سلام دوست عزيز
من دقيقا مثل مشكل دوست شما را دارم
البته با اين تفاوتها كه مادر مخالف بدون هيچ دليل قانع كننده اي مادر منه
و الان يك سال و نيم ميشه كه بين اولين خواستگاري تا الان شده
ما حتي تا دم عقد رفتيم اما مادر من با دعوايي كه در شهرستان و خانه اون پسر راه انداخت عقد عقب افتاد
من با نظر دوستان موافقم
اون پسر هر قت تونست استقلال از خانواده اش را به دوستتون نشون بده اون وقت ازدواجشون بي مانع ميشه،بالاخره مرد پايه هاي اصلي زندگي را بايد بنا كنه و زن در پناه اون مرد با سازشش و لطف و صداقتش اون پايه ها را مستحكم كنه و بعد با هم زندگيشونو ذره ذره بسازن
آقا پسر طرف من با اين كه مادر من گير داده اما اون تمام اين مدت (با اين كه بارها مادرم تحقيرش كرد) محكم ايستاده و از در محبت به مادرم وارد شده
به نظر من اگر واقعي همديگر را ميخوان بايد با علم به اينكه ازرواجشون بي دردسر نخواهد بود با منطق و بيشتر تلاش اون پسر وريشه يابي مشكل مادر پسر پيش برن
اما اگر يكي از اين شرايط نباشه بهتر حتي يك روز هم زودتر شده براي هم آرزوي خوشبختي كنن و هر كدام برن دنبا زندگي و سرنوشت خودشون
براي شما و دوستتون آرزوي خوشبختي و موفقيت دارم
براي ما هم دعا كنيد