سلام
تو گفتي كه مشكلت تنهاييته و مي خواي مشكل تنهايي ات رو با ازدواج حل كني .
ببين من خودم شوهر كردم و همه مشكلات تو رو دقيقا درك مي كنم . تجربه چيز با ارزشي هستش كه به اين راحتي ها به دستت نمي ياد پس گوش كن شايد چيز بيشتري ياد بگيري كه بدرد آينده ات بخوره .
من 2 سال عقد بودم والان 5 ماهه كه رفتم سر خونه زنگيم . از شوهرم ناراضي نيستم ولي اون زندگي رويايي كه فكر مي كردم رو هم ندارم وقتي كه شوهر كردم همش مثل تو دوست داشتم تنها نمونم به بقيه بفهمونم كه آره منم مي تونم ازدواج كنم و اين حرفا در صورتي كه ازدواج يك عمر زندگييه . تازه اون كسي هم كه انتخاب مي كني تا با هم زير يك سقف نريد معلوم نميشه كه تو زندگي مشترك چه جور آدمييه .ببين يك مرد بايد به بلوغ فكري واجتماعي رسيده باشه تا بتونه زندگيشو اداره كنه و متاسفانه جووناي ما(پسرا) نه همشون ولي اكثريتشون يكم شل بازي در ميارن.و از مشكلات فرارين . پس حرف منو گوش كن واز وقتت خوب استفاده كن سعي كن براي خودت كسي بشي براي خودت درامد داشته باشي واز همه مهمتر تو اجتماع جا افتاده بشي و خودت رو پيدا كني بعد شوهر كني چون هر كس عقايدش به مرور زمان نسبت به بعضي مسائل تغيير مي كنه .پس هيچ وقت عجله نكن زندگي مشترك سر تا پا مسئوليت ، گذشت و فداكارييه واز قربونت برم فدات بشم خونه مامان بابا زياد خبري نيست .اميدوارم كه يك تصميم درست براي زندكيت بگيري








علاقه مندی ها (Bookmarks)