سلام خانم سلطاني
نميدونم چرا مطلب شما رو كه خوندم ناخدا گاه به ياد يكي از دوستانم افتادم
من عضو اين سايت نبودم و فقط به خاطر شما عضو شدم
يكي از دوستان من دقيقا مشكلي مثل شما داشت عاشق دكترش شده بود و از دكترش هم توقع داشت كه عاشقش باشه و بهش ابراز علاقه كنه .
من بارها بهش گوشزد كردم كه از فكر و خيال بيا بيرون اون فقط دكتر شما هست
ولي او همچنان علاقه منده.
ببخشيد خيلي رك ميگم اين كار شما احمقانه هست
رويايي هست
دور از واقعيته .
از فكر و خيال بياين بيرون
زندگي اون جوري كه ما در فكر و تصور و رويامونه نيست
زندگي بايد عاقلانه باشه
نه اينكه رويا بافي و فكر و خيال
دكتر شما اگر شما رو ميخواست بدون گفتن شما خودش بهتون ابراز علاقه ميكرد
اقايون بايد التماس كنند كه خانوما بهشون جواب مثبت يا منفي بدن.
به نظرم خيلي منتظرش نباشين
خودتون هم تنبيه نكنيد
به فكر پيشرفت و موفقيت باشيد
همه چيز در گرو ازدواج نيست
زندگي فكر كردن به اينده ي عاقلانه هست
اگر بيست و دوسالتونه هنوز خيلي جا دارين واسه ازدواج
اين رو از طرف يه خواهر بزرگتر داشته باش
احساسي خواهر من نباش
فكر و منطق داشته باش
ببين عقلت چي ميگه
نه نشانه هاي ديگه
اميدوارم كه ناراحتتون نكرده باشم
فقط ميخواستم بگم اگر اين علاقتون منجر به ازدواج شد كه پيشاپيش تبريك ولي اگر جواب نگرفتي ولش كن برو پي زندگيتو هدفهات.
به دوستم هم همين رو گفتم او هم منتظر جواب اقاي دكتر هست ولي تاكنون جواب نگرفته.








علاقه مندی ها (Bookmarks)