تندیس عزیز
بهتره کمی زاویه دیدت روازاحساسات به سمت عقل هدایت کنی وفقط ازدیده عقل به موضوع نگاه کنی
چراحس خیانت به سراغت میاد؟شماقصدونیت خیری داشتید وباصداقت جلورفتید
چراوعده ووعیدیه ادم بدقول باعث شده این همه بهم بریزید؟
چراباخوش بینی به قضیه نگاه نمیکنید؟
چرابخودتون نمیگیدخداروشکر قبل ازاینکه رابطمون رسمی شه من این اقاروشناختم ،فهمیدم که ادم خوش قولی نیست
یه لحظه تصورکنید که شمابااین اقاازدواج میکردید ولی بعدازعقدبه همه وعده ووعیدهایی که داده بودندپشت پا میزدند چیکارمیکردیدجزاینکه ناچاربودیدبسوزیدوبسازید ویااینکه طلاق میگرفتید
ولی درحال حاضراتفاقی نیافتاده درسته فراموش کردن یه ادم اونم کسی که وعده ووعید داده واست اینکارومیکنم اونکاررومیکنم سخته
درسته احساسات نمیذاره به زودی فراموشش کنی ولی بایدتمام سعی وتلاشت روبکنی هرچند سخته ولی شدنیه
میتونی فراموشش کنی بدون اینکه حس بدی نسبت به خودت داشته باشی
لازمه هرکاری سعی وتلاش وارادست خودتودست کم نگیر
اشنایی بااین اقاهم یه وحله اززندگیت بودوواست یه تجربه
گذشت زمان همه چی روحل میکنه بشرطی که خودت هم بخوای
خدایا اینجا که ایستادم تقدیر من است یا تقصیر من ....!
تو را شاکرم به داده و نداده و امتحانت ...
آنقدرم ده که محتاج نباشم و امتحانی گیر که شرمنده نگردم!
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید
که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد
یک امید قلبی به تو گوید که
خدا هست هنوز
...









علاقه مندی ها (Bookmarks)