نقل قول نوشته اصلی توسط سووشون
سلام
معمولا خانومها وقتی توقعاتش براورده نمیشه این حالت بهشون دست میده اگه به مسئله خاصی رسیدی اونوقت دیگه اینو منوط به اون واونو منوط به این نکن[/size][/php]

منظورتونو اینجا نفهمیدم.

منظورم رو فرشته مهربان خیلی خوب توضیح داد البته بازبان ساده و واضح خودشون
اگه به دلت نشسته یا به هرحال شرایطی داره که دلت پیششه دیگه نباید انتظار داشته باشه همه معیارهای که دوست داری رو هم داشته باشه
یه وقتهای من ادم خیلی دودلی بودم حتی تو خرید یه روسری ساده
میخواستم قشنگترین روسری باشه که تا حالا سر کسی دیدم لیز نخوره و خوب روی سر بمونه تفاوت رنگش ,نخکش نشدنش ,و دراخر ارزون بودنش همه رو کنارهم میخواستم بعد چشمم میموند روی یکی که ازهمه گرونتر بود اما توان قدرتش رو نداشتم
خوب نمیشد واسه همین از خریدنش پشمیمون می شدم ومیگفتم اصلا نمیخرم
شاید مثال خوبی نباشه اما

اگه دودلی شما اگه مستقیما برمیگرده به سردی وگرمی ایشون فقط فقط وهمه چیز اکی و خوبه
میشه هوشمندانه از روی همون برگه مشاور سر صحبت رو خیلی مودبانه باز کرد و تاحدودی به قضیه پی برد چرا که به قول دوستان کارشناس برای بعضیا این خارج از حجب وحیای دختر محسوب میشه پس هوشمندانه رو برای این گفتم شاید میشه کاری کرد که ایشون سر صحبت رو باز کنه

مواظب خودت باش عزیزم
موفق باشی

سلام . مرسی سووشون جان. خیلی مثال جالبی بود.! حق با شماست...

شاید نباید میگشتم دنبال اینکه همه مراجع موجود روی زمین، از جمله مشاور هم انتخابم رو تائید کنند، شاید اضطراب کلیم باعث این رفتارم شده بود، شاید هم همه کیسهای شکست خورده ای که اینجا دیدم و میبینم، به خودم گفتم و میگم که اگه نظر مشاور هم با نظر من یکی باشه، لابد اشتباه نمیکنم، لابد بعدا این اتفاقا برای من نمی افته، لابد لااقل به خودم نمیگم اگه مشاوری میرفتم الان اینجوری نمیشد، لااقل یه مشاور بهم نمیگه اگه مشاوره قبل ازدواج رفته بودین نباید ازدواج میکردین و الان اینجا نبودین... نمیدونم شاید هم الان در حال توجیه تراشیدن برای بی توجهی به نتیجه حرفای اون روانشناس باشم... نمیدونم... روان ناخوداگاه خیلی پیچیده تر از این حرفاست...
میخوام مطمئن باشم... میخوام منطقی باشم، میخوام محکم باشم... اما میترسم خرابکاری کنم... میترسم انتخابم اشتباه باشه...
...
آره حق با شماست درباره اون مساله سردی واینا هم اگه واقعا برام مهم شد، میتونم یجوری بپرسم، فکر کنم این روانشناسی که قراره بریم هم باز راجه بهش صحبت کنه باهامون...



نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین آریایی
سلام رازقی جون
من فقط در مورد اون قسمتی که گفتی حس میکنی تنوع طلبه یعنی خودش گفته تنوع طلب هست،صحبت میکنم.
ببین عزیزم اول که همون جور که دوستان و کارشناسان عزیز گفتن باید تکلیفت با خودت مشخص شه...
حالا از این که بگذریم(یعنی اینکه حل شد)
در مورد تنوع طلبی سوالات واضح ازش بپرس...
بپرس وقتی میگه تنوع طلب هست منظورش دقیقا چی هست؟اینکه آدم تنوع طلب باشه به نظر من بد نیست تو ذات همه آدمها وجود داره....ولی تعریف تنوع طلبی خیلی مهمه...
استاد من میگفت تنوع طلبم و این تنوع طلبی همه جانبه هست هم از نظر ظاهری خودم هم ظاهر تو،هم ارتباط جنسی،هم ارتباط عاطفی...
منم راحت گفتم خیلی خوبه.منم هستم.
ولی وقتی بهش نزدیک شدم دیدم اون تنوعی که مد نظر اونه افراطی هست،یا چیزایی که به نظر اون به خود رسیدنه به نظر من نیست.
سلام نازنین جون. مرسی که اومدین
ایشون تنوع طلبیش رو در مورد مسائل ظاهری میگه، لباس و آرایش وغیره... در مورد خودش هم اینجوریه... تفریحش لباس خریدنه!... دوس داره کلا... منم ریز ازش پرسیدم، میگه همون توی خونه و اینا منظورمه مگر نه بیرون رو که خب پوشش خاص خودش و سادگی و رسمی بودنش رو آدم درک میکنه و اینا- آخه میترسیدم با معیارهای مذهبی من سازگار نباشه خواسته ش در مورد تنوع طلبی ظاهری که خدا رو شکر بود-...
شاید در مورد تنوع طلبی، تنوع توی چیزای دیگه رو هم منظورش بوده روش نشده بگه!... نمیدونم. بیشتر احتمال میدم خیلی افراطی نباشه.
روانشناس میتونه توی شناخت این قضیه بهم کمک کنه؟