سلام به شما
اگر بگم که حالم خوبه دروغ گفتم چون سرگردونی روحم درمان پذیر نیست
نه عزیزم،اینکه سرگردون هستی نشانه خوبیست،یعنی اینکه دوست داری زودتر این رابطه رو تموم کنی و دنبال ارامش هستی.
و با این که میخوام استادم رو فراموش کنم حس میکنم که توی این زندگی هیچ چیزی بعد از اون نمیتونه منو آروم کنه...
من منکر این نمیشم که با استادت خوش نیستی و احساسات خوب بهت دست نمیده.چون این احساسات رو با این اقا تجربه کردی و ترس از این داری که این رابطه تموم بشه و دیگه شخصی گیر نیاد که این چنین بهت محبت کند و ابراز علاقه.برای تویی که در این مرحله شدید عاطفی هستی.طبیعی ست این احساس ترس رو داشته باشی ولی سارا جان ، این دوست داشتن نیست ، عزیزم فقط وابستگیست که ناشی از تنهایی ست و وقتی از این وابستگی بیرون بیای و بشی سارای واقعی نه سارایی که استادت ازت ساخته ،اون موقع تازه معنی زندگی و دوست داشتن رو میفهمی.
گاهی واقعا تمایل پیدا می کنم که به سمت مذهب برم. و دردم رو با خدا درمیون بذارم...اگر واقعا خدایی وجود داره امیدوارم به حال من توجه کنه...چون من به جز اون کسی رو ندارم که بتونم بهش اعتماد کنم...و همه چیزو خودش باید ببینه و قضاوت کنه.
خودت میگیم عزیزم.هیچ بجز خدا کسی رو نداره که همدم واقعیش باشه، همه، همه در اخر مارو تنها میذارن، الا خدا.خداست که همیشه در کنار ماهست .سارا جون من الان 5 ماه هست وجود خدا رو در تمام مراحل زندگیم حس میکنم،باورت نمیشه خدا اینقدر عزیز و بزرگه که ما انسانهای ناسپاس هرگز ،هرگز ذره ای از بزرگیش رو درک نمی کنیم.من عشق زمینی بهتر بگم هوس رو درک کردم و عبادت با خدا رو هم ذره ای درک کردم ، سارا جون اصلا قابل مقایسه نیست.عزیزم خدا هدیه هایی بهمون میده که اون موقع شاید به خودت بخندی که اینجوری شیفته محبت یه انسان شدی.محبتی که در اضای ان ازتو چیزی میخواد.عزیزم ازش کمک بخواه.کمکت میکنه.واقعا خداهست و تمام کاراش براساس حکمت هست و ما نمیدونیم ، حتی علاقه تو به استادت و اینکه میخوای ازش جدابشی.اتفاقاتی در اینده قراره برات بیفته که تو ازش بیخبری.
التماس دعا








علاقه مندی ها (Bookmarks)