عزیزم شوهرت انتخاب خودت بود پس همیشه از انتخابی که کردی دفاع کن .
ببین من هم شرایط تورودارم شوهرم از هر لحاظ از من و خانواده ام پایین تره . اما این اجازه رو هیچ وقت نه در گذشته نه در حال در آینده به کسی نمی دمکه بخواهد به انتخابم ایراد بگیره . همیشه ازش دفاع کردم .
ببین قیاس هیچ وقت درست نیست . شاید خانواده ات برو خودشون نیارند اما شهرت این رو می فهمه شاید یکی از دلایلش هم همینه که هی از خودش تعریف می کنه . خودت رو بزار جاش . نه تورو خدا اگه تو یک خانواده ای می رفتی که همه مقایست می کردن و از بالا بهت نگاه می کردند چه حسی می شدی .
در ضمن آخه گلم چرا به مامانت گفتی که سرت منت میزاره . دیگه نگی ها . همیشه بگو اون عاشقمه . و شوهر های هیچ کدومتون مثل شهر من نیست حتی اگه مسخرت کردن برات مهم نباشه .
در مورد مادرت . شما اول با مادرت صحبت کن و روشن کن که شوهرت رو دوست داری و نمی خواهی بهش بی احترامی بشه . بعد همدست شوهرت رو بردار یک روز برید خونه مامانت . و بهش پیشنهاد فقط پیشنهاد بده که یک کادو واسه مامانت بگیری . اگر تو این مدت بهش عشقت رو ثابت کرده باشی این کار رو به خاطر ت می کنه . اگه همگفت نه تو بگو هر جور تو صلاح بدونی ( خودش خجالت می کشه ) رفتید خونه مادرت هم نیاز نیست هی ان روز رو یاد آوری کنید اصلا حرفش رو هم پیش نکشید به مرور زمان از دلشون میره بیرون
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)