به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 14 تیر 92 [ 01:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    26
    سطح
    1
    Points: 26, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    ببین این مدلی هم نیست که این حس تو ذاتمه و من همینطوری خوبم! یعنی خوبی که اسم خودت رو گذاشتی "برده" ؟
    ببین آقا پیام شاید توی بچگی شما یه مشکلی پیش اومده که خودت خبر نداری یا هر چیزی روحی و روانی که حالا احتیاج داری یه متخصص امر یعنی یه روانپزشک این حس شما رو از بین ببره و به تعادل طبیعی برسین.
    .
    اگر هیچ وقت قرار نبود ازدواج کنی، خیلی خوب، خودت با خودت تو صلح بودی.
    ولی تو دنبال یه دختر مشکل دار خود بزرگ بین و سلطه طلبی!!! دنبال یه دختر بیمار!!!
    اعتماد به نفس با خودبرتر بینی فرق می کنه!!!
    .
    به هر حال احساس شما یه حس غیر طبیعی هستش که باید راجع بهش با یه روان پزشک صحبت کنی! اون تشخیص میده که بیماری هست یانه !
    تفاوت نگاه من و شما از اینجا می یاد که برای شما همه چیز مطلقه ولی برای من نسبیه
    شما برای این دنیا یک چارچوب استاندارد تعریف کردی و بر اساس همون دنیا، دیگران و حتی خودتو قضاوت می کنی
    من بعد از نه سال که از شناخت این حسم می گذره
    به اندازه موهای سرم در مورد همین حس و کلا" روانشناسی کتاب خوندم
    اینقدرها هم بی اطلاع نیستم
    الان تو خیلی از مکاتب جدید روانشناسی به حالتی بیماری گفته می شه که اون حالت در زندگی معمولی اون شخص اختلال ایجاد کنه
    تا اونجایی که تو این نه سال دیدم این حس کوچکترین اختلالی تو زندگی اجتماعیم به وجود نیاورده ... برای همین اسمشو بمیاری نزاشتم
    از طرفی شما نوشتی که اگر درمان نشه ممکنه با یک فرد خود بزرگ بین ازادواج کنم و.....
    لازمه که بدونید دخترهایی که حس مقابل یا مکمل ما را دارن .. شاخ و دم که ندارن... اونها هم مثل ما که این حس را داریم تو زندگی اجتماعی حتی شخصیشون معمولی هستن..قرار نیست موجودات فوق العاده باشن.... کاملا" معمولی اند... این حس و این رابطه یک جور رابطه توافقیه بین دو نفر.. و فقط بین اون دو نفره..... و قرار نیست همه زندگیشون را زیر و رو کنه
    شما طوری نوشتی که انگار اون خونه ای که قراره دو نفر با این حس توش زندگی کنن یک دیوانه خانه به معنای واقعی کلمه است
    البته اگر همه چیز این دنیا را مطلق و استاندارد شده تعریف کنید.. در نهایت به این نتیجه هم می رسید....
    به اندازه همه آدم های این دنیا طرز فکر و نگاه به زندگی وجود داره.. هیچی در این دنیا مطلق نیست....

    با همه این حرف ها منم نوشته بودم که دنبال اینم که در مورد حذف این ویژگی از شخصیتم تحقیق کنم....که آیا حذفش به طور اساسی شدنی هست یا نه
    ولی نه به این خاطر که این حس را یک عیب یا بیماری می دونم... بلکه به همون دلیلی که بالا گفتم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.shadi نمایش پست ها
    سلام آقا پیام

    به همدردی خوش آمدید :)
    دوست خوبمون she بسیار عالی شما رو راهنمایی کردن

    شما قطعا نیاز به درمان دارید.

    ببینید حس احترام و اعتماد به نفس و عزت نفس ، حس هایی هست که در هر انسان نرمالی وجود داره.

    وقتی شما از این که کسی بهت زور بگه ، توهین کنه ، تحقیرت کنه و در یک کلام عزت نفس و غرور و اعتماد به نفس شما رو بشکنه این

    یعنی شما
    بیماره و نیاز داره که درمان بشه.

    ممکنه این اتفاق در اثر ضایعات مغزی رخ بده ، یا در اثر حادثه ای ناگوار و یا دیدن فیلم ها و کلیپ هایی از افرادی که به قول معروف Slave

    (برده) هستند.

    بهر روی تشخیص این امر ، نیاز به نظر روانپزشک داره.

    انسان با اعتماد به نفس خوب هواره متواضع هست.

    پس به دنبال راه درمانی باشین و گرنه باید بهتون این نوید رو بدم که در صورت عدم درمان ، مجبور هستید با یک بیمار ازدواج کنید که نقطه

    مقابل
    شماست و مشکل وقتی بیشتر میشه که قرار باشه شما دارای فرزند بشین و استارت یک نسل بیمار رو بزنین و در قبال این تصمیم

    غلط تا
    ابد مسئول هستید.

    پس درمان خودتون رو با مراجعه به روانپزشک و روانشناس به صورت توامان جدی بگیرید.

    موفق باشید.
    ممنون دوست عزیز از خوشامدگوئیتون
    قسمتی از جوابی که توی پست قبلی دادم به نوشته شما بود
    ولی اینطوری که شما نوشتید که قطعا" این یک بیماریه .. جواب شما هم درست مثل همون جواب قبلیه
    با این توضیح اضافه
    بمیاری اسکیزوفرنی شدیدترین بیماری ورانپزشکیه
    و تقریبا" تمام زندگی یک نفر را مختل میکنه حتی می شه گفت نابود می کنه
    چه زندگی شخصی چه زندگی اجتماعی را
    ولی در چند سال گذشته
    یک نظریات روانپزشکی ارائه شده که حتی شاید این شخصیت اسکیزفرنیک هم خودش نوعی از شخصیت باشه
    درست مثل همون حالتی که ما افراد را به درونگرا یا برونگرا تقسیم می کنیم
    گفته می شه شاید شخصیت اسکیزوفرنیک با وجودی که این همه اختلال در زندگی کسی به وجود می یاره یک نوع تیپ شخصیتی باشه که در طی تکامل برای انطباق با شرایط محیطی به وجود اومده
    من نمی خوام اینقدر تند برم که دیگه اسکیزوفرنی را هم بمیاری ندونم ولی می شه به هر چیزی از زوایای مختلف نگاه کرد
    هر کسی هدفی تو ی زندگیش دراه
    من به عنوان پیام و هر کدوم از ما تحت عنوان نام خودمون یک بار فرصت زندگی کردن داریم
    و اگر این فرصت و لذت هاش را از دست بدیم
    هرگز این فرصت بر نمی گرده
    سوالی که یک آدمی مثل من از خودش می پرسه
    و بارها و بارها هم می پرسه دقیقا" همینه
    اگر این حس برای من لذت و آرامش می یاره
    وقتی کوچکترین مشکلی با خودم یا با کسی که روی من سلطه داره ندارم
    چرا باید خودمو از این لذت محروم کنم؟
    چون روانشناسی گفته این آرامش و لذت من غیر طبیعیه؟
    اونم یک علم روانشناسی ناقص که هنوز نمی تونه یک بیماری ساده مثل اضطراب را درمان کنه؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    اینها علایم یک جور بحران شخصیتی هست به اسم مازوخیسم... معمولا افراد مازوخیست از این که تحت سلطه باشند، کتک بخورند و تحقیر بشن غرق لذت میشن... حسی که شما دارید به نوعی در شخصیت همه افراد نهفته هست...حتی افرادی که زندگی عادی و نرمال دارند این اختلال رو در شرایط بحرانی تجربه می‌کنند... این ناشی از این مورده که همه ما دوست داریم برای شخص مقابل خاص و مهم باشیم. در مورد این اختلال، این خاص بودن و مهم بودن با اعلام زور خودشو نشون میده... شما توی ذهنتون به این نتیجه رسیدید که من برای پارتنر جنسی خودم خاص و مهم هستم به نحوی که اون حق داره هرکاری خواست با من بکنه... اگه براش مهم نبودم منو تحقیر نمیکرد و کتکم نمیزد...
    این مورد اگه فقط گاهی و برای حس تنوع طلبی؛ در حد نرمال اجرا بشه نمیشه روش اسم بیماری گذاشت. ولی اگه همیشگی و دائمی باشه ناشی از بیماری روحی هست و با رواندرمانی قابل درمانه
    این حالتی که شما گفتید را من هیچ وقت تو خودم تجربه نکردم
    من همونطور که گفتم بیشترین معیارم برای خودم غرور طرف مقابله
    هیچ وقت برای اثبات خودم یا خاص بودن خودم این حس سراغم نیومده
    در این یک مورد مطمئنم
    و اون مساله که گفتید اگر این حس دائمی باشه می تونه اذیتت کننده باشه موافقم
    مطمئنا" یک زن و شوهری که دائم زیر یک سقف با هم زندگی می کنن
    اگر دائم این حس و این رابطه را داشته باشن بعد از یک مدتی خودشون از هم خسته می شن
    ولی نکته مهم تو این رابطه اون احترام درونیه که مرد نسبت به جنس زن تو خودش احساس می کنه
    حتی در مواقعی که رابطه کاملا" عادی هم دارن.. اون مرد این حس درونی احترام را داره
    تو این رابطه مهمترین چیز صداقته درونیه
    مطمئنا" هیچ دو نفر امد نمی تونن 24 ساعته و هفت روز هفته این رابطه را داشته باشن وگرنه تبدیل به ربات می شن....

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط bird.1 نمایش پست ها
    شما برعكس بيشتر پسرا هستيد چون تا جايي كه من ميدونم همشون ميخوان يك همسر عاقل وفهميده اما انعطاف پذير داشته باشن.
    من همونطور که گفتم حتی معیارهام برای انتخاب طرف مقابل هم تا حدی فرق می کنه
    مساله اینجاست که این حس تو زندگی اجتماعی من هیچ اختلالی به وجود نیاورده
    من موقعیت اجتماعی خودمو دارم
    توی اجتماع حتی آدم مغروری هستم
    در مورد این حس که حرف می زنم مربوط به حیطه زندگی خصوصیه
    خوب اون زن سلطه گر قرار نیست موجود عجیب و غریب باشه یا عاقل و فهمیده نباشه
    حتی می تونه موقعیت اجتماعی خیلی خوبی هم داشته باشه
    اصولا" قرار نیست سوپر زن باشه.. می اتونه یک زن کاملا" کاملا" معمولی باشه... مهم اینه که طبق رابطه قرار دادیمون سلطه گر باشه.. حتی میتونه آدم خیلی مهربونی هم باشه .. و با دیگران کاملا" معمولی باشه... این فقط یک رابطه بین دو نفره....
    ولی هیچ لزومی نداره بخواد جلوی من انعطاف داشته باشه
    فقط نمی دونم چرا روی عدد یک تاکید کردید.....فکر نکنم تو قرن 21 کسی حتی بخواد در مورد عدد دو فکر کنه....

  2. کاربر روبرو از پست مفید payam_barde تشکرکرده است .

    میشل (دوشنبه 28 اسفند 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.