چرا اینجا کسی نیست به معنای واقعی همدردی کنه؟نه خودشو جای شخص خاصی بذاره!!بیاید به جای صفت گذاشتن برای دیگری دنباله چاره باشیم!فکر کنیم اگه این اتفاق برامون می افتاد چه میکردیم..ادم متاسف میشه که هنوز کوته فکری ها باقی مونده ،وچیزی قرار نیست عوض بشه
- - - Updated - - -
شرایط منو با این دید نگاه کنید که پای دوتا بچه وسطه ،اینده اینا به خاطر احساسات وعواطف باید خشه دار بشه؟ای همزبان محترم؟که منو راهنمایی میکنید به رفتن ودنبال عشق تازه گشتن؟؟اگه عشق حرفه اول و میزد شک نکنید اینکارو خیلی سال پیش میکردم؛نه دوتا بچه بیارم با سرنوشته اینا بازی کنم الان مهمتر از خودم احساسم دخترامه ،من 23سالگی مادر شدم،شاید شمایی که منو راهنمایی میکنی به دنبال عشق تازه گشتن تو فرصت مناسب چیزی از مادر بودن یا پدر بودن جگر گوشه داشتن نمیدونی؟وفقط دنباله عشقی...
- - - Updated - - -
تو قانونه طبیعت یه زن نمیتونه قلبشو به دو تقسیم کنه:برای جنس مخالف منظورمه،ولی میتونه تمام اعضای خانوادشو دوست داشته باشه!ازخودش بگذره،برای بچه هاش،نخوابه تا بالای سر بچه اش که تب داره کنترل تب کنه!نخوره تا بچه اش سیر بشه! نپوشه تابچه اش بهترینو بپوشه!!اما یه مرد میتونه در ان. واحد ابراز علاقه به چند،خانوم کنه..قلبشو تقسیم کنه !!میتونه چتری برای دو نفر باشه!همه قصدها ومنظور ها ویران کردن نیست!!خراب کردن نیست!!این حسه حسادت چه حسه بی رحمیه که حاظر نیست تقسیم شادیها کنه..
- - - Updated - - -
واقعیت خودمم با دو همسره مخالفم چرا دروغ بگم!ولی باید تو شرایطش قرار گرفت و بعد قضاوت کرد...سخته بشه عشق و تقسیم کرد ولی قیول کنید ما حاظر به تقسیم هیج چیز به معنای واقعی نیستیم!!من حقه همه مردها اداره دو زندگی رو نمیبینم ولی چرا تو شراسط خاص که پای بچه وسط باشه یا بخاطر موقعیت خانوادگی و اجتماعی طلاق بخواد موقعیتو بهم بریزه وامکان مالی 100%وجود داشته باشه اشکالی نداره!فکر نکید برای پوشوندنه کار خودم میگم باور کنید که نه
- - - Updated - - -
اگه اشتباه تایپی پیش میاد عذر خواهی میکنم چون از طریق مبایل ارتباط برقرار. میکنم کلماتو به درستی نمیبینم
- - - Updated - - -
خودمم قصد دو همسره شدن رو نداشتم دروغ گفتن به شما برای زندگی من تاثیر نمیتونه داشته باشه !پس لطفا باور کنید جز حقایق چیز دیگه ای نیست،22سالم بود که تو خانه خدا با همسرم اشنا شدم !!نه نه اشتباه نکنید منظورم از آشنایی رفیق شدن یا ارتباط بر قرار کردن نیست،تو یه کاروان بودیم انشالله قسمته همه بشه،اونایی که مشرف شدن میدونن،بنده از تمام لحظات فیلم برداری میکردم روز اخر چند نفری درخواسته فیلمو کردن و من قول دادم برای همه سی دی کنم ،منزل ما اون موقع خ فلسطین بود حدودا 1ماهی گذشته بود یه روز ظهر که تو بانک بودم با همسرم بر خورد کردم از فیلم پرسید و گفت دفتر کاریش همین نزدیکیاس شماره دادم تماس گرفتن برای بردن سی دی قرار گذاشتیم ،بردن سی دی همانا و هر روز عصر ایشونو به بهانه های مختلف نزدیک شما بودم گفتم احوالی بپرسم همانا!!چشم باز کردم دیدم 3ماه گذشته ومن شدیدا عاشق شدم چون مرد رویاهام بود،در ضمن چون پدر وبرادری هم نداشتم فکر میکردم جای خالی همه رو پر کرده،نا گفته نمونه هدیه های انچنانیش هم بی تاثیر نبود،به گفته خودش البته دروغ هم نیست ادمیه حرام و حلال حالیشه پیشنهاده محرمیت داد منم چون ازدواج قبلی نداشتم،وبا کره بودم تنها راه ازدواج رسمی بود!بدم نیومد از نظرم همه جوره کامل بود،تنها ایرادش متاهل بود که گفت منو دوست داشته باشی قبول میکنی!منو در گیر احساساتم کرد،به هر بدبختی وکشمکشی بود خانوادم که اصلی ترین مادرم بود راضی کردم در اصل عرصه بهش تنگ کردم ...بعد از 4ماه زندگی پنهانی نه برای من برای اون آغاز شد که الام 8سالی میگذره و ثمرش دوتا بچه هامن،این تمامه واقعیت زندگیم بود:-(
- - - Updated - - -
لطفا حالا بفرمایید بازم بنده دزدی کردم؟؟ویران کردم؟؟نمیگم کار درستی بوده ولی منم که سنگ نبودم احساس داشتم ؟شما خودتون وقتی گرسنه هستید اول خودتونو سیر میکنید یا اول به گرسنه های دیگه نگاه میکنید؟؟پس باید تو شرایط قرار گرفت شاید. اون موقع ادم خودشو واجبتر از دیگری بدونه لطفا احساسی جواب ندید!واقع بین باشیم حالا هم 8سالو اندی گذشته اینکه از زندگی این مرد سریعا خارج بشید شد جواب!!ای شمایی که جمع شدید گوش به درد هم بدید!!مشکله همو راهنمایی کنید اینه جواب؟بعد 8سال الان سریعا خارج شم تکلیف دخترا چی میشه!!الان دیگه برای این حرف که اشتباه کردیو نباید میکردی خیلی دیره،چون زمانه زیادی گذشته،برای من دیگه ماهی وجود نداره تا بخوام از اب بگیرم...پس خواهشن به جای توهینو صفت غلط گذاشتن رو کسی،فکر کنید منو درست راهنمایی کنید که بتونم استفاده درست کنم از تجربه هاتون از پیشنهاداتون &کمکم کنید دخترام آینده منو پیدا نکنن چاره درست بدون احساس پیدا کنید 'اگه خودم میدونستم که از شما کمک نمیخواستم،روانشناسم رفتم،صبور بودنو پیشنهاد کرده،اعتماد کردنو پیشنهاد داده(به همسرم)میخوام از زبان عام بشنوم نه فقط شخص خاص..منتظر راهنمایی و تجربه هاتون هستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)