با سلامی دوباره...
والا این آقا در مورد کار و تحصیل شرایط منو قبول کردند اما نه بطور کامل

واقعیتش ما راجع به خیلی از مسائل هنوز صحبت نکردیم باهم

همونطور که اشاره کرده بودم ظاهر برای این آقا خیلی مهمه به قول خودشون برای اکثر مردا 98% ظاهر ملاکه

حالا قراره فردا باز به بهانه عیددیدنی بیان خونه مون و دوباره ما باهم حرف بزنیم,بهم گفتند دوس دارم این دفعه جذابیت واقعی خودتونو نشون بدید...البته در این مورد بهشون حق میدم چون دفعه پیش اصلا به خودم نرسیده بودم ولی اینکه ظاهر تا این حد براش مهمه یکم ترس برم داشته در حالیکه دوباری بهم گفته من عاشق شخصیت و منش شما شدم(نزدیک 10 روزه از اولین ملاقات و ارتباط تلفنی ما گذشته)

با اینکه دختر سر زبون داری هستم و خیلی معیار و ملاک ها دارم واسه زندگی آینده م...اما نمیدونم چرا هیچ حرفی برای گفتن با این آقا ندارم...یجورایی فک میکنم فعلا وقت ازدواجم نیس و زود شور و شوق ندارم واسه شناختنش...
یه بارم بهشون گفتم از ازدواج پشیمون شدم وقتی پرسیدند چرا گفتم فعلا زوده واسم و تحصیل برام مهمه...


وای خدا دیگه حوصله تایپ ندارم
فــعلا تا بعد
دوستون دارم دوستان
بای