به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 104
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 بهمن 91 [ 12:18]
    تاریخ عضویت
    1391-10-22
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    294
    سطح
    5
    Points: 294, Level: 5
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 21 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط pariya-babak
    سلام
    خوبي شما؟
    زيبا جان كه سوالاي تكراري نپرسيد قبلا هم به هيچكدوم اشاره نكرده بودي و توضيح نداده بودي. بهتره خونسرد باشي.
    همونطور كه مدتيه تحمل ميكني يه مدت ديگه تحمل كن.اميدوارم با ارائه راهكارهامون زندگيتو نجات بدي
    فقط يه چيزي بگم
    چطور ميتوني اين چيزا رو تحمل كني؟
    شوهرت داره از اخلاقت سواستفاده ميكنه
    سلام عزیز
    ممنون شماچطوری؟
    خودمم توش موندم ولی همش دعامیکنم که خدابه راه راست هدایتش کنه
    به نظرشماجوابشوچی بدم؟
    اگه کمکم کنیدممنون میشم
    راستی چراجوابای دوستان وکه میدم روصفحه نمیاد؟

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 13:16]
    تاریخ عضویت
    1391-8-01
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    385
    سطح
    7
    Points: 385, Level: 7
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    89

    تشکرشده 89 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    دختر خوب چرا جواب سوالاي زيبا رو ندادي؟
    چواب بده تا بتونيم كمكت كنيم.راستي تو دوران عقد اينطوري بود؟ سرد بود؟ ازين حرفها ميزد؟شايد خونوادشن كه دارن بهش ميگن اينا رو بگو و تحت تاثير اوناس
    مهريه ات چند تاس؟
    ببين بااين وضع گروني فكر نكنم واقعا قصدش جدي باشه داره اذيتت ميكنه.

  3. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 تیر 92 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1391-10-17
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    637
    سطح
    12
    Points: 637, Level: 12
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 181 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    به نظرم خیلی زیادی کوتاه اومدی پسری به سن شوهر تو زود داغ میشه زودم سرد میشه تو باید خیلی محکم و قاطع باشی و سعی کنی توجه هشو به سمت خودت جلب کنی...یادت نره طلاق آخرین راه حله...دعا میکنم هر چه زودددد تتترررر مشکلت حل شه عزیزم

  4. کاربر روبرو از پست مفید sahars تشکرکرده است .

    somiroz (یکشنبه 01 بهمن 91)

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 بهمن 91 [ 12:18]
    تاریخ عضویت
    1391-10-22
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    294
    سطح
    5
    Points: 294, Level: 5
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 21 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    سلام
    یه چندهفته است بهم اس میدن وزنگ میزنن
    خواستم زنگ بزنم بابام بیاددنبالم مادرشوهرم نذاشت این کاروبکنم وگریه کردم.اخه ماتویه شهرستانیم پدرومادرم یه شهرستان دیگه
    خانواده ش میگن صبرکن خودش درست میشه
    شوهرم به دختره گفته میخام زنمو طلاق بدم .راستی اون دخترنیست متارکه س
    نمیدونم فقط میگه دیگه دوستت ندارم وازاین حرفا
    ازهمون چند هفته پیش رابطمون خیلی خیلی محدودشد.من که مشکلی ندارم
    بازازدیروزداره بهم میگه تایه سال دیگه طلاقت نمیدم
    ممنون ازاینکه وقت میزارین برام
    خیلی تنهام کمکم کنیدلطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahars
    به نظرم خیلی زیادی کوتاه اومدی پسری به سن شوهر تو زود داغ میشه زودم سرد میشه تو باید خیلی محکم و قاطع باشی و سعی کنی توجه هشو به سمت خودت جلب کنی...یادت نره طلاق آخرین راه حله...دعا میکنم هر چه زودددد تتترررر مشکلت حل شه عزیزم
    ممنون ازنظری که دادین لطفا بازم بهم سربزنیدوراهنماییم کنید
    مرسی ازدعاتون بازم التماس دعا

    نقل قول نوشته اصلی توسط pariya-babak
    دختر خوب چرا جواب سوالاي زيبا رو ندادي؟
    چواب بده تا بتونيم كمكت كنيم.راستي تو دوران عقد اينطوري بود؟ سرد بود؟ ازين حرفها ميزد؟شايد خونوادشن كه دارن بهش ميگن اينا رو بگو و تحت تاثير اوناس
    مهريه ات چند تاس؟
    ببين بااين وضع گروني فكر نكنم واقعا قصدش جدي باشه داره اذيتت ميكنه.
    جواب دادم عزیزم امیدوارم کمکم کنید
    نه توعقدماه به ماه همومیدیدیم ودلش خیلی برام تنگ میشدشایدم گریه میکردولی من دوست نداشتم زیادخونه شون بمونم ولی مجبوربودم وصبرمیکردم البته نه اینکه دوسش نداشته باش نه فقط نمیخاستم باخانواده ش باشم.
    چون هردومون تقریبا مذهبی مقیدبودیم سی سکه به نیت سی جزقران وحج وکربلاهمین
    ولی من فکرمیکنم تصمیمشو گرفته برای ازدواج مجدد
    ممنون میشم اگه بازم بهم سربزنید
    التماس دعا
    یاعلی

  6. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    به نظرم حتما خانواده ات رو در جریان بذار
    و خیلی محکم در مقابل این قضیه بایست
    زندگی که خاله بازی نیست که بگه امروز طلاقت می دم و فردا طلاقت نمی دم

    با پدر و مادرت صحبت کن اونا حق دارند بدونند که دخترشون تو چه شرایطی داره زندگی می کنه

    میشه عکس العملت در مقابل این رفتارهای همسرتو بگی؟

    وقتی بهت گفت که تا یه سال دیگه طلاقت نمی ده عکس العملت چی بود؟

    تاحالا با اون دختره حرف زدی؟

    میشه یکم وقت بذاری و خیلی کامل همه چیز رو توضیح بدی
    دید کلی من از تاپیک اینه که تو خیلی راحت با این قضیه کنار اومدی و سکوت کردی و اجازه دادی باهات ایجوری رفتار شه

  7. 5 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (یکشنبه 01 بهمن 91)

  8. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 بهمن 91 [ 12:18]
    تاریخ عضویت
    1391-10-22
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    294
    سطح
    5
    Points: 294, Level: 5
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 21 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    نه میترسم به خانوادهم چیزی بگم صدرصدبدترمیشه دنبال یه فرصت مناسبم اگه درست نسشه حتما میگم
    عکس العملم:میگم بروواسه طلاق اقدام کن من کاری نمیکنم
    گفتم اگه میخای طلاق بدی زودتراقدام کن خیلی مودبانه واروم
    نه بادختره حرف نزدم اخه شمارشوندارم
    راست میگی خیلی ساده برخوردمیکنم چون باخانواده ش زندگی میکنم جرات ندارم بیشترازاین
    ممنون ازشما

    سلام
    چی شدعزیزم نظری نداری؟

  9. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 فروردین 92 [ 15:52]
    تاریخ عضویت
    1391-4-20
    نوشته ها
    188
    امتیاز
    1,048
    سطح
    17
    Points: 1,048, Level: 17
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    559

    تشکرشده 569 در 163 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    گلم لطفا ناراحت نشو از حرفم ، ولی شما دیگه شورش رو درآوردی
    اینکه زن آروم باشه خوبه اما نه در هر شرایطی ، این که پیش خانوادشی یا تو شهری دیگه هستی اصلا دلیل نمیشه در برابر این مسائل کوتاه بیای و آروم باشی.
    مگه چه اتفاقی میفته اگه واکنش تند نشون بدی؟ دعوات می کنند؟ بیرونت می کنند؟ نهایتش زندگیتو خراب می کنند؟
    خوب زندگی شما که همین حالا داره با سکوتت خراب میشه دیگه ! مگه بالاتر از سیاهیم رنگیه؟
    بااتر ازینکه شوهرت بره یه زن دیگه بگیره مگه چه اتفاقی ممکنه رخ بده؟

    تازه شما که الان 20 سالته و تو دوران عقدی!! ( و مثلا شیرین ترین دوران رابطتونه!) شوهرت داره راحت راجب یه زن دیگه واسه ازدواج حرف میزنه ، اگه بشه 40 سالت و 20 سال از عمر زندگیتون بگذره پس اونوقت می خواد چکار کنه؟؟
    (حواستو جمع کن ، تو هم خیلی جوونی و هم هنوز عروسی نکردی و فرصت داری ، فکر کن ببین چنین مردی واقعا قابل اعتماد هست واقعا میتونه پدر بچه هات باشه و یک عمر باهاش زندگی کنی؟ مراقب باش کاری نکنی که یک عمر پشیمونی داشته باشی ، با این رفتارها بهتره بیشتر در مورد صلاحیت ایشون برای ازدواج فکر کنی )


    شما باید در همون مرحله اول طوری برخورد تند میکردی که هرگز جرات هم نکنه چنین حرفی جلوی شما بزنه ، چه برسه به اینکه جلوی چشم شما به اون خانوم اس ام اس بده و در مورد ازدواج باهاش با خانوادش هم حرف بزنه!!! ........... نرمی خوبه اما نه هرکجا!!

    جدای از این مسائل ، با این رفتارت انتظار داری خانوادش درموردت چه فکری کنند؟ پیش خودشون میگند خوبه دیگه ، به به!
    عروس از این توسری خورتر هیچ جا گیرمون نمیومد ، تا آخر عمر می تونیم هر بلایی خواستیم سرش بیاریم و اینم که صداش درنمیاد و گوش به فرمانه! وقتی در برابر همچین مساله ای اینقدر منفعل و آرومه پس معلومه که دیگه هرکاری بخوایم می تونیم باهاش بکنیم.


    اما کارایی که باید بکنی:

    1- جریان رو هرچه زودتر به خانوادت بگو ، خصوصا پدرت، اینقدر ساده نباش دختـــرجون !!! واسه چی خودتو سپردی به یه عده آدم غریبه که اینکارو باهات بکنند؟ بعد از خانواده خودت پنهان میکنی؟
    اونها از هرکس دیگه ای تو دنیا بیشتر خوبی تورو میخوان و بهتر می تونند شرایط رو بسنجند.
    با این رفتار تو درست یاد خواهرم میفتم که اول ازدواجش با پدرم قهر بود و شوهرش و خانوادش چه سواستفاده ها که از بی خبری پدرم نکردند و چه کتک ها که بهش نزدند. اما وقتی با پدرم آشتی کرد همشون مثل موش شدند!

    2- با همسرت بسیار قاطعانه و محکم برخورد کن ، هرگز هرگز هرگز ، اجازه نده تو زندگی قبح این مسائل بریزه از شوخیش گرفته تا جدیش طوری برخورد که اولین و آخرین بارش باشه!
    همیشه خوب و نرم و با گذشت باش.. اما سر این مسائل بسیار قاطعانه باش.
    بگو تا زمانی که اسمت تو شناسنامشه حق نداره حتی سر سوزنی به زن دیگه ای فکر کنه یا حرفشو بزنه ،
    یا این مسائل رو برای همیشه تموم کنه و جلوی بزرگترا تعهد کتبی بده که دیگه هرگز تکرار نمیکنه یا اگه می خواد طلاقت بده بره خودش با پدرت حرف بزنه ! و مهریه و حقوقت رو تمام و کمال بده.


    اتفاقا الان زمانیه که دقیقا باید پای خانواده ها بیاد وسط ، مبادا سادگی کنی و بشینی بسوزی و بسازی
    اگر صلاح بود با اون خانوم صحبت کنی هم میتونی شمارش رو از تو گوشی شوهرت دربیاری، مگه نمیگی اس ام اس میدن؟، بد نیست اون خانم هم واقعیت رو بدونه ؛ نه قصه ساختگی که شوهرت براش تعریف کرده رو.

  10. 5 کاربر از پست مفید کبـود تشکرکرده اند .

    کبـود (یکشنبه 01 بهمن 91)

  11. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 دی 95 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1389-12-26
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    4,701
    سطح
    43
    Points: 4,701, Level: 43
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    28

    تشکرشده 35 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    من اگه خودم جای شما بودم هرگز به این سادگی نمی گذشتم از این قضیه . اولین بار کی متوجه این قضیه شدین ؟ چرا محکم عکس العمل نشون ندادین ؟ چطور شوهرت جرات کرد اصلا حرفی از کس دیگه بزنه ؟‌ مادر شوهرتون خواست کوتاه بیاین و شما به همین سادگی کوتاه اومدین ؟ حداقل باید شرط می کردین که پدر و مادرش پی قضیه رو بگیرن و اونم قول بده که دیگه همچین کاری نمی کنه . خانوادش چیکار می کنن ؟ باهاش صحبت نکردن ؟

    به نظر من که حتما حداقل به یکی از اعضای خانوادت که باهاش صمیمی تری بگو که هم در جریان باشه و هم راهنماییت کنه . با نشستن و دست رو دست گذاشتن که چیزی درست نمیشه دختر خوب . پس فردا خانوادت نمیان بگن چرا نشستی دست رو دست گذاشتی به ما هم هیچی نگفتی ؟‌ بلند شو و به خودت بیا !

  12. کاربر روبرو از پست مفید melisazand تشکرکرده است .

    melisazand (چهارشنبه 27 دی 91)

  13. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    یک سوال داشتم...وقتی همسرت این حرف رو به شما می گه و شما می گی برو طلاق بگیر به همسرت نشون دادی که اهمیت نداره برات که جدا شین...
    اگه خدایی نکرده این کار رو کرد بعید نیست بگهمگه خودت بهم نگفتی برو طلاق بگیر!!!

  14. 3 کاربر از پست مفید پرنده غريب تشکرکرده اند .

    پرنده غريب (سه شنبه 03 بهمن 91)

  15. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 بهمن 91 [ 12:18]
    تاریخ عضویت
    1391-10-22
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    294
    سطح
    5
    Points: 294, Level: 5
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 21 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم جلوچشمم به قصدازدواج بادختری صحبت میکنه

    اره عزیزم هم بارفتارم وهم باحرفام دارم بهش میفهمونم که جداشدن ازش برام راحته
    میخام فقط یه کم بهشون فرصت بدم نگن حرفامون وگوش نکرداخه اقوام خیلی نزدیکیم
    خانوادش میگن سربه سرش نزارخودش درست میشه
    ازحرفاتون ناراحت نمیشم عزیزان ولی من گفتم یه سال توعقدبودیم ونزدیکه بشه یه سال که زیریه سقفیم حالاچی میگیددوست عزیزم؟
    همانطورکه قبلاگفتم منتظریه فرصتم تابه خانوادم بگم
    چندباربهش تذکردادم که جلوی من ازدختره حرف نزنه بازدوباره به شوخی شروع میکنه
    اقاواسه گوشیش رمزورودمیزاره نمیشه شماره دختره روپیداکنم
    راستی اگه کارمون به طلاق بکشه نمیتونه مهریه مو بده درواقع ن د ا ر ه
    اگه بازم کمکم کنیدممنون میشم

    نقل قول نوشته اصلی توسط melisazand
    من اگه خودم جای شما بودم هرگز به این سادگی نمی گذشتم از این قضیه . اولین بار کی متوجه این قضیه شدین ؟ چرا محکم عکس العمل نشون ندادین ؟ چطور شوهرت جرات کرد اصلا حرفی از کس دیگه بزنه ؟‌ مادر شوهرتون خواست کوتاه بیاین و شما به همین سادگی کوتاه اومدین ؟ حداقل باید شرط می کردین که پدر و مادرش پی قضیه رو بگیرن و اونم قول بده که دیگه همچین کاری نمی کنه . خانوادش چیکار می کنن ؟ باهاش صحبت نکردن ؟

    به نظر من که حتما حداقل به یکی از اعضای خانوادت که باهاش صمیمی تری بگو که هم در جریان باشه و هم راهنماییت کنه . با نشستن و دست رو دست گذاشتن که چیزی درست نمیشه دختر خوب . پس فردا خانوادت نمیان بگن چرا نشستی دست رو دست گذاشتی به ما هم هیچی نگفتی ؟‌ بلند شو و به خودت بیا !
    همش شوخی شوخی شروع کردنمیدونستم تااینجا پیش میره
    راستش خانوادم من وباهزار ارزوفرستادن خونه ی شوهرچون فامیل بودیم واصلابه ذهنشون نمیاکه یه وقت باهم مشکل داشته باشیم
    میترسم ازبس خانوادم ناراحت بشن خدایی نکرده اتفاقی براشون بیفته

    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ش
    يعني چي كه به دلش نشستي؟

    ميشه يكم درباره رابطتون بگي ؟
    تحصيلاتتون ؟

    اصلا متوجه نشدم
    نمیدونم میگه به دلم ننشستی بااینکه همیشه ارزوش بودباهم باشیم
    من دیپلم دارم شوهرم دانشجویه یه رشته خیلی مذهبیه
    میگه قصدازدواج مجدد دارم وبدون تو
    مرسی ازحضورت


 
صفحه 2 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.