سلام
خوش خبر عزیز ممنون از نظرتون.
دوست عزیز میدونم گاهی این که شما گفتید درسته اما فکر میکنم همه اینطور نیستند.
نمیدونم درست فکر میکنم یا نه اما به نظرم کسانی چنین رفتاری با همسر دوم دارند که خودشون هم توی ازدواج اول مقصر بودند و کوتاهی هایی داشتند.
آقای فرهنگ از شما هم ممنونم که نظرتون رو گفتید.
حق با شماست، دید من اشتباه بوده تا حالا.اما دیگه اشتباهمو تکرار نمیکنم(از این به بعد منتظر همه مدل خواستگاری هستم)
فرشته جان از شما هم خیلی ممنونم که خیلی ساده و روان برام توضیح دادید.
تماااام حرفاتو قبول دارم بی کم و کاست
آنچه که در مورد احساسات و غرائز با زبان ساده و به شکل یک گفتگوی دوستانه و شاید کودکانه گفتید رو چندین بار با دقت خوندم.واقعا حق با شماست.
من نباید تقیدات دینی و مذهبیم رو دلیل رد و سرکوب احساساتم بکنم(البته هرگز چنین قصدی نداشته و ندارم.این اتفاق ناآگاهانه و ناخواسته و بدون توجه و خواستم بوده)بلکه باید به احساسات و غرائزم قاطعانه بگم : من یک سری قوانین رو بدون جبر و کاملا با اختیار خودم پذیرفتم و قلبا راضی هستم و باید بهشون عمل کنم.بنابراین شما باید با من همراه باشید و تا وقت مناسب صبور باشید.کسی هم مانع بروز شما نیست اما شما هر کدام وقت و زمان مناسب خودتون رو دارید.
یعنی باید قانعشون کنم طوری که اونها هم مقید بشن نه اینکه نسبت به تقیدات دینیم بدبین و خشمگین بشن و آرزو کنن که ای کاش چنین مقرراتی نبود!
متوجه شدم منظورت چیه فرشته جون، ممنونم ازت دوست عزیز
منتظر ادامه صحبتهات هستم







)



علاقه مندی ها (Bookmarks)