با سلام و ممنون از پاسختون ...کامروای عزیز.
ما در مورد ایشون به این باور رسیدیم که مسئله دارند.نمونه اش برخورد منفعل ایشون با مشکل پیش اومده بود و مورد دیگر استدلالهای کاملا عجیب وغریب در برخورد با مسائل و...به چنین کسی چطور میشه برای یک عمر زندگی تکیه کرد .
اما در مورد دوم من قبول دارم که انتخاب کاملا اشتباهی داشتم .نااگاهانه وکاملا احساساتی با مسئله برخورد کردم و راستش خیلی خوشبینانه صحبتها و تعریف و تمجید های مادرش و پدرش رو در مورد پسرشون باور کردم .بعد ها متوجه شدم اونها پسرهاشون رو مثل دخترها در منزل نگه میداشتند و همین مسئله باعث شد اصلا مهارت وتوانایی تعامل با دیگران و تجزیه و تحلیل مسا ئل رو نداشته باشند دقیقا مثل کسی که بعد از چند سال از یک غار بیرون امده باشه.....غیر اجتماعی رفتار میکردند ..

در مورد اخر من با وکیل هم صحبت کردم قصد گرفتن حق و حقوق دارم ولی نمیدونم موفق خواهم شد یا با عکس العمل غیر منطقی دیگه ای مواجه خواهم شد کسی که از گرفتن عیدی های من که از طرف خانواده اش داده شده بود به بهانه اینکه بعد ها من باید این پولها رو پس بدم ابایی نداشت یا به شدت حسابگر بود و دائم در حال چرتگه انداختن در مورد مخارج .و تاکید که اگه الان دارم خرجی میکنم معنیش این نیست بعدا هم همینطوره ...راضی به دادن مهر من خواهد شد و احتمالا به خاطر فرار از مهر من رو با ندادن طلاق اذیت نخواهد کرد .مشاوری که داشتم به من گفت بیماریهای شدید تر روحی رو نمیشه ثابت کرد
بدون مدرک ایشون که ظاهر رو حفظ میکنند من از این طریق هم دستم به جایی بند نیست .
من از کسانی که تجربه جدایی دارند تقاضا ی راهنمایی دارم .نمیدونم امکان گرفتن مهریه ام تا چه حدی وجود داره .
من واقعا منتظر راهنمایی شما دوستان عزیز هستم وقبلا سپاسگزارم.
در ضمن تقاضا دارم پست اولم که بدون ویرایش ارسال شد حذف بشه ...
از مشاوران تقاضا دارم منو راهنمایی کنن .در حال حاضر شرایط خوبی ندارم نگران اینده با توجه به شرایطم هستم .دچار استرس و نوعی وسواس فکری شدم که چرا من این اشتباه رو کردم .حس نفرت از ظلمی که به من شد در حالیکه خیلی صادقانه وبدون هیچ توقعی با ایشون برخورد میکردم ...دائم هواشو داشتم .خیلی بی تجربه و احساساتی رفتار کردم .......؟؟؟؟