به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Threaded View

  1. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 دی 91 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1391-9-22
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    203
    سطح
    4
    Points: 203, Level: 4
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خواستگاری و آمدو شد...دیگه خبری ازشو ن نیست. بهش وابسته شدم،چه کنم؟

    دوست عزیزم zm518: ممنون بابت همدردی شما .خواهش می کنم به ایشون دیگه اصلا فکر نکن این اقایی هم که امدن خواستگاری من با این همه اصرار ببین چطوری من را اذیت کردن هم ایشان و هم خانواده ایشان . اوایل 2 یا 3روز از ایشان هیچ خبری نمی شد و بعد دوباره پیداشون میشد و بعد شد 5 روز و دوباره پیداشون میشد و بعد شد 7 روز .....و این حالت تقریبا برای 3 ماه ادامه داشت و متاسفانه متاسفانه و باز هم متاسفانه من متوجه نبودم و وابسته شده بودم و وقتی بعد از چندین روز تماس می گرفتند و دوباره رابطه را شروع می کردند سعی می کردم رابطه برای شناخت بیشتر بشه و ادامه پیدا کند تا بتوانم تصمیم بگیرم ولی یک دفعه ایشان رابطه را قطع می کرد و بعد دوباره شروع می کرد وقتی با هم به مشاوره رفتیم مشاور گفت که باید با هم رفت و امد بیشتری داشته باشید. نمی دانید در این مدت من چقدر اذیت شدم همش گریه می کردم هنوز هم بعضی وقت ها احساس بدی دارم و گریه می کنم پیش خودم می گویم من که از لحاظ اخلاقی مشکلی ندارم خدا شاهده راست می گویم همه از اخلاق من تعریف می کنند و از دور و نزدیک و از اشنا و فامیل و ... این تعریف ها را می شنوم پس دلیلی نداشته که این رفتار را کنند پس من حتما چهره زشتی دارم و شروع می کنم به گریه کردن. خودشان خواهر یا فرزند دختر ندارند که این طوری با دختر مردم رفتار می کنند .خوب من که نرفته بودم خواستگاری ایشان . خیلی راحت از همان روزهای اول که می دیدند من با ایشان جور نیستم یا از چهره من خوششان نمی امد یا از هر چیز دیگه ای .. خودشان را کنار می کشیدند نه اینکه اول اصرار کنند و خیلی گرم بگیرند بعد سرد بشوند و ان رفتار ها ... و بعد دوباره بعد از چندین روز تماس بگیرند و گرم بگیرند . من را کرده بودند بازیچه خودشون حالت بلاتکلیفی داشتم احساس بدی داشتم دلم می خواست تکلیفم روشن شود یا من را می خواستند یا نمی خواستند. اگر نمی خواستند چرا اصرار می کردند و گرم می گرفتند و اگر می خواستند ....هر چی بگویم درد دلم تمام نمیشه . خواهش می کنم فراموشش کن و خودت را اذیت نکن . موفق باشی عزیزم

  2. 2 کاربر از پست مفید l.a تشکرکرده اند .

    پیروز 121 (جمعه 29 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دلم گرفته چرا خواستگار خوبا برای من نیست
    توسط mahfam در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: شنبه 30 آذر 92, 00:14
  2. تاحالایه خواستگارنداشتم(این خطرناک نیست)
    توسط سمانه73 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آذر 91, 18:23
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 20:39
  4. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 16 تیر 91, 19:42
  5. جدایی یا صبر و ادامه دادن (خواستن همیشه توانستن نیست)
    توسط sonic.quak در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 خرداد 91, 01:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.