به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: با زندگی که به من اجبار شده چه کنم؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد هم درد
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab

    ازشون خواهش کن در صورت وخیم تر شدن شرایط میتونند در خوابگاه دانشگاه یک اسکان موقتی بهت بدند که وضعیت سخت تر نشه و خانواده مجبورت


    مگه آدم از سنگه که خانوادشو رها کنه یا مگه خانواده جلادن که دخترشونو فدا کنن
    گیرم رفت خوابگاه دوسال دیگه می خواد چه کار کنه

    parvaz 72 جان حتما یه مشاورو بنداز جلو و خانوادتو راضی کن که باهاش هیچ رابطه ای نداشتی و حتی موی سرتم ندیده ضمنا با خانوادت با مهربانی و منطق صحبت کن و حتی اگر داد سرت کشیدن ارامشتو حفظ کن و به صحبتای (منطقی و درستی که از پیش روشون کار کردی) ادامه بده
    به این ترتیب اونا میفهمن که شما همه ی جوانبو در نظر گرفتی.
    دوست عزیز

    تاکید می کنم این کار رو موقتا و تنها در صورتی که خانواده خودشون و اون آقا اصرار بی دلیل می کنند برای ازدواج. و قتی شرایط عادی شد و اون آقا هم رفت پی زندگی خودش، شما هم در کنار خانواده خواهی بود ان شاالله.

    خانواده ایشون رو مجبور کردند که در عقد موقت و جشن عقد شرکت کنه و برخلاف میل باطنی اش و جواب آزمایش به ایشون جواب مثبت بده؟!

    اگر شرایط به همین صورت پیش بره با توجه به سن کم ایشون و فشار خانواده و اون آقا و خانواده اش ممکنه عقد دائم یا مرحله محضری شدن کار هم پیش بره؟!

    که دیگه اون موقع جدایی مثل الان ساده نیست و باید ماهها و یا شاید سالها پله های دادگاه رو بالا و پاییی بروند و یا یک عمر برای مردی همسری کنند و یا مادر بچه هایی

    باشند که اشک و آه همراه این همسری و مادری باشد

  2. 2 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 11 دی 91)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 02:22]
    تاریخ عضویت
    1391-10-01
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    512
    سطح
    10
    Points: 512, Level: 10
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با زندگی که به من اجبار شده چه کنم؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد هم درد
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab

    ازشون خواهش کن در صورت وخیم تر شدن شرایط میتونند در خوابگاه دانشگاه یک اسکان موقتی بهت بدند که وضعیت سخت تر نشه و خانواده مجبورت


    مگه آدم از سنگه که خانوادشو رها کنه یا مگه خانواده جلادن که دخترشونو فدا کنن
    گیرم رفت خوابگاه دوسال دیگه می خواد چه کار کنه

    parvaz 72 جان حتما یه مشاورو بنداز جلو و خانوادتو راضی کن که باهاش هیچ رابطه ای نداشتی و حتی موی سرتم ندیده ضمنا با خانوادت با مهربانی و منطق صحبت کن و حتی اگر داد سرت کشیدن ارامشتو حفظ کن و به صحبتای (منطقی و درستی که از پیش روشون کار کردی) ادامه بده
    به این ترتیب اونا میفهمن که شما همه ی جوانبو در نظر گرفتی.
    دوست عزیز

    خانواده ایشون رو مجبور کردند که در عقد موقت و جشن عقد شرکت کنه و برخلاف میل باطنی اش و جواب آزمایش به ایشون جواب مثبت بده؟!

    اگر شرایط به همین صورت پیش بره با توجه به سن کم ایشون و فشار خانواده و اون آقا و

    خانواده اش ممکنه عقد دائم یا مرحله محضری شدن کار هم پیش بره؟!

    که دیگه اون موقع جدایی مثل الان ساده نیست و باید ماهها و یا شاید سالها پله های

    دادگاه رو بالا و پاییی بروند و یا یک عمر برای مردی همسری کنند و یا مادر بچه هایی

    باشند که اشک و آه همراه این همسری و مادری باشد
    خونوادم سنگ تر از اونی هستن که میتونین فکرشو بکنین همین الانم بهم میگن نمیزاریم طلاق بگیری تا فکر ازدواج با یکی دیگه رو نکنی حاضرم تا آخر عمرم تو خوابگاه باشم ولی این زندگیو قبول نکنم
    به هر کی بگین من رو انداختم که باهاشون صحبت کنه ولی به هیچ وجه قبول نمیکنن حتی حاضر نیستن عیبو ایراداشو قبول کنن میگن همه ایرادا از خودته


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.