دوست عزیز مشکل شما هم تقریبا شبیه مشکل منه. به جز اینکه من روی یه قسمت هایی تمرکز کردم و شما کلی بیان کردید. من احساس می کنم شما هم مثل من زن رو با نگاه امروزی می بینید و افکارتون زن و مرد رو دارای حق یکسانی می دونه. از نظر شما هم مثل من زن باید مستقل باشه . اما خواستگارتون مثل خواستگار من نگاهش به زن سنتیه. این که کار نکنه و چادری باشه و تو خونه بشینه و .... من هیچ کدوم از نگاهها رو انتقاد نمی کنم. اما تفاوت دو نفر و نحوه نگاه متفاوت به این مسائل می تونه باعث مشکلاتی بشه که کوچیک هم نیستن. چون خانم هایی که شبیه من و شما فکر می کنن حاضر به کوتاه اومدن از چیزهایی که حق خودشون می دونن نمیشن. شاید اگه مرد امروزی فکر کنه و زن سنتی این مشکلات کمتر پیش بیاد.
خواستگار من می گفت با کار کردن و ادامه تحصیل و .... مشکل نداره . اما به قدری تو این مسائل و ارتباطات حساس و تا از نظر من حدی بدبین بود که من احتمال دادم اجازه نده یا اون قدر شرایط رو سخت کنه که خودم پشیمون بشم از رفتن . در کل اینکه از معیارام کوتاه نیومدم و به خاطر احتمالی که دادم جواب رد بهش دادم. با وجود اینکه بین ما تا حدی وابستگی هم پیش اومده بود. بقیه شرایطش هم واقعا خوب بود.
خلاصه اینکه نمی تونی از معیارات کوتاه بیای. شاید الان به خاطر شرایط خوبش خودت رو گول بزنی . اما اگه معیارایی که گفتی واقعی باشه بعد یه مدت بازهم اون احساس زن امروزی سراغت میاد و باعث سرخوردگیت یا بحث و جدال بینتون میشه . البته اینا نظرات من با توجه به تجربه یک ساله خودم بودو اصراری رو درست بودنش ندارم. موفق باشی عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)