سلام مریم جان
به نظر من اکثر ادم ها این تفکرات گاهی به سراغشون میاد ولی اینکه شما از ارتفاع میترسی یا از دریا میترسی یا هر چیز پیش پا افتاده ای .. به نظر من وقتی با همسرت بیرون میری از همسرت بخواه تو را به اون چیز هایی که میترسی ازشون نزدیک کنه تا شما متوجه بشید که ترسی نداره .. این مطمئن باش که جواب میده . آخه من خودم همیشه از ارتفاع میترسیدم چند بار که رفته بودیم با همسرم به باغ بابام اینا نامزدم منو مجبور میکرد تا از درخت بالا برم من همچنان که گریه میکردم از درخت بالا میرفتمنامزدم هم مواظبم بود و تشویقم می کرد تا ترسم ریخت یا مثلا یه بار که رفته بودیم مشهد من و خواهر شوهرم واقعا از چرخ و فلک میترسیدیم نامزدم و شوهر خواهرش ما رو مجبور کردن که سوار چرخ و فلک بشیم با اون ارتفاع 50 متریش وای فکرش هم واسمون ترسناک بود و همیشه فکر میکردیم که ما اون بالا گیر میکنیم و نمیتونیم پایین بیاییو ولی این دوتا انقد داخل کابین چرخ و فلک یه کارایی می کردن که انقد بهمون خوش گذشت حتی به افتادن و گیر کردن فکر هم نکردیم ....
خلاصه اینکه ما همه این افکار رو داریم ولی باید همسرت هم کمکت کنه تا این ترس ها و فکر های منفی از ذهنت بره عزیزم
ببخشید زیادی حرف زدم![]()







نامزدم هم مواظبم بود و تشویقم می کرد تا ترسم ریخت یا مثلا یه بار که رفته بودیم مشهد من و خواهر شوهرم واقعا از چرخ و فلک میترسیدیم نامزدم و شوهر خواهرش ما رو مجبور کردن که سوار چرخ و فلک بشیم با اون ارتفاع 50 متریش وای فکرش هم واسمون ترسناک بود و همیشه فکر میکردیم که ما اون بالا گیر میکنیم و نمیتونیم پایین بیاییو ولی این دوتا انقد داخل کابین چرخ و فلک یه کارایی می کردن که انقد بهمون خوش گذشت حتی به افتادن و گیر کردن فکر هم نکردیم ....

علاقه مندی ها (Bookmarks)