نوشته اصلی توسط mahi_noghrei
اشكالي نداره گلم
درسته شماهم تجربه تلخ داشتیدامامن ایشون روازاول نمیخواستم قیافه خشنی داشتند درحالیکه پاپیش گذاشتندباخانوادم حرف زدندهی قول دادندتادل من روبدست بیارندتازمانیکه من هم دوسشون داشته باشم ادامه دادن فهمیدن دوسشون دارم الفرار
اون ميخواست تورومحك بزنه
حالاچندوقته كات كردين؟
تاپیک که زدم دوستان گفتندقطع رابطه کن اون روزهم به ایشون پیام دادم وهم توتاپیکم نوشتم که قطع رابطه کردم
نام ونشوني ازش داري؟
محل کارایشون توهمون خیابونی که من دائماازاونجارفت وامدمیکنم چون تقریبامیدونندکجاهامیرم ساعت چندمیرم سعی میکنندخودشون روبه من نشون ندند
ادرس خونشون روهم که دارم درواقع خودشون داده بودندتااگه لازم شدتحقیق کنیم
اسم ریئس ادارشون روهم داده بودنددرواقع همه میدونستندکه میخوایم باهم ازدواج کنیم دوستاش،اشناهاش،و...کسایی که من وایشون رومیشناختندمیدونستندخانوا دشون هم که تاخونمون اومده بودن من هم اونارومیشناختم
هم محله هستين؟
نه خونه ماتقریبامیشه گفت بالاشهره ولی خونه اوناپایین شهر
بهت زنگ هم مينه؟
قبل ازاینکه قطع رابطه کنیم یعنی جوابی بهم نده بعضی وقتهازنگ میزدندیعنی اگه سوالی داشتندیاخبری میشدبهم خبرمیدادند
يعني بي خبر؟ياتوافقي باهم تموم كرديد؟
قبل اینکه ایشون به پیامهام جواب ندندمن به ایشون گفته بودم که بهتره تکلیفمون مشخص شه ویه مشاوره حضوری بریم قرارشدوقت بگیریم تاپیش یکی ازمشهورترین مشاورهای شهرخودمون بریم بعدقرارشدایشون وقت بگیرندبااینکه میدونستندمن مشاوررومیشناسم ولی گفتندبهتره خودم وقت بگیرم تونرو
بعدش من ازایشون سوالی درباره رشتشون پرسیده بودم قرارشدبپرسندبهم جواب بدند اون روزجواب سوالم رودادندولی من چون خسته بودم(به خاطراتفاقاتی که افتاده بلاتکلیفیم ناراحت بودم) شب زودگرفتم خوابیدم ایشون چندتاپیام داده بودندکه ازمن خسته شدی این رسمش نیست من چه کارهایی که بخاطرت نکردم اذان صبح بیدارشدم دیدم چندتاپیام دادن واسشون پیام گذاشتم که پیامتون روندیده بودم اون روزمیدونستم ناراحت شدندیک یادوبارزنگ زدم جواب ندادندبعدش من پیام دادم که بهتره تاتهیه وتدارک دیدن شماقطع رابطه کنیم ولی بازجوابی نگرفتم فرداش یه بارزنگ زدم وبعدپیام گذاشتم که ازدستتون خسته نشدم بلکه نمیخوام وابسته ترشیم منکراین هم نیستم که دوستتون دارم بازجوابی نداد من هم دیگه نه بهشون زنگ زدم نه پیام گذاشتم وقتی اتفاق خاصی بین مانیافتاده بود چرابی دلیل گذاشت ورفت من روگذاشت بایه دنیاسوال
من که ازش توقع زیادی نداشتم اثبات عشق میخواستم درسته اومده بودندباباباحرف زده بودندولی من تاکی بایستی بلاتکلیف میموندم که ایشون هروقت دلشون خواست تهیه وتدارک ببینند بعدش اگه دلشون خواست پاپیش بذارند
ازاین ناراحتم که چرابی دلیل گذاشتندرفتند
کسی که میگفت شرافتم پای قولهام به قران قسم پای حرفام میمونم
به قران قسم بیشترازچشمام دوست دارم بایه حرف من به راحتی گذاشتندرفتند
ایااین درسته که براحتی بااحساسات یکی بازی کنیم بعدش بزاریم بریم وبگیم من که کاری نکردم چوبش روبخورم فقط گفتم دوست دارم
حالامن موندم بایه دنیاسوال
که چراگذاشت رفت؟
امادرباره سایت همسریابی بایدخدمتتون عرض کنم درسته بایکی اشناشده بودم اونم ازاشتباه من بودکنجکاوی باعث شدبه سمت این سایت برم ولی همون زمانیکه تاپیک زده بودم انصراف دادم









علاقه مندی ها (Bookmarks)