ناشکری نمیکنم بابت 1 سری چیزا خدا شکر.ولی نمیتونم لحظه لحظه زندگی شده عذاب.
وقتی عکس همکارشو دیدم.گفت 1 دکتره و تو محل کار ما نیست.بعد فهمیدم پرستاره و همونه که اولا بم خیانت کرد.بعد حساس شدم و داد و بیداد کردم و اون بم میگفت تو توهم داری.گذشت تا این سری .
بش میگم اگه مزاحمم بگو برم از زندگیت.میگه بی من میمیره.ولی میترسم زندگیمو ببازم.نمیدونم...خدا کمکم کنه..









علاقه مندی ها (Bookmarks)