر دیده بشه. من بهش خیلی تاکید کردم که آرایش کردنش علاوه بر اینکه در دراز مدت روی پوستش تاثیر میزاره، فقط یک اعتماد به نفس کاذب ایجاد می کنه. در حالی که قیافه اش از خیلی دخترها زیباتره. من یک آرایش ملایم رو تایید می کنه و مخالف آرایش خیلی زیاد هستم.
۴- من ۲۸ سال دارم و ایشون هم ۲۴ سال
۵- من و خانواده ام زیاد مذهبی نیستیم. به خدا اعتقاد کامل دارم ولی تمامی احکام مذهبی رو اجرا نمی کنم ولی مخصوصا به صداقت، درستی و پاکی توی زندگی خیلی ارزش قائلم و اینکه سعی می کنم هیچوقت دل کسی رو نشکنم و برای همینه که دارم سعی می کنم حقیقت رو متوجه بشم تا یک تصمیم درست بگیرم و خدایی نکرده بدون دلیل به کسی تهمت نزنم و می دونم که این کار گناه خیلی بزرگیه.
در مورد رابطه معاشقه ای هم که داشتیم لطفا در نظر بگیرید که ما هر دوتا در سنی هستیم که از نظر مسائل جنسی تحت فشار هستیم و از طرفی چون به هم علاقه داریم و شرایط معاشقه هم وجود داشته این اتفاق افتاده و گرنه احتمالا اگر افراد دیگه ای در همین شرایط ما قرار داشتند حتی رابطه جنسی کامل هم برقرار می کردن. خیلی سعی کردیم که خویشتن داری کنیم ولی متاسفانه بعضی مواقع آدم ها می لغزن.
واقعا می خوام که یک تصمیم درست بگیرم که فردا هیچکدوم مون پشیمون نشیم. از طرفی دوستش دارم و از طرفی می خوام شک و تردیدم از بین برم تا دوست داشتنم رو به طور کامل ثابت کنم.
من خودم قبلا با چند تا دختر دوست بوده و این قضیه به خودش هم گفتم ولی با هیچکدوم از دخترها بیش از صحبت کردم و SMS پیش نرفتیم. با هیچ کسی قبل از این رابطه جنسی هم نداشتم و به همین خاطر قبول می کنم که قبلا با پسری دوست بوده باشه ولی قبول کردن این موضوع که رابطه جنسی داشته باشه واقعا سخته. قبل از هر تصمیم باید بتونم بهش در این مورد اطمینان کنمنوشته اصلی توسط زنده دل
حرف شما رو در مورد معاشقه تاحدودی قبول دارم ولی باز می گم که ما خیلی سعی کردیم که خویشتن داری کنیم.نوشته اصلی توسط maryam123
لطفا یکم دقیق تر بگید که به چه دلیلی این ازدواج به صلاح نیست؟ شاید خواسته خدا این بوده باشه که ما با هم آشنا بشیم و من نمی خوام در این مورد با عجله و به اشتباه تصمیم گیری کنم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)