دروود
میدونم فراموش کردن خاطرات بد سخته شاید چند سالی هم بگذره بازم یه وقتهایی یادت بیوفته . اما این خودتی که باید به این فکرها بها ندی . حرفهای کلیشه ای نمیزنم چون هم خودت می دونی و هم دوستان گفتن. ولی اینو بدون که خواست خدا بوده و بهتر از این رو هم برات می خواد. به این شک نکن.
اما در مورد کار باید بگم منم یه سال پیش که فارغ التحصیل شدم دقیقا شرایط تو رو داشتم کار دولتی نبود و خونوادم هم اجازه رفتن به شرکت ها را نمیدان تنها کارم صبوری بود و توکل و افزایش معلومات. بالاخره اون روزی که می خواستم فرا رسید خدا خواست و به شغل مورد علاقم رسیدم باور کردنش برام خیلی سخت بود و هست ولی یه چیزی رو خوب میدونم هیچ وقت ناشکری نکردم و انرژی مثبت که به خودم میدانم بهترین چیز بود .تا به حال در مورد قدرت جاذبه شنیدی من طی تحصیل همش به کار مود علاقم فکر می کردم و در مقابل تلاشم رو هم می کردم بالاخره به اون چیزی که می خواستم رسیدم.
پس بدون موفقیت دور از دسترس نیست.
اون اقا و خانوادش هم یه روزی متوجه اشتباهشون میشن چه بسا تا حالا نشده باشن. پس هر کسی عملی نشون بده چه خوب چه بد عکس العمل کارشو می بینه . به همین راحتی دنیا جواب کارامون رو میده پس دیگه حرص نخور که چرا حرفهایی که باید میزدم را نگفتم.
به خدا توکل کن.
بدروود








علاقه مندی ها (Bookmarks)