به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37

Threaded View

  1. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 بهمن 91 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-22
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    954
    سطح
    16
    Points: 954, Level: 16
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    34

    تشکرشده 34 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دیگه واقعا صبرم سر اومده!

    دوستان عزیزم بازم سلام..... ممنون از نظرهاتون... خیلی بهم ارامش داد و قوت قلب گرفتم.......
    شرمنده که اینقدر دیر اومدم... درگیر فکر و تصمیم گیری بودم راستشو بخواین....
    من با خانوادم موضوع رو درمیون گذاشتم... با اینکه بهشون شوک وارد شد.... ولی خیلی منطقی رفتار کردن و گفتن مهم واسه ما تویی و هیچ مادر و پدری راضی به زجر کشیدن دخترشون نیستن..... پدرم گفت باهاش شرط کن که بیاین اینجا (شهری که اونا زندگی میکنن...) بهش هم بگو افسرده شدی و حال خوبی نداری.... بهش بگو یه مدت میخوای پیش خانوادت باشی و تصمیمت برای زندگی کردن اینجا جدیه......دیروز باز هم سر اینکه نتونستم بازی استقلال پرسپولیس رو براش پیدا کنم....شروع کردن داد زدن و فوحش دادن... اونم به مادرم... منم شب بهش گفتم ببین باید رفتارتو عوض کنی.... باید خودتو اصلاح کنی چون اینطوری من نمیتونم طاقت بیارم... بهش گفتم بیا بریم پیش مشاور اون بهمون بگه می درسته کی غلط.....یا اصلا هر کسی که تو قبول داری.... تو که خانواده من رو قبول نداری..... گفت: اصلا من بی شعور.... چرا میخوای با من زجر بکشی؟؟ من دارم بهت میگم کم ادم بدیم.... عوض هم نمیشم..... من که صد بار بهت گفتم بیا بریم طلاق بگیریم تموم شه....خودت جسبیدی به زندگی من!!.. این همه میرن طلاق میگیرن....چیزی نیست که... البته بعید میدونم بعد از من کسی بیاد تورو بگیره فقط من احمق بودم..... منم میرم مملکت خودم.... فوقش یه ماهه همه چیو فراموش میکنی..... بعد هم بهم گفت تصمیمتو بگیر.......
    حالا صبح اومده میگه عزیزم صبحونه رو اماده میکنی؟؟
    وافعا نمیدونم.... نمیدونم چه کار کنم.....
    از طرفی رفتم مسجد و با یه اقایی صحبت کردم که مشاوره میدن به زوجها...بهم گفت رفتار همسرت عادی نیست... چون خیلی تو چشم بوده ممکنه براش سحر انجام داده باشن.... اصلا چیز بعیدی نیست... من رو معرفی کرد به یه اقایی و گفت ایشون میتونه از طریق شما بفهمه اگه براش کاری کردن..... طبق گفته اون اقا یه خانمی به همسرم علاقه داشته ولی همسرم حاضر نشده باهاش باشه.... خانم هم براش سحر درست کرده... طوری که هم خودشو هم من رو داره اذیت میکنه... بهم گفته 2-3 جلسه برم پیشش میتونه این سحر رو باطل کنه....گفت اگه رفتارش از این باشه که تا 3 ماه باید تغییر کنه و بهتر بشه.... اگر هم نه... ایشون خودش ذاتا اینطوریه یا اینکه از زندگی با شما ناراضیه..... اون موقع میتونی نصمیم بگیری......
    نمیدونم باید صبر کنم یا همه چیو تموم کنم؟؟؟ خودم بعد از اینکه این حرفارو شنیدم خیلی درمورد سحر تحقیق کردم... اینکه سحر واقعا وجود داره و میتونه یه زندگی رو تباه کنه...
    هاجس عزیزم پیشنهاد میکنم تو هم این رو در نظر داشته باشی که ممکنه این کارو برای همسر شما هم انجام داده باشن... البته خواهشا پیش جادوگر و فالگیر نرو.... ادمهای مومنی هستن که درمورد این علم سالها تحقیق و درس خوندن.... و کارشون فقط ابطال سحر هست... که امامها و پیامبرهای ما هم این کارو میکردن... بهش میگن "رقیه شرعی".... با اینکه حالم خیلی بده و داغونم.... ولی میخوام این یک راه رو هم امتحان کنم که اتمام حجت کرده باشم......

    بارانی عزیزم میفهمم چی میگی.... اگه واقعا علاقه داشت باهام این کارارو نمیکرد..... میدونم این حقیقت زندگیمه متاسفانه......ایران هم که رفته بود با معشوقه قبلیش که به ظاهر یک دختر چادری و مومن بوده شماره رد و بدل کرده... دیگه خبر ندارم همدیگرو دیدن یا نه... ولی اگه یه جو غیرت داشت این کارو نمیکرد.... چون من یک ماهی که این اقا ایران بودن شدیدا مریض بودم.... طوری که حتی نمیتونستم حرف بزنم.... ( ویروس بود.... بیماریم به خاطر دوری از ایشون نبود) اینجا هم که اومد متوجه چت کردناش با یه خانم دیگه شدم..... اخه جالب اینجاست من تو همین همدردی هم میخونم اقایون بعد از خیانتشون میان گریه زاری میکنن یا حد اقل میگن اشتباه کردیم.... این اقا با کمال پررویی میگه یکی از اشناهام بود میخواست امتحانم کنه.... تو همه چیو خراب کردی حالا اون درمورد من فکر بد میکنه و میره بین فامیل پخش میکنه..... (یکی نیست بگه احمق خان!! مگه من خرم؟؟؟؟ برگشتی بهش گفتی "شیطون چندتا دوست پسر داری؟؟ شماره هم ازش خواستی!!! بعد میگی من ابروتو بردم؟؟؟؟؟)
    واااای خدایا چرا مردارو اینقدر پررو افریدی اخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید del_khaste69 تشکرکرده است .

    del_khaste69 (یکشنبه 08 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.