مهروی عزیزم خیلی ممنون از پستی که برام گذاشتی

آره خیلی نگران خواهرم هستم و نمیدونم چکار کنم! فعلا تصمیم گرفتم که دخالتی نکنم.

تاپیکتون رو خوندم !شما هم حق دارید که نگران خواهرتون باشید. چون واقعا مسئله مهمیه. به نظر من نظرتون رو تمام و کمال به خواهرتون بگید تا بعدا خیالتون راجت باشه که وظیفه تون رو در قبال خواهرتون انجام دادید

ای کاش من هم موقع ازدواج خواهرم بیشتر دقت میکردم و دل نگرانی هام رو بهش میگفتم. شاید الان توی این وضع نبود.

خواهر من هم یک دختر خوشگل و تحصیلکرده و با یک شغل خیلی خوب بود که این آقا با دروغاش و بزرگنمایی های خودش خامش کرد و نصیب خودش کرد و خدا میدونه که توی این 10 سال چقدر بهش سختی داده!! از کار کردن هم انداختش و الان خونه نشین شده!!

عزیزم چون پسرش مدرسه میره نمیتونه بره شهرستان! اونم چه شهرستانی و با چه امکاناتی!! روز اول قول بهترین زندگی رو بهش داده بود و الان اینطوری!! راستش به نظرم خواهرم خوش خیاله و اصلا فکر نمیکنه که شوهرش همچین کاری بکنه ولی من میدونم که از این آقا هر کاری برمیاد!

ممنون عزیزم از پستت و امیدوارم خواهرت خوشبخت باشه و بهترینها براش پیش بیاد