مرسی از راهنمایی مفیدتونمشکل اینه که پدر ومادرم حامی و دوست من نیستن کاش زندگی من مستقل بود
راستش من روابطم رو سعی کردم محدود کنم ولی دست از سر من برنمیدارن .
با خونمون تماس میگیره و مادرمو ناراحت میکنه و مادرم به من فشار میاره . من تلاشمو کردم نتونستم پزشک شم واقعا در توان من نبود ولی این الان دانشجوی تخصصه . من هنرمند بودم ولی هر بار منو میدیدن به کارای من میگن چرت و پرت میگه چرا نمیری مث دخترم درس بخونی دخترم .... خب مامان من ناراحت میشه واقعا دلش میسوزه وسایلمو جمع کرده که برای ارشد درس بخونم من از درسم خوشم نمیاد واقعا رشته ی درامدزایی هم نیست این وضع اعتماد بنفس منو به صفر رسونده زندگیمو بی هدف کرده من الان بیستو سه سال دارم واقعا نمیدونم چرا زندگی میکنم خودکشی کنم والا بهتره از زندگیه مزخرفه







مشکل اینه که پدر ومادرم حامی و دوست من نیستن کاش زندگی من مستقل بود 

علاقه مندی ها (Bookmarks)