تفاوت نگاه من و شما از اینجا می یاد که برای شما همه چیز مطلقه ولی برای من نسبیه
شما برای این دنیا یک چارچوب استاندارد تعریف کردی و بر اساس همون دنیا، دیگران و حتی خودتو قضاوت می کنی
من بعد از نه سال که از شناخت این حسم می گذره
به اندازه موهای سرم در مورد همین حس و کلا" روانشناسی کتاب خوندم
اینقدرها هم بی اطلاع نیستم
الان تو خیلی از مکاتب جدید روانشناسی به حالتی بیماری گفته می شه که اون حالت در زندگی معمولی اون شخص اختلال ایجاد کنه
تا اونجایی که تو این نه سال دیدم این حس کوچکترین اختلالی تو زندگی اجتماعیم به وجود نیاورده ... برای همین اسمشو بمیاری نزاشتم
از طرفی شما نوشتی که اگر درمان نشه ممکنه با یک فرد خود بزرگ بین ازادواج کنم و.....
لازمه که بدونید دخترهایی که حس مقابل یا مکمل ما را دارن .. شاخ و دم که ندارن... اونها هم مثل ما که این حس را داریم تو زندگی اجتماعی حتی شخصیشون معمولی هستن..قرار نیست موجودات فوق العاده باشن.... کاملا" معمولی اند... این حس و این رابطه یک جور رابطه توافقیه بین دو نفر.. و فقط بین اون دو نفره..... و قرار نیست همه زندگیشون را زیر و رو کنه
شما طوری نوشتی که انگار اون خونه ای که قراره دو نفر با این حس توش زندگی کنن یک دیوانه خانه به معنای واقعی کلمه است
البته اگر همه چیز این دنیا را مطلق و استاندارد شده تعریف کنید.. در نهایت به این نتیجه هم می رسید....
به اندازه همه آدم های این دنیا طرز فکر و نگاه به زندگی وجود داره.. هیچی در این دنیا مطلق نیست....
با همه این حرف ها منم نوشته بودم که دنبال اینم که در مورد حذف این ویژگی از شخصیتم تحقیق کنم....که آیا حذفش به طور اساسی شدنی هست یا نه
ولی نه به این خاطر که این حس را یک عیب یا بیماری می دونم... بلکه به همون دلیلی که بالا گفتم
- - - Updated - - -
ممنون دوست عزیز از خوشامدگوئیتون
قسمتی از جوابی که توی پست قبلی دادم به نوشته شما بود
ولی اینطوری که شما نوشتید که قطعا" این یک بیماریه .. جواب شما هم درست مثل همون جواب قبلیه
با این توضیح اضافه
بمیاری اسکیزوفرنی شدیدترین بیماری ورانپزشکیه
و تقریبا" تمام زندگی یک نفر را مختل میکنه حتی می شه گفت نابود می کنه
چه زندگی شخصی چه زندگی اجتماعی را
ولی در چند سال گذشته
یک نظریات روانپزشکی ارائه شده که حتی شاید این شخصیت اسکیزفرنیک هم خودش نوعی از شخصیت باشه
درست مثل همون حالتی که ما افراد را به درونگرا یا برونگرا تقسیم می کنیم
گفته می شه شاید شخصیت اسکیزوفرنیک با وجودی که این همه اختلال در زندگی کسی به وجود می یاره یک نوع تیپ شخصیتی باشه که در طی تکامل برای انطباق با شرایط محیطی به وجود اومده
من نمی خوام اینقدر تند برم که دیگه اسکیزوفرنی را هم بمیاری ندونم ولی می شه به هر چیزی از زوایای مختلف نگاه کرد
هر کسی هدفی تو ی زندگیش دراه
من به عنوان پیام و هر کدوم از ما تحت عنوان نام خودمون یک بار فرصت زندگی کردن داریم
و اگر این فرصت و لذت هاش را از دست بدیم
هرگز این فرصت بر نمی گرده
سوالی که یک آدمی مثل من از خودش می پرسه
و بارها و بارها هم می پرسه دقیقا" همینه
اگر این حس برای من لذت و آرامش می یاره
وقتی کوچکترین مشکلی با خودم یا با کسی که روی من سلطه داره ندارم
چرا باید خودمو از این لذت محروم کنم؟
چون روانشناسی گفته این آرامش و لذت من غیر طبیعیه؟
اونم یک علم روانشناسی ناقص که هنوز نمی تونه یک بیماری ساده مثل اضطراب را درمان کنه؟
- - - Updated - - -
این حالتی که شما گفتید را من هیچ وقت تو خودم تجربه نکردم
من همونطور که گفتم بیشترین معیارم برای خودم غرور طرف مقابله
هیچ وقت برای اثبات خودم یا خاص بودن خودم این حس سراغم نیومده
در این یک مورد مطمئنم
و اون مساله که گفتید اگر این حس دائمی باشه می تونه اذیتت کننده باشه موافقم
مطمئنا" یک زن و شوهری که دائم زیر یک سقف با هم زندگی می کنن
اگر دائم این حس و این رابطه را داشته باشن بعد از یک مدتی خودشون از هم خسته می شن
ولی نکته مهم تو این رابطه اون احترام درونیه که مرد نسبت به جنس زن تو خودش احساس می کنه
حتی در مواقعی که رابطه کاملا" عادی هم دارن.. اون مرد این حس درونی احترام را داره
تو این رابطه مهمترین چیز صداقته درونیه
مطمئنا" هیچ دو نفر امد نمی تونن 24 ساعته و هفت روز هفته این رابطه را داشته باشن وگرنه تبدیل به ربات می شن....
- - - Updated - - -
من همونطور که گفتم حتی معیارهام برای انتخاب طرف مقابل هم تا حدی فرق می کنه
مساله اینجاست که این حس تو زندگی اجتماعی من هیچ اختلالی به وجود نیاورده
من موقعیت اجتماعی خودمو دارم
توی اجتماع حتی آدم مغروری هستم
در مورد این حس که حرف می زنم مربوط به حیطه زندگی خصوصیه
خوب اون زن سلطه گر قرار نیست موجود عجیب و غریب باشه یا عاقل و فهمیده نباشه
حتی می تونه موقعیت اجتماعی خیلی خوبی هم داشته باشه
اصولا" قرار نیست سوپر زن باشه.. می اتونه یک زن کاملا" کاملا" معمولی باشه... مهم اینه که طبق رابطه قرار دادیمون سلطه گر باشه.. حتی میتونه آدم خیلی مهربونی هم باشه .. و با دیگران کاملا" معمولی باشه... این فقط یک رابطه بین دو نفره....
ولی هیچ لزومی نداره بخواد جلوی من انعطاف داشته باشه
فقط نمی دونم چرا روی عدد یک تاکید کردید.....فکر نکنم تو قرن 21 کسی حتی بخواد در مورد عدد دو فکر کنه....










علاقه مندی ها (Bookmarks)