چرا؟اولا باباش اصلا اجازه نمیده ما بریم خواستگاری
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
چرا؟اولا باباش اصلا اجازه نمیده ما بریم خواستگاری

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
بالهای صداقت (شنبه 09 دی 91)
تشکرشده 600 در 287 پست
فرشید 65 عزیز
رابطه ی شما در چه حدی بوده؟
از علاقه ی اون به خودت مطمئنی؟به چه دلیل؟
مطمئنی حرفهایی که داره در مورد مخالفت پدرش می زنه درسته؟
اگر حرف این خانم درمورد مخالفت پدرش درست باشه ایا به پدر حق نمی دی که دخترش رو به همسری پسری با این شرایط در نیاره؟
تشکرشده 358 در 180 پست
سلام برادر عزيزم من ميخوام تجربه خودم و بگم شايد بهتر بتوني تصميم بگيري. من دقيقا وقتي بيست سالم بود تو اين شرايطي كه شما هستي قرار داشتم و سه سال با آقايي دوست بودم البته اولش قصد ازدواج نبود ولي بعدش كه خانواده من فهميدن ايشون اومد خواستگاريم خيلي سخت تونست خانوادش و راضي كنه و چندين ماه اين راضي كردن طول كشيد رابطه ما دسته كمي از رابطه شما نداشت ولي ما رابطه نداشتيم.ولي همين دوستي عميق انقدر وابستم كرده بود كه حاضر شدم با مادرش تو يه خونه زندگي كنم اصلا شرايط مالي درستي نداشت و من فقط چون دوستش داشتم حاضر شدم جلوي همه وايسم ولي هميشه با خودم فك ميكردم اگه يه روز دوستش نداشتم اين آقا ويژگي ديگه اي داره كه بخوام بازم باهاش بمونم ميديدم كه نداره ولي چون خيلي دوستش داشتم و وابستش شده بودم نميتونستم پامو از اين رابطه بكشم بيرون.يه هفته قبل از عقد همه چي به هم خورد و از نظر اون آقا ما تفاهم نداشتيم.اينو بعد سه سال فهميده بود.البته اين بهونه بود ولي چون خانواده ها كاملا مخالف بودن نتونست دووم بياره و وقتي قضيه رو جدي ديد جازد.خيلي ضربه بدي خوردم الآن كه دو سال از اون قضيه ميگذره فقط روز و شب خداروشكر ميكنم كه نشد.شما هم از بيرون رابطه رو نگاه كن از خودت بپرس اگه روزي احساسي كه الان بهش دارم نداشتم بازم دليلي واسه ادامه دارم؟انقد احساسي تصميم نگير.
اگه هرچه قدرم دوسش داشته باشي وقتي مشكلات پيش بياد(چه مالي چه خانوادگي) احساست به نفرت تبديل ميشه.در مورد حرفي كه دوستان زدن اين دليل نميشه چون اون خانم بااين آقا رابطه داشته پس متعهد نيست.
احساس اون نسبت به شما چيه؟
تشکرشده 106 در 48 پست
برادر من خب شما که تا اینجا پیش رفتین خب پدر مادرتون رو راضی کنید. شما انگار جبهه نرفته شهید شدی. بابا هنوز قضیه رو مطرح نکردی با پدرش میگی مخالفه . یه ذره تلاش کن
پدر و مادرت رو راضی کن . از مادر شروع کن . اون زودتر کوتاه میاد و می تونه پدرت رو هم راضی کنه . وقتی رسمی برید خواستگاری پدر اون هم بالاخره منطقی صحبت می کنه . نهایتش اینه که تکلیفت یا اینوری یا اونوری مشخص میشه . اما اینجور ادامه دادن خوب نیست . مسلما یکی تون آسیب شدید می بینه و اون ممکنه شما باشی که بیشتر عاشقی
در مورد سطح اقتصادی خانواده هاتون هم توضیح بده.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)