به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 84
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام عزیزم
    به نظر من با گریه و التماس هیچ چیز حل نمیشه,گریه زاری و التماس جذابیتت رو پیش همسرت کمتر می کنه و فاصله تون رو بیشتر میکنه
    رفتار آدم های شکست خورده رو نداشته باش!با این رفتارهای شما جای مقصر عوض شده و انگار شما اشتباه کردی و همسرت باید ببخشه!برای تموم شدن رفتار اشتباه ایشون نباید حقوق خودت رو نادیده بگیری
    رفتار گذشته ی شما اشتباه بوده ولی هسرتون حق نداره به خاطر رفتار شما خطوط قرمز زندگیتونو زیرپابذاره
    به هیچ وجه سعی نکن با گریه وعذرخواهی و توضیح بابت گذشته ایشون رو متقاعد کنی چون اشتباهه وباعث بدتر شدن شرایط میشه,الان ایشونه که داره اشتباه میکنه نه شما
    جذابیت ظاهریتو حفظ کن به خودت برس کارهایی که باعث شادی و سرزندگیت میشه انجام بده ,اعتماد به نفست رو بالا ببر و درقبال رفتار همسرت قاطعانه برخورد کن نه با گریه و التماس و قهر
    درمورد رفتار جرات مندانه و قاطعانه تایپیکی که جناب sci گفتن حتما بخون :

    محوریت زندگیت شده رضایت شوهرت و خودت و خواسته هات رو درنظر نمیگیری.اعتمادبه نفستو از دست دادی و !همین ها باعث شده ایشون تا این حد بی توجه بشه
    این نقل های مدیر همدردی رو هم بخون امیدوارم برات مفید باشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    هرگز رفتارت و احساساتت را از روی همسرت تنظیم نكن. یعنی چه؟

    یعنی اینطور نباشد اگر او خندید ،‌خوشحال بود تو هم همین طور باشی و اگر او محل نداد شما هم محل ندهی. بلكه خودت باید دارای یك روش و سبك صحیح باشی. مثلا اگر تصمیم بر این شد كه نسبت به بی مسئولیتی های ایشون سخت گیر باشی،‌نباید در لحظاتی كه شاد هستی كوتاه بیایی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    این بند به یك مهارت مهم اشاره می كنم كه اگر بتوانید خوب درك كنید و انجام دهید كمك زیادی به شما می كند. و آن اینكه :

    شما به خاطر اینكه همه دنیا و زندگی و علاقه و ... خود را به همسرت و كارهایش گره زدی ،‌ بقیه زندگی را كاملا فراموش كرده ای. یعنی اگر شوهرت خوب بشه،‌تو خوشبختی، اگر شوهرت بد بشه تو بدبختی....

    و این اشتباهه

    تو باید غیر از شوهرت لیستی از بقیه چیزهایی كه در زندگی ات وجود دارد تهیه كنی و علائقت را گسترش دهی. مثلا:

    - فرزندت

    - والدینت

    - خواهر و بردارانت

    - دوستانت

    - تفریحات

    - سینما

    - موسیقی

    - مطالعه

    - پیاده روی

    - نقاشی،‌ نویسندگی و ....

    وقتی برنامه ای ریخته ای كه خیلی چیزهای دیگر در آن بود، و میزان زیادی از علائق و لذتهایت را از این طریق دنبال كردی 2 فایده می بری:


    یكم: حساسیت هایت نسبت به شوهرت كم می شود، و نقاط ضعف او به شما احساس بدبختی مطلق نمی دهد.

    دوم: به خاطر شارژی كه از سایر منابع دریافت می كنی ، قدرت بیشتری جهت سازندگی زندگیت پیدا می كنی و احساس خوشبختی بیشتری می كنی.
    به خاطر اشتباه همسرت نباید از حقوق خودت بگذری.
    اگه اعتماد به نفست رو بالا ببری و رضایتت رو از زندگی برمبنای همسرت تنظیم نکنی و قاطعانه با رفتار اشتباهش برخورد کنی اوضاع بهتر میشه
    سعی کن تایپیکی که گذاشتم و نقل قول ها رو حتما مطالعه کنی
    موفق باشی

  2. 8 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 15 فروردین 92), morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), rozaneh (جمعه 09 فروردین 92), sci (شنبه 10 فروردین 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 28 فروردین 92), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92), zendegiye movafagh (جمعه 09 فروردین 92), باران بهاری11 (جمعه 09 فروردین 92)

  3. #32
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    با تشکر از نظراتتون اما من در شرایطی آروم به شوهرم ناراحتیم رو ابراز کردم و گفتم اصلا نمی تونم این مسئله رو تحمل کنم اما اون گفت کدوم مسئله من گفتم دوست دخترت گفت دوست دخترهام من خیلی دارم کدومشون رو می گی من با ناراحتی و آروم گفتم متاسفم که زندگیمون به اینجا کشیده شد متاسفم که اگه دخترمون بزرگ شه هیچ جوابی نداری بهش بدی و اون گفت تو چه جوابی داری به دخترمون بدی و در جواب این که بهش گفتم نمی تونم تحمل کنم حتی دیگه نمی تونم تو رو در آغوش بگیرم گفت هر جور راحتی ...
    خب من باید چی کار کنم کم محلی ... گرم کردن کانون خانواده ؟؟
    من الان به وظایفم عمل می کنم نهایت سعیم رو می کنم به خودم می رسم می خوام از این ماه یه ورزش رو به طور جدی شروع کنم با اعضای خانواده رفت و آمد می کنم با دخترم لحظات شادی دارم البته در بعضی مواقع که دلم می گیره و به کارهای شوهرم فکر می کنم ناراحت می شم و به دخترم هم توجه کافی نمی کنم اما واقعا راه حل من چیه من دوست دارم زندگیمو درست کنم اصلا به جدایی فکر نمی کنم اگه یه بار تونستیم با هم خوشبخت باشیم پس باز هم می تونیم یه راهی هست شوهرم متوجه اشتباهش بشه نه ؟

  4. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), rozaneh (جمعه 09 فروردین 92)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سعی کن زیاد خونه نمونی به خانوادت سر بزن اینکه میخوای ورزشو شروع کنی عالیه جوری رفتار کن که انگار خودش و کاراش دیگه برات اهمیت نداره به خودت برس خودتو از شادی های زندگی محروم نکن

    - - - Updated - - -

    دست دختر تو بگیر و ببرش پارک سینما . سعی کن نشون بدی که واسه خودت ارزش قائلی .

    - - - Updated - - -

    اینکه خودشو نسبت بهت بی خیال جلوه میده یه جورایی دروغ مردانه است به نظر من هنوزم براش مهمی و داره با سیاست بی تفاوتی تو رو وادار میکنه دائم عشقتو ابراز کنی. به نظر من که مثل خودش باش
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  6. 3 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (یکشنبه 30 خرداد 95), morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92)

  7. #34
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    حالا چه کنم ؟

    - - - Updated - - -

    الان مطلبتون رو خوندم ... امیدوارم جواب بده

    - - - Updated - - -

    فکر می کنم از لغات و جملات مناسبی استفاده نمی کنم

    - - - Updated - - -

    چه طوری باید بگم که تاثیرگذار تر باشه ؟؟

  8. #35
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    راهکارهای تاپیکی که معرفی کردم را انجام دهید...و مطمئن باشید مشکل منفعل بودن با ارائه یکی دو راهکار جانانه حل نمی شود و یا قرص جرات مندی وجود ندارد که یک شبه همه چیز خوب شود
    پس شروع کن روی خودت کار کردن!
    اینکه همسرت علاقه اش را به شما از دست داده تفکری مسموم از جانب منتقد درونی شماست! همان که می گوید شما هیچ جذابیتی ندارید!! همان که یکسره شما را ناراحت و عصبی می کند و در مغز و روح شما چنگ انداخته است! ساکتش کنید... هر زمان به شما حمله کرد یک استپ محکم به او بگویید و بگویید دور شو!!!
    تاپیک " چگونه منفعل نباشیم؟" را بخوانید، خلاصه کنید و سوالاتتان را بنویسید
    من منتظر سوالات شما هستم

  9. 7 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 11 فروردین 92), fahimeh.a (یکشنبه 30 خرداد 95), morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), parichehr1 (شنبه 10 فروردین 92), shabe niloofari (شنبه 10 فروردین 92), taraneh89 (شنبه 10 فروردین 92), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92)

  10. #36
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    آقای sci ممنونم از نظرتون من تا الان تا پایان صفحه هفتم از رفتار جراتمندانه رو خوندم
    اما مشکل من این مسائل نیست جوت تو این 5 سال گذشته هر مشکلی پیش میومد با همسرم به گفتگو می نششستیم و حلش می کردیم اتفاقا اون خیلی گفتگوی آروم رو دوست داشت و مایل بود وقتی مشکلی پیش می یومد من ازش بخوام که 5 دقیقه میخوام باهات صحبت کنم و ما مسئله رو حل می کردیم
    اما الان همسرم یا به خاطر ارتباط با دخترهای دیگه یا به هر دلیلی که نمی دونم چیه می گه مشکل ما دیگه درست نمی شه چون من علاقه ام رو به تو از دست دادم
    این منو آزار می ده ... همسرم احساسش از روی چهره اش کاملا پیداست دیشب ساعت 1 داشت اس ام اس می داد و وقتی نگاهش کردم احساس آرامش رو تو چهرش دیدم
    یعنی با دختر دیگه ای صحبت کردن اونو آروم می کرد ؟ آرامشی که همیشه با صحبت کردن با من تو چهرش می دیدم یا از لبخند من داشت ...

    - - - Updated - - -

    ما همکار بودیم بیشتر وقتمون رو با هم بودیم اما 6 ماه پیش بعد از دعوامون منو اخراج کرد و من تو خونه ام اونم 6 صبح می ره ساعت 11 یا 12 می یاد خونه اصلا وقتی برای صحبت هست ؟ یکی دو بار فقط من و دخترم رو جمعه برد بیرون البته بگم جمعه هاش رو هم با کارمنداش می ره کوه ... یعنی ما نیست شدیم تو زندگیش من همه سعیمو کردم می یاد خونه همه چی آروم باشه همیشه مرتب بودم جلوش تو خونه ...تا 5 ماه که اتاقش رو هم جدا کرده بود به گفته خودش چند روز پیش به من گفت حتی می خواسته یه خونه دیگه برا خودش اجاره کنه .... ما که این همه زندگیمون خوب بود حالا با این روزها چه طور باید کنار بیام مگه می شه بی توجه باشم ؟

    - - - Updated - - -

    الان فرقی که کرده اینه که بعد از 6 ماه الان تو یک اتاق می خوابیم یا اوایل حتی حاضر نبود صحبت کنیم اما الان حرف می زنیم یر مشکلوم اما فقط بهانه می یاره تو فلان روز ظرفو نشستی ... فلان روز به من گفتی چرا این حرفو زدی ؟ چیزای پیش و پا افتاده که اون موقع خودمون حلش می کردیم مثلا می گفت من می تونستم یه زن خانه دار کدبانو بگیرم اما می خوام خانومم کارمند باشه پا به پای هم زندگیمونو بسازیم اگه دو تا ظرف موند ایرادی نداره من تمام تلاشمو می کردم خرید می کردم از سر کار میومدم بچه رو از خونه مامانم میاوردم بهش شیر می دادم غذا درست می کردم و تا جایی که توانداشتم کار می کردم شوهرم هم کمکم می کرد ااما بعضی وقتها غر می زد الان منت می ذاره که یادته چند بار من ظرف شستم یادته فلان روز غذا از بیرون گرفتیم ؟

    - - - Updated - - -

    خب من شاد به خودم می رسم به بچم می رسم با خانوادم رفت و آمد دارم ازشون آرامش می گیرم اما مشکلمون چی می شه چه جوری باید حل شه این که طرف حق داره تغییر عقیده بده یعنی چی ققبل از ازدواج به من می گفت من ازبس دوست دختر داشتم بدم اومده از این محیط کثیف دنبال یه زندگی سالمم که همسرم به من راست بگه وقتی می رم سر کار خیالم راحت باشه خانومم به من خیانت نمی کنه می گفت اگه بدترین زن دنیا رو هم داشته باشم بهش خیانت نمی کنم ...
    حالا چند روز پیش وقتی داشت می گفت کلی دوست دختر دارم گفتم یادته می گفتی اگه بدترین زن دنیا رو هم داشته باشم بهش خیانت نمی کنم
    خیلی راحت گفت اون موقع اشتباه می کردم

    - - - Updated - - -

    من تو این 5 سال زحمات زیادی کشیدم شوهرم چند بار به من گفت که هر چی داره بعد از ازدواج داره و کنار من چندین بار تو جمع گفت خانواده همسر من منو حمایت کردن اما الان می گه جای تو اگه دوست دخترم رو هم گذاشته بودم بهمین موفقیت می رسیدم فکر کردی برای من چی کار کردی ؟ من اشتباه کردم که زنمو همکارم کردم همه مردا راست می گن آدم زنشو تو محل کارش راه نمی ده من چه احمق بودم به تو بها می دادم باهات مشورت می کردم ... و خیلی چیزای دیگه
    باورم نمی شه همه این تغییر رفتارها به خاطر یه لحظه عصبانیت من باشه اما اون می گه از دلم نمی ره رو من منت گذاشتی چندین بار بهش گفتم عزیزم خودت همیشه می گفتی ادم وسط دعوا حلوا پخش نمی کنه خب منم یه حرفی زدم تو که منو می شناسی منظوری نداشتم اون حرف از ته دلم نبود اما می گه اون حرفت باعث شد علاقمو بهت از دست بدم

    یا منت می ذاره من به خاطر تو خونمونو درست کردم (خونه مادرش که تو شماله قبل از ازدواج نیاز به تعمیر داشت و اون می گه من این کارو فقط به خاطر تو کردم و کدوم مردی این کارا رو می کنه تو برا من چی کار کردی ) اصلا متوجه نمی شه من 5 سال از بهترین لحظه های عمرم رو از 8 صبح تا 8 شب کار کردم بدون این که تقاضای حقوق کنم چون با هم خوش بودیم همه چی مون با هم بود

  11. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (یکشنبه 30 خرداد 95), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92)

  12. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 07 اردیبهشت 92 [ 10:27]
    تاریخ عضویت
    1392-1-10
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    57
    سطح
    1
    Points: 57, Level: 1
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم خیلی دلم گرفت.آخه چرا؟خودمو که جای تو میزارم دیوونه میشم حتی یه ثانیه هم نمیتونم تحمل کنم.توروخدا اینقدر خودتو تو این زندگی حقیر نکن.البته اگه یدونستم جواب میده همچین حرفی رو نمیزدم اما چیزهایی که خودت میگی مردی رو میبینم که داره واسه خودش میتازه بدون توجه به تو وحتی بچش.اینقدر خودتو کوچیک نکن قوی باش یه کم بی خیالش کن بهش محل نده بزار شاید یه کم جای خالی تو ببینه و قدرتو بیشتر بدونه

  13. 2 کاربر از پست مفید rahele62 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), zendegiye movafagh (شنبه 10 فروردین 92)

  14. #38
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    اگه بدونم با کم محلی مشکل حل می شه حتما این کارو انجام می دم اما می ترسم با این کارم خدانکرده به دوست دخترهاش نزدیکتر و وابسته تر شه اون وقت چی ؟ یا با یکیشون
    وقتی یاد اسم ام اس و آرامشی که اون لحظه داشت می افتم می ترسم یعنی چی می شه چی کار کنم ؟

  15. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array
    بنظرت اون دوست دخترها چی دارند که تو نداری؟
    اگر چیزی در موردشون می دونی بگو. آیا از محیط کارش انتخاب می کنه؟ یا ...اگر چیزی می دونی کمی توضیح بده.


    - - - Updated - - -

    دلم میخواد یک موضوع جالب بهت بگم. یک سریالی می بینم به اسم حریم سلطان. شاید خودتم دیده باشی. به موضوعش کاری ندارم اما رفتارهای خرم سلطان زن سلطان سلیمان برام خیلی جالبه. اول که اومد قصر نظر سلطان رو جلب کرد و جای سوگلی سلطان رو که یک پسر هم ازش داشت گرفت. بعدش شروع کرد به عشق ورزیدن به سلطان و ذره ای در این کار شک نکرد. هرکی سر راهش سبز شد جلوش وایستاد. یکبار سه تا کنیز روسی زیبا برای سلطان آورده بودند، جلوی سلطان رگ دستشو زد گفت یا من یا اینا. سلطان هم اونارو برگردوند. یبارم یک پرنسس از روم اومده بود که شاه بهش توجه میکرد از قضا اونم عاشق شاه شد اما خرم اونم از قصر فراری داد. کلا مثل مرغ یک پا سر عشقش به پادشاه هست و برای هر مشکلش چاره اندیشی می کنه. یک کاری کرده واقعا سلطان سلیمان به عشقش ایمان داره. باابنکه این سلطان شیطونی هاش هم می کنه اما درنهایت خرم رو عقد کرد و خرم شد تنها زن عقدی پادشاه. جالبه نه؟

  16. 2 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 10 فروردین 92), zendegiye movafagh (شنبه 10 فروردین 92)

  17. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    جالب بود اما من نمی دونم اونا چی دارند که من ندارم من هیچ وقت تو عشق ورزی بهش کم نذاشتم همه می دونستند ما عاشق همیم از سر کارش انتخاب نمی کنه

    - - - Updated - - -

    یه دفعه حرف دوست دخترهاش شد گفت من فقط می خوام با یکی دوست شم که حرف منو بفهمه به من آرامش بده حتی اگه کور باشه زشت باشه
    اما داشت فکر منو از موضوع دور می کرد خودش بهتر از هر کسی می دونست ما حرفای همو خوب می فهمیدیم و همدیگرو درک می کردیم چه طور تو این 5 سال همیشه خدا رو شکر می کرد و می گفت راضیه از انتخابش یهو الان شده که من حرفشو نمی فهمم؟

    - - - Updated - - -

    با این که تو عید کارش ساعت 5 تموم میشه ساعت 11 تا 12 می یاد خونه امشب هم زنگ زد و گفت احتمال داره دیر بیاد یعنی چند 1 یا 2 شب ؟ یعنی چی من فکر می کنم یک مرد متعهد تو عید حتما چند روز رو هم به خانواده اختصاص می ده ... اون دو روز اول عید هم که شمال رفتیم خونه مامانش اینا البته به اصرار من و دخترم همش مثل مرغ سرکنده بود مدام اس ام اس بازی حتی تو عید دیدنیها مدام منتظر یه فرصت تا بره بیرون و با تلفن صحبت کنه ... حتی یه بار داشت با پسر خالش بازی می کرد من رفتم براشون بستنی ببرم دیدم داره با موبایلش حرف می زنه همه جا سکوت شد به راحتی صدای یه خانم 23 تا 26 ساله پشت خط می یومد ...
    خسته شدم از یه مرد 32 ساله بعیده بچه که نبیتت خودش می گفت من دوست دختر بازی هامو کردم الان می خوام یه خانواده تشکیل بدم فقط به فکر پول درآوردنم اما از بحران مالی که دراومدیم و دید از نظر مالی بهش احتیاج ندارم چه راحت داره این کارها رو می کنه یعنی نگران نیست خدای اسمونها ...


 
صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.