به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 81
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 خرداد 93 [ 22:55]
    تاریخ عضویت
    1391-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    920
    سطح
    16
    Points: 920, Level: 16
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    27

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به تمام دوستان
    نظر همه ی شما دوستان خیلی محترمه و حرفاتون که میزنید از سر دلسوزیه، درسته عصبانیت در بعضی هاش نهفته است ولی بازم از دوست داشتن سارا جون و جوونای دیگه هست ولی عزیزان من فکر نمی کنید یه کمی زیاده روی میکنید. سارای ما دوست داره این رابطه رو تموم کنه، سرزنش ما فقط او رو ناراحت میکنه و دلش برای محبتهای اون اقا تنگ میشه، بیایید هممون براش دعا کنیم ،سارا جون خودش بهتر از هرکسی میدونه همه ی ما او را دوست داریم و مایلیم بهش کمک کنیم .پس گذشته رو دور بریزیم.راه نشونش بدیم.باور کنید فراموش کردن سخته.باید هدفی ، امیدی ، انگیزه ای باشه تا فراموشی صورت بگیره.
    سارای ما حالت رو از روزی که به این سایت اومدی و تغییراتی رو که در تو رخ داده رو بهمون بگو؟عزیزم الان چه احساسی داری؟

  2. 3 کاربر از پست مفید ashegheallah تشکرکرده اند .

    sara.s (شنبه 19 اسفند 91), باران بهاری11 (یکشنبه 20 اسفند 91), روژان20 (یکشنبه 20 اسفند 91)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهساجان نمایش پست ها
    سارا یعنی منم یه روز مثل تو میشم؟؟:-(
    مهسا جان امیدوارم که هیچوقت این اتفاق براتون نیفته... نه تنها برای شما، که برای هیچ دختری... واقعا شرایط سختیه... اگر قرار باشه مثل من از روی احساسات تصمیم بگیرید آینده خوبی در انتظارتون نیست...

  4. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سارای ناز

    خودت خوب میدونی که رابطه باهاش درسته یا غلط

    جوابت همونیه که سطر اخر تاپیکت گفتی و از همه خواستی که اینو ازت نخوان!!!!!!

    تو گیر کردی ...

    از راه راست که ادم یه ذره فاصله میگیره مثلا 3 درجه بعد یه مدتی این کجی و سردر گمی میشه 80 درجه یا بیشتر

    باید خودتو ازین وضع بیاری بیرون و با شرایط درست زندگی کنی اونی که واقعا لایقشی عزیزم

  5. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    sara.s (شنبه 19 اسفند 91), باران بهاری11 (یکشنبه 20 اسفند 91)

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ashegheallah نمایش پست ها
    سارای ما حالت رو از روزی که به این سایت اومدی و تغییراتی رو که در تو رخ داده رو بهمون بگو؟عزیزم الان چه احساسی داری؟
    ممنون از شما دوست خوب... اگر بگم که حالم خوبه دروغ گفتم چون سرگردونی روحم درمان پذیر نیست و با این که میخوام استادم رو فراموش کنم حس میکنم که توی این زندگی هیچ چیزی بعد از اون نمیتونه منو آروم کنه... گاهی واقعا تمایل پیدا می کنم که به سمت مذهب برم. و دردم رو با خدا درمیون بذارم...اگر واقعا خدایی وجود داره امیدوارم به حال من توجه کنه...چون من به جز اون کسی رو ندارم که بتونم بهش اعتماد کنم...و همه چیزو خودش باید ببینه و قضاوت کنه.

  7. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    میشل (شنبه 03 فروردین 92)

  8. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Serok نمایش پست ها
    سلام مجدد سارا خانم،

    اشاره فرمودید تصمیم دارید این رابطه رو تمام کنید اما راه رو بلد نیستید. احتمالاً انگیزه کافی رو هم ندارید. سعی میکنم با دانش محدودم به دو این دو مورد اشاره کنم.

    کلمه موفقیت مطمئناً به گوشتون خورده. همه میخوان پیروز باشند. بگذارید چیزی راجع به موفقیت عرض کنم. موفقیت مسئله ای فردیه، یعنی موفقیت یک فرد با موفقیت دیگری تفاوت داره. برای شما خواهر خوبم، موفقیت یعنی پایبند بودن به تصمیمی که گرفتید صرفنظر از نتیجه ای که حاصل میکنید.

    مهم نیست اگر این تصمیم چند ساعت یا چند روز بیشتر دوام نداشته باشه، مهم اینه که هر بار که تصمیمتون رو زیر پا گذاشتید دوباره از اول تصمیم بگیرید، دوباره از نو عهد ببندید. بدون استثناء همه ماها در مقطعی شکست میخوریم. من، شما، همه در زندگی شکست رو تجربه میکنیم چون هیچکدوم از ما انسانها کامل نیستیم.

    اشکالی نداره اگه هر روز زمین بخوریم به شرطی که بی درنگ روی پاهامون بایستیم. و اگه شما تا آخرین روزی که زنده هستید این کار رو تکرار کنید، انسانی موفق هستید. شما زمانی شکست خورده هستید که دیگه تلاشی نکنید. زمانی بازنده خواهید بود که دیگه تعهد به خودتون رو تمدید نکنید.. افسوس ما در جامعه ای زندگی میکنیم که شکست خوردن و مردود شدن با اخم و فهر همراهه. در صورتی که باخت پایه های پیروزی هستند، شکست خاکیه که دانه های موفقیت در اون رشد میکنند. هر انسان بزرگ و موفقی بدون شکست و باخت به موفقیت دست نیافته. همیشه برای باخت و شکستهایی که خورده ام قدردان هستم و شما رو دعوت میکنم که برای شکستهایی که تا امروز تجربه کردید مسرور باشید.

    این بازی (زندگی) اما یک روزی به آخر میرسه. به نظرم بزرگترین شکست وقتی هست که در آخرین روزهای زندگیمون به گذشته نگاه کنیم و ببینیم بعد از درماندگی و واماندگی هیچ تلاشی نکردیم.

    - - - - - - - -

    گاهی اوقات مجبوریم بخاطر اهدافی بزرگتر و مهمتر روابطی رو به فراموشی بسپریم، صرفنظر از اینکه چقدر این فراموشی دردناک و مشکل باشند. چند لینک در رابطه با چگونگی کنار آمدن با اینگونه شکستها خدمت شما، امیدوارم این شروع خوبی برای شما باشه.

    ترمیم و التیام شکست عاطفی
    چگونه همسر يا نامزد قبلی خود را فراموش كنيم
    ۵ روش عملی برای نجات یافتن از کنار گذاشته شدن در رابطه احساسی
    مقابله با مشکلات پایان یافتن یک رابطه
    با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟
    راه های التیام قلب شکسته
    چگونه غم جدایی را تحمل کنیم؟
    برای آنان قطع رابطه عشقی داشته اند
    با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن آن چگونه کنار بیاییم؟


    راستی در مورد خدا یکم زود قضاوت کردید. من یک بی دین بودم مثل استاد شما. من هم شکست خوردم مثل شما! حالا که به گذشته نگاه میکنم هر بلا و رنجی که تجربه کردم رو هدیه بزرگی می بینم که باعث شد رنجهای بزرگتر و جبران ناپذیرتری رو تجربه نکنم. به جزئیات نمی پردازم چون امروز به تاندون انگشت کوچک دست راستم آمپول زدم، مجبورم با دست چپ تایپ کنم و یک دستی تایپ کردن همه ماجرا راحت نیست. در صورت کنجکاوی در آینده میتونم ماجرا را عرض کنم تا مطمئن بشید هیج چیزی بی دلیل و حکمت نبوده و نیست. حتی اگه الآن این موضوع برای شما مفهوم نباشه... در آینده همه چیز شفاف خواهد شد. :-)

    موفق باشید و به تلاشتون ادامه بدید.
    من واقعا نمیدونم چطور از شما تشکر کنم... شاید بهترین کامنتی که من در مورد مشکلم گرفتم همین چیزی بود که شما برای من نوشتید... احساس میکنم مشکلمو میفهمید.... بیصبرانه دلم میخواد وقتی دستتون بهتر شد داستان زندگیتونو بدونم

    و ممنون از لینکهای مفیدی که برام گذاشتید :)

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sinéad نمایش پست ها
    خودتون رو گول نزنید. شما میگید به بهانه کلاس داشتن با ایشون نمی تونید رابطه تون رو قطع کنید و بعد باهاش sms بازی می کنید.
    شما می تونید سر کلاس برید و با ایشون رابطه ای نداشته باشید، بله قطعا سخت هست ولی شدنی است اگه خودتون بخواید. یک دقیقه قبل از شروع وارد کلاس بشید، یک دقیقه بعد از تمام شدن خارج بشید، در محیط دانشگاه دور و بر ایشون نباشید، همیشه آخر کلاس بشینید.
    در نهایت هم شما گفتید "بهانه آوردید" که سرما خوردید، شما اصلا نیازی نیست ایشون رو متقاعد کنین که چرا نمی خواید ایشون رو ببینید.
    .
    مشکلم دقیقا همینجاست دوست عزیز... من خودم رو در جریان وحشتناک دیوانگیهام انداختم... چون با رفتن این آدم از زندگی من خوشبختی و آرامش مفهوم خودش رو از دست میده... من هنر میخونم. یعنی دانشجوی رشته موسیقیم. یک زمانی فکر میکردم ساز من تمام زندگی منه... ولی از زمانی که با ایشون آشنا شدم دیگه پشت ساز هم نمیتونم بشینم...چون منو غمگین میکنه. من اگه سرانجام طرز فکر خودمو میدونستم هیچوقت از شما کمک نمیخواستم... من نمیدونم چطور میشه اونو فراموش کرد هرچی بیشتر اینو برای خودم تکرار میکنم این کلمه رفتن و فراموشی برام عظمت بیشتری پیدا میکنه...همیشه اونو در کنار خودم میبینم... یاد عشقش و آغوش گرمی که به روم باز کرد.
    گریختن از اون برام مقدور نیست... فقط با کمک شما تونستم تعداد زنگهامو کم کنم و مدام بهش ابراز علاقه نکنم... اما این که اس‌ام‌اس ندم، صداشو نشنوم... اصلا مقدور نیست... به هیچ عنوان حد اقل فعلا

  10. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 خرداد 93 [ 22:55]
    تاریخ عضویت
    1391-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    920
    سطح
    16
    Points: 920, Level: 16
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    27

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به شما
    اگر بگم که حالم خوبه دروغ گفتم چون سرگردونی روحم درمان پذیر نیست

    نه عزیزم،اینکه سرگردون هستی نشانه خوبیست،یعنی اینکه دوست داری زودتر این رابطه رو تموم کنی و دنبال ارامش هستی.

    و با این که میخوام استادم رو فراموش کنم حس میکنم که توی این زندگی هیچ چیزی بعد از اون نمیتونه منو آروم کنه...

    من منکر این نمیشم که با استادت خوش نیستی و احساسات خوب بهت دست نمیده.چون این احساسات رو با این اقا تجربه کردی و ترس از این داری که این رابطه تموم بشه و دیگه شخصی گیر نیاد که این چنین بهت محبت کند و ابراز علاقه.برای تویی که در این مرحله شدید عاطفی هستی.طبیعی ست این احساس ترس رو داشته باشی ولی سارا جان ، این دوست داشتن نیست ، عزیزم فقط وابستگیست که ناشی از تنهایی ست و وقتی از این وابستگی بیرون بیای و بشی سارای واقعی نه سارایی که استادت ازت ساخته ،اون موقع تازه معنی زندگی و دوست داشتن رو میفهمی.

    گاهی واقعا تمایل پیدا می کنم که به سمت مذهب برم. و دردم رو با خدا درمیون بذارم...اگر واقعا خدایی وجود داره امیدوارم به حال من توجه کنه...چون من به جز اون کسی رو ندارم که بتونم بهش اعتماد کنم...و همه چیزو خودش باید ببینه و قضاوت کنه.

    خودت میگیم عزیزم.هیچ بجز خدا کسی رو نداره که همدم واقعیش باشه، همه، همه در اخر مارو تنها میذارن، الا خدا.خداست که همیشه در کنار ماهست .سارا جون من الان 5 ماه هست وجود خدا رو در تمام مراحل زندگیم حس میکنم،باورت نمیشه خدا اینقدر عزیز و بزرگه که ما انسانهای ناسپاس هرگز ،هرگز ذره ای از بزرگیش رو درک نمی کنیم.من عشق زمینی بهتر بگم هوس رو درک کردم و عبادت با خدا رو هم ذره ای درک کردم ، سارا جون اصلا قابل مقایسه نیست.عزیزم خدا هدیه هایی بهمون میده که اون موقع شاید به خودت بخندی که اینجوری شیفته محبت یه انسان شدی.محبتی که در اضای ان ازتو چیزی میخواد.عزیزم ازش کمک بخواه.کمکت میکنه.واقعا خداهست و تمام کاراش براساس حکمت هست و ما نمیدونیم ، حتی علاقه تو به استادت و اینکه میخوای ازش جدابشی.اتفاقاتی در اینده قراره برات بیفته که تو ازش بیخبری.

    التماس دعا

  11. 2 کاربر از پست مفید ashegheallah تشکرکرده اند .

    sara.s (یکشنبه 20 اسفند 91), باران بهاری11 (یکشنبه 20 اسفند 91)

  12. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 خرداد 93 [ 22:55]
    تاریخ عضویت
    1391-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    920
    سطح
    16
    Points: 920, Level: 16
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    27

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به شما
    اگر بگم که حالم خوبه دروغ گفتم چون سرگردونی روحم درمان پذیر نیست

    نه عزیزم،اینکه سرگردون هستی نشانه خوبیست،یعنی اینکه دوست داری زودتر این رابطه رو تموم کنی و دنبال ارامش هستی.

    و با این که میخوام استادم رو فراموش کنم حس میکنم که توی این زندگی هیچ چیزی بعد از اون نمیتونه منو آروم کنه...

    من منکر این نمیشم که با استادت خوش نیستی و احساسات خوب بهت دست نمیده.چون این احساسات رو با این اقا تجربه کردی و ترس از این داری که این رابطه تموم بشه و دیگه شخصی گیر نیاد که این چنین بهت محبت کند و ابراز علاقه.برای تویی که در این مرحله شدید عاطفی هستی.طبیعی ست این احساس ترس رو داشته باشی ولی سارا جان ، این دوست داشتن نیست ، عزیزم فقط وابستگیست که ناشی از تنهایی ست و وقتی از این وابستگی بیرون بیای و بشی سارای واقعی نه سارایی که استادت ازت ساخته ،اون موقع تازه معنی زندگی و دوست داشتن رو میفهمی.

    گاهی واقعا تمایل پیدا می کنم که به سمت مذهب برم. و دردم رو با خدا درمیون بذارم...اگر واقعا خدایی وجود داره امیدوارم به حال من توجه کنه...چون من به جز اون کسی رو ندارم که بتونم بهش اعتماد کنم...و همه چیزو خودش باید ببینه و قضاوت کنه.

    خودت میگیم عزیزم.هیچ بجز خدا کسی رو نداره که همدم واقعیش باشه، همه، همه در اخر مارو تنها میذارن، الا خدا.خداست که همیشه در کنار ماهست .سارا جون من الان 5 ماه هست وجود خدا رو در تمام مراحل زندگیم حس میکنم،باورت نمیشه خدا اینقدر عزیز و بزرگه که ما انسانهای ناسپاس هرگز ،هرگز ذره ای از بزرگیش رو درک نمی کنیم.من عشق زمینی بهتر بگم هوس رو درک کردم و عبادت با خدا رو هم ذره ای درک کردم ، سارا جون اصلا قابل مقایسه نیست.عزیزم خدا هدیه هایی بهمون میده که اون موقع شاید به خودت بخندی که اینجوری شیفته محبت یه انسان شدی.محبتی که در اضای ان ازتو چیزی میخواد.عزیزم ازش کمک بخواه.کمکت میکنه.واقعا خداهست و تمام کاراش براساس حکمت هست و ما نمیدونیم ، حتی علاقه تو به استادت و اینکه میخوای ازش جدابشی.اتفاقاتی در اینده قراره برات بیفته که تو ازش بیخبری.

    التماس دعا

  13. کاربر روبرو از پست مفید ashegheallah تشکرکرده است .

    sara.s (یکشنبه 20 اسفند 91)

  14. #39
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه کتاب براتون آپ کردم اگه وقت داشتین خوشحال میشم بخونین . البته نه معجونه معجزه گره و نه متحول کننده . داستان یه آدمه هم عصر ماست ولی کمی متفاوت تر .اووووم می خونین ؟

    http://dl.parsbook.org/server3/uploa...ye-mohabat.zip

  15. 2 کاربر از پست مفید ahuman تشکرکرده اند .

    sara.s (یکشنبه 20 اسفند 91), باران بهاری11 (یکشنبه 20 اسفند 91)

  16. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 خرداد 93 [ 22:55]
    تاریخ عضویت
    1391-12-19
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    920
    سطح
    16
    Points: 920, Level: 16
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    27

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این راهنمایی از طرف شخص دیگری هست.من فقط نویسنده این پیام هستم.

    "سلام سارا جون
    متنایی که نوشته بودی، احساساتت رو خیلی قشنگ بیان کرده بود،هرکس دیگری که جای تو بود نمیتونست ترکش کنه، امازندگی کردن با چنین آدمی حتی اگه بهش برسی تلخ ترخواهد بود،اون موقع هست که واقعیتهایی را که الان انکار میکنی و تمایلی به دونستنش نداری مثل خیانت ،مطمئن باش به وضوح میبینی.بچه ها راهنمایی های مختلفی بهت کردن، شاید اگه کسه دیگه ایی جای تو بود و این عشق درش کمتر بود میتونست این راهنمایی ها روش تاثیر بذاره اما تنها کمکی که میشه به تو کرد اینه که دست کسی تو رو از این مرداب بکشه بیرون.جدایی تو بهتره بگم با این تنهایی که بهت رو آورده غیره ممکنه، اگه خودت میتونی با پسری توی این سایت موضوعت رو بگو و ازش کمک بخواه تا وقتی که از این حال روحیت بیای بیرون.اما اگه خیلی مشکله برات، با استادت صحبت کن ،بهش بگو که این رابطه اگه اینجوری پیش بره اون که نابود میشه،منم.و من به اندازه کافی دارم از این حقیقت که تو مال من نیستی عذاب میکشم، ازش بخواه که کسی رو بهت معرفی کنه که قصدش از این که اومده توی زندگی تو این باشه که بتونی از استادت فاصله بگیری.هر وقت هم دیدی که از چاله داری به چاه میفتی به استادت بگو. بذار اون از همه ی جریان رابطه تو با فرد جدید باخبر باشه.اون هر چقدر هم تو رو برای ازدواج نخواد، اینده ات براش مهمه چون از یه نظر نوشته بودی: وقتی موضوع خواستگارت رو فهمیده بود بهت پیشنهاد کرد که باهاش ازدواج کنی و فرصت یه زندگی سالم را بهت داد و از نظر دیگه هیچ مردی تحمل این رو نداره که کسی بخواد سوء استفاده بکنه از دختری که خالصانه دوسش داره.منظورم این که تو خالصانه استادت رو دوست داری.وقتی که این روش رو استفاده کنی تمام عشقت به مرور زمان تقسیم میشه بین دو نفر.بهت قول نمیدم اما شاید با این کار تونستی استادت رو به خودت نزدیک تر کنی اما تو به این فکر نکن به این فکر کن که قصدت فقط رهایی از این عشق باشه.با این کار تمام احساساتی که باعث شده تو ،چشمت رو ، روی تمام چیزای دور و برت ببندی ، باز کنی و توی همین رابطه با مرد جدید که باعث میشه علاقه ات کمرنگ تر بشه نسبت به استادت.دیگه با عقل و منطقت تصمیم بگیری چون فردی که توی این عشق که زندگیش رو داره به نابودی میکشه تمایل پیدا کرده که با فرستادن پست به این سایت از حتی یه نفر کمک بگیره ، مطمئنم وقتی که بتونه یه ذره از این عشق دور بشه به خودش کمک میکنه.این پیشنهاد رو کردم چون پیشنهادات بقیه برات کارساز نبود خیالت جمع باشه که قلبت به هر اندازه که شکسته، جواب میگیره و کسی بهتر از استادت سر راهت قرار میگیره ،همونجوری که وقتی عاشق اون پسره شدی ،مطمئنم فکر نمیکردی استادت سر راهت قرار بگیره، اما دیدی که چقدر بیشتر از قبلی دوسش داری و الانم به وجود فرد جدیدی که بتونه تمام قلب تو رو احاطه کنه اعتقاد نداری،اما برگرد به گذشته ات و با وجود دو عشق که، جدیده شدت دوست داشتنش بیشتر از قبلی بود،به عشق جدیدی در اینده توی زندگیت امیدوار باش.


 
صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. غلبه بر استرس و انتظار پیش از بارداری
    توسط معجزه عشق در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 اردیبهشت 94, 18:40
  2. خواستار پیشنهاد شما در مورد همسریابی برای ایرانیان خارج از کشور
    توسط شب شکن در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 06 اردیبهشت 92, 20:50
  3. من با شوهرم بخاطر استخدام کارمند خانم مشکل پیدا کردم، کمکککک
    توسط پرستوی مهاجر در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مهر 91, 11:32
  4. داستان پیر مرد
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 11 تیر 90, 08:53
  5. نقش پیاده روی در از بین بردن فشار روانی ( استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 اسفند 87, 01:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.