سلام دوستان خوب.
من باردار هستم به دلبل ویار و حالت تهوع رفتم شهرستان خونه پدرم به مدت 1 ماه.در این مدت شوهرم با دختر مجردی دوست میشه و اون 3 بار میاره خونه و رابطه داشتن ولی ببخشید دخول نداشتن. ولی چه فرق میکنه خلاصه یه جورایی باهاش ارضا شده .البته به دختره دروغ میگه همه چیز زندگیش ازش خوشش اومده برا هوس.شوهرم وقتی من اومدم قبل اینکه من بفههمم صبح قرار گذاشته بود و تمام کرده بود رابطه با اون دختره را.من بعدازظهر همون روز اسمس هاش با اینکه گوشیش پین کد داشت دیدم و از زبون دختره همه چیز کشیدم بیرون و شوهرم هم اعتراف کرد.من با دختره برخورد نکردم چون فک کرده بود شوهرم مجرده. شوهرم خیلی پشیمون و میگه من خیلی دوست داره البته خیلی بهم محبت داشته و داره میگه جوانی کردم خطا کردم تنها بودم شیطان گولم زد من 3 هفته است فقط کارم شده گریه. گوشیش باز کرده توی خونه میذاره همیشه پیش منه و بهم قول داده که هرگز خطا یی نکنه. منم خیلی دوسش دارم ولی ناراحتیم نمیتونم مخفی کنم .خواستم برگردم خانه پدرم مانعم شد و کلی معذرت و خواهش کرد به نظرشما ببخشمش ولی اصلا 1 دقیقه هم این خیانتش فراموش نمیکنم .همش میترسم نکنه در اینده هم دست به همچین خطایی بزنه.البته اهل رابطه با زنان بد کاره نیست نمیدونم چرا این حرکت انجام داد لطفا کمکم کنید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)