اینو نوشتم هم برای مریم و هم برای تسلیم خدا
دوست خوبم مشکلات تو این راه زیاده
تسلیم خدای عزیز همه اینها که میگی هست
اینا همون جنگهای روانیه
باید اینقدر قوی باشی که از پسش بر بیای
مثل این میمونه میخوای از یه چاه عمیق بیای بیرون اما همه اون بالا داد میزنن تو نمیتونی
باید کر باشی
یه چیزایی رو نشنوی
تکلیفت با خودت معلوم باشه
تسلیم خدا باشی و نشکنی
باید ببینی مزایا و معایب هر کارت چیه و بر اساس عقلت عمل کنی
نه احساست
تسلیم خدای عزیز
من هم پیشنهاد میکنم حتما مشکلاتتو بگو
حتا شده درد و دل کن
کسایی هستند که راه تو رو رفتن و شاید حرفهاشون آرومترت کنه
این یه سلسله تکراریه و خواهشا وارد جنگ روانی نشو
اینجا اومدیم که کمکی به هم بکنیم پس مایوس نباشید هردوتون








)
دوست ندارم نظر دیگران راجع بهم عوض شه. آخه یه آدم چقدر میتونه از خدا بی خبر باشه. از وقتی این حرف رو شنیدم انگار دنیا دور سرم میگرده. هیچکی نبود کثافت کاری های خودش رو بریزه رو دایره و من هم همچین عرضه ای نداشتم اونوقت اون داره در کمال بی شرمی تهمت میزنه. یا مثلاً گفته پدرش مریم رو به 20 سکه فروخته(چون با 20 سکه توافق کردیم واسه جدایی)

علاقه مندی ها (Bookmarks)