دوست عزیزم zm518: ممنون بابت همدردی شما .خواهش می کنم به ایشون دیگه اصلا فکر نکن این اقایی هم که امدن خواستگاری من با این همه اصرار ببین چطوری من را اذیت کردن هم ایشان و هم خانواده ایشان . اوایل 2 یا 3روز از ایشان هیچ خبری نمی شد و بعد دوباره پیداشون میشد و بعد شد 5 روز و دوباره پیداشون میشد و بعد شد 7 روز .....و این حالت تقریبا برای 3 ماه ادامه داشت و متاسفانه متاسفانه و باز هم متاسفانه من متوجه نبودم و وابسته شده بودم و وقتی بعد از چندین روز تماس می گرفتند و دوباره رابطه را شروع می کردند سعی می کردم رابطه برای شناخت بیشتر بشه و ادامه پیدا کند تا بتوانم تصمیم بگیرم ولی یک دفعه ایشان رابطه را قطع می کرد و بعد دوباره شروع می کرد وقتی با هم به مشاوره رفتیم مشاور گفت که باید با هم رفت و امد بیشتری داشته باشید. نمی دانید در این مدت من چقدر اذیت شدم همش گریه می کردم هنوز هم بعضی وقت ها احساس بدی دارم و گریه می کنم پیش خودم می گویم من که از لحاظ اخلاقی مشکلی ندارم خدا شاهده راست می گویم همه از اخلاق من تعریف می کنند و از دور و نزدیک و از اشنا و فامیل و ... این تعریف ها را می شنوم پس دلیلی نداشته که این رفتار را کنند پس من حتما چهره زشتی دارم و شروع می کنم به گریه کردن. خودشان خواهر یا فرزند دختر ندارند که این طوری با دختر مردم رفتار می کنند .خوب من که نرفته بودم خواستگاری ایشان . خیلی راحت از همان روزهای اول که می دیدند من با ایشان جور نیستم یا از چهره من خوششان نمی امد یا از هر چیز دیگه ای .. خودشان را کنار می کشیدند نه اینکه اول اصرار کنند و خیلی گرم بگیرند بعد سرد بشوند و ان رفتار ها ... و بعد دوباره بعد از چندین روز تماس بگیرند و گرم بگیرند . من را کرده بودند بازیچه خودشون حالت بلاتکلیفی داشتم احساس بدی داشتم دلم می خواست تکلیفم روشن شود یا من را می خواستند یا نمی خواستند. اگر نمی خواستند چرا اصرار می کردند و گرم می گرفتند و اگر می خواستند ....هر چی بگویم درد دلم تمام نمیشه . خواهش می کنم فراموشش کن و خودت را اذیت نکن . موفق باشی عزیزم







. خودشان خواهر یا فرزند دختر ندارند که این طوری با دختر مردم رفتار می کنند .خوب من که نرفته بودم خواستگاری ایشان . خیلی راحت از همان روزهای اول که می دیدند من با ایشان جور نیستم یا از چهره من خوششان نمی امد یا از هر چیز دیگه ای .. خودشان را کنار می کشیدند نه اینکه اول اصرار کنند و خیلی گرم بگیرند بعد سرد بشوند و ان رفتار ها ... و بعد دوباره بعد از چندین روز تماس بگیرند و گرم بگیرند . من را کرده بودند بازیچه خودشون حالت بلاتکلیفی داشتم احساس بدی داشتم دلم می خواست تکلیفم روشن شود یا من را می خواستند یا نمی خواستند. اگر نمی خواستند چرا اصرار می کردند و گرم می گرفتند و اگر می خواستند ....هر چی بگویم درد دلم تمام نمیشه . خواهش می کنم فراموشش کن و خودت را اذیت نکن . موفق باشی عزیزم

علاقه مندی ها (Bookmarks)