سلام خانومی
خوش امدی به همدردی
چه نقطه منفی رو در شما میبینه که این حرف رو میزنه؟(چرا مسئله رو به پدر شما ربط میده؟دقیقا حرف دل همسرت چیه؟)
چه توقعی از پدر شما داره؟
شما چرا رابطه ات با مادر همسرت قطع شده؟
چرا خانواده شما برای شما مراسم گرفتن و چرا خانواده همسرت حاضر به گرفتن مراسم نشدن؟
شما در حال حاضر چیکار میکنی؟درس میخونی؟کار میکنی؟خانه داری؟
چرا خانوادش با ازدواج شما مخالف بودن؟
مگر نمیگی باهاش کار میکردی؟الان دیگه نمیری سرکارش؟
عکس العمل شما در مقابل دیدن اون اس ام اسها چی بود؟
چرا میگه شما ایده آلش نیستی؟
برای صحبت کردن باید یه فضای خوب و مناسبی رو تهیه کنی.مثلا باهمدیگه برید یه رستورانی..پارکی....
در کمال ارامش.مثلا یه روز تولد..سالگردی چیزی.
بهتره قبلش براش کادو بگیری.حرفهات رو لای زرورق بپیچ و بهش تحویل بده.
فکر کنم کمی سایست باید چاشنی کارت کنی.
مثلا بهش بگی غذای خوشمزه درست کرده بودم دلم نیومد تنهاییی بخورم گفتم بیارم باهم بخوریم.
مثلا بهش بگو میدونم کارت سنگینه و مشغله ات زیاد اما به اندازه یه ناهار خوردن که میتونیم باهم باشیم.(بدون کنایه و دلخوری)
امکان اینکه شما باهاش مسارفتهاش رو بری نیست؟
مردها اخلاقهای خاصی دارن
مثلا یه زمانایی دوست دارن تنها باشن و به قولی توی غار تنهاییشون باشن.
لازم نیست شما همیشه زنگ بزنی و همیشه جویای احوالش باشی.نمیگم بی تفاوت باش اما این میشه گیر دادن و وقتی بیش از حد حال کسی رو میپرسی و جویای کارش میشی حس خوبی بهش ددست نمیده
این سوالارو جواب بده
درست میشه انشاالله.نگران نباش








علاقه مندی ها (Bookmarks)