esse عــزیز ممنون از پاسختون....

هرچند این ماجرا دیگه واسه من تموم شده ست...اما تا همین چند روز پیش (بعد جلسه دوم دیدارمون)بین دوراهی گیر کرده بودم که واقعا کدوم تصمیم من درست بوده(ادامه تحصیل و کار و رسیدن به جایگاه بالاتر در زندگی و جامعــه ی امروزی که با سرعت هرچه تمام داره رو به جلو حرکت میکنه...منم باید رو به جلو حرکت کنم...پیشرفت کنم,از همون بچگی هم دوس داشتم تو زندگیم حالا تو هر زمینه ای به بالاترین جاها برسم...یا matchشدن با مردی که با رفتنش این روزها احساس میکنم دیگه شاید هرگز نتونم نگاهی به پاکی نگاه اون پیدا کنم...یه پسری بود که خوب و بد حالیش بود...بچه نبود...مث پسرای امروزی دنبال نگاه های هرزه نبود...تحصیلکرده بود...رو پای خودش بود...قدرت اداره کردن یه زندگی رو داشت...سر و سامان دادن به زندگیش واسش مهمتر از تحصیل بوده چون خوب فهمیده بود که تو این مملکت به مدرک و تحصیل دیگه بها نمیدن فقط باید تو این زمونه زرنگ باشی ... واسه زندگیت واسه خودت واسه آرزو و رویاهات باید شب و روز بدویی تا زمین نخوری...به قول اون لیسانس دیگه از مد افتاده واسه همین باهام موافق بود که واسه ارشد بخونه اونم به خاطر کارش فقط ,البته بعد چند سال دیگه ....چون خودش میگفت تازه تو محیط کاری به یجایی رسیده و....)!!

میتــــــــرسم....نکنــه بعدها بفهمم اشتباه کردم...اون بالا هم توضیح دادم که یخــورده بعد این ماجرا نگاهم به زندگی عوض شده...همین زندگیه که میمونه واسه ما آدما....

آیا من اشتباه کردم...؟!!!

بنظر دوستان کار و تحصیل مهمه(واسه منی که از بچگی آرزوی رسیدن به مقاطع بالاتر رو داشتم هم از لحاظ تحصیلی و هم کاری...(البته این روزا یخورده نظرم تغییر کرده)یا به دست آوردن یه پسر پاک و ساده و خوب(که اشاره کردم از خیلی جهات این آقا شرایط خیلی خوبی دارند و امکان پیشرفت هم هست واسشون باتوجه به تلاش و پشتکار خودشون...)؟؟!!!

کـــــــــــــــــدوم؟!