من 2ساله ازدواج کردم 27 سالمه با کلی غم و غصه و بعد از 6سال دوستی ازدواج کردم
اشوهرم 2سال از من کوچیکتره و مادرشوهرم رفتارش با بچه هاش خیلی بچگونست انگار نه انگار که پسراش زن دارن اصلا و ابدا پسرتشو صدا نمیکنه که یه لیوان آب یا مثلا یه چیز کوچیکو بلند کنن با اینکه مادرشوهرم همش پیش ما دوتا عروساش میگه که کمرم و پام درد مینه ولی تا پسراش یه چی بخوان سریع بلند میشه واسه همین اصلا دوس ندارم برم خونشون پدرشوهرمم فقط همون اول که مارو میبینه یه کم باهامون حرف مبزنه ولی بعدش خیلی سرد و حتی از در که میاد تو به زور جواب سلاممو میده
من دوس ندارم به اونا بی احترامی کنم ولی متاسفانه اینقدر حرس میخورم که همش به شوهرم غر میزنم بعضی وقتا هم جواب اونارو میدم
نمیدونم چیکار کنم درمونده شدم مادرشوهرم دوس داره ما دوتا عروسا نوکر دس به کمر پسراش باشیم واسه همین منم اینقد لجم میگیره که شوهرمو جلوی اونا ضایع میکنم توروخدا کمکم کنین
پدرشوهرم خیلی رفتارش سرده و من اصلا نمیتونم تحملش کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)