سلام
عزیزم من هم دقیقا شرایط شما رو دارم شوهرم 11 سال ازم بزرگتره دقیقا مثل شوهر شما خیلی منطقیه و من مثل شما احساسی و همیشه سر این قضایا با هم مشکل پیدا می کنیم همیشه وقتی دعواهامون رو ریشه یابی میکنم می بینم که دلیلش اختلاف سن بینمونه !خوب به قول دوستمون اختلاف سنیه زیاد اشتباهه که ما نادیده گرفتیم ولی خوب در هر صورت هر کسی تو زندگیش یه مشکلاتی داره شاید واسه من دلیلش اختلاف سن باشه و ممکنه دلیل کسه دیگه ای بی پولی باشه و یا همسن بودن ویا حساس بودن پس هر کس تو زندگی مشکل خودشو داره و به نظر من زندگیه بدون مشکل وجود نداره بخصوص اوایل ازدواج! من هم مثل شکا نزدیک 3 سال نامزد بودم و تا یکسال بعد ازدواجم خیلی با شوهرم مشکل داشتم ولی خوب الان که دو سال از زندگیم میگذره شرایط خیلی بهتر شده
ببین عزیزم با خودت خوب فکر کن و اگر زندگیت رو هنوز دوست داری این اختلاف سن رو در خودت حل کن اگر دعواهاتون به خاطر اختلاف سنه باهاش کنار بیا و زندگی رو به خودت تلخ نکن و هر چیزی رو واسه خودت سخت نگیر چون اینطوری واقعا زندگی واست تلخ میشه سعی کن وقتت رو پر کنی خواسته هات رو با آرامش و محبت به شوهرت بگی اینطوری هم سعی میکنه به خواسته هات تن بده و هم دیگه بهت بچه نمیگه من هم دقیقا همین کارو کردم عزیزم مردا چه سن بالا چه سن پایین همشون بچه هستن و زود با محبت و زبون خوش خر میشن (ببخشیدا) به نظر من این یه دفعه رو هم به مادرت چیزی نگو چون ممکنه شما روابطتون دوباره خوب شه ولی مادرت ممکنه از شوهرت کینه به دل بگیره پس این یه دفعه رو هم یه شانس به خودتون بده و سعی کن با محبت تر بشی و تو این فرصت اکیدا بهت توصیه می کنم که حتما حتما تاپیکهای مربوط به چگونه شوهر خود را مطیع کنیم و امثال اینها رو حتما بخون خیلی کار سازه خیلی .راستی به همدیگه قول بدین که هیچ وقت دست رو هم بلند نکنین این کار بدترین نوعه برخورده و هیچ ربطی هم به سن نداره باز هم میگم تاپیکهایی که گفتم رو بخون خیلی کار سازه بهت یاد میده که چطور زندگیت رو مدیریت کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)