یه جمله تازه تو اینترنت دیدم،جالب بود:
این روزها....
همه ادعا دارند طعم خیانت را چشیده اند...
همه ادعا دارند که بدی را به چشم دیده اند...
همه ادعا دارند که تنهایی را کشیده اند...
پس کیست که این دنیا را به گند کشیده است...؟!!!!!
بعضی وقتا فکر میکنم بیماری دوقطبی دارم!!یه کم میام خوشحال باشم...
بعضی وقتا فکر می کنم جای من تو این تالار نیست.چون بعضی وقتا با دیدن بعضی تاپیک ها اونقدر ناراحت میشم که....مثل الان.
ولی دوستای گلم،اینو یادمون رفته که زندگی یعنی با مشکلات دست وپنجه نرم کردن.
اصلا زنده بودن = مشکل داشتن
آدم زنده با تلاشی که برای حل مشکلاتش می کنه زنده است.همیشه مشکلات ما رو مجبور می کنن تا بجنگیم،چون اگه نجنگیم و راکد باشیم یعنی داریم سقوط می کنیم.
ما هر دقیقه هر ساعت هر روزی که داریم بزرگتر میشیم مشکلات هم باهامون بزرگتر میشن.
یادتونه دبستان که بودیم چه مشکلاتی داشتیم؟مدادرنگیمون تموم شده،با دوستم قهرم،بجای 20 ،19 گرفتم وخانم معلم منو نیاره پای تخته،تقصیر دوستم بود که سرکلاس خندیدم ولی حالا منم تنبیه شدم...
راهنمایی که یه کم بزرگتر شدیم دغدغه هامون از مدادرنگی و.... هم بزرگتر شد.دبیرستان همینطور(کنکور،فکر ازدواج برای بعضیا البته!، فکر آینده،فکر شغل وسربازی پیش رو و... )
پس ما باید خودمون رو آماده کنیم که سنمون که بیشتر میشه،مشکلات هم بزرگتر میشن.پس خودمون(نه سنمون) هم باید بزرگتر بشیم.قوی تر بشیم.بعضی وقتا اتفاقات تلخ تو زندگیمون خواهد افتاد که الان ازش بی خبریم.همونطور که چند سال پیش نمی دونستیم مشکلات الان رو خواهیم داشت.
پس تنها کاری که می تونیم بکنیم اینه که قوی بشیم.تحمل وصبرمون رو بالاتر ببریم.آماده بشیم برای مشکلات سخت.
نگید این دلش خوشه،نفسش از جای گرم....این خبرا هم نیست.شما اگه مشکلتون راه داره و دارید برای پیدا کردنش تو این تالار مشاوره می گیرید من مشکلی دارم که فقط می تونم قبولش کنم وباهاش کنار بیام.راهی برای حلش نیست...ولی دارم ازش عبرت می گیرم.
دوستای عزیز امیدوارم بتونید کنار هم راهی برای مشکلاتتون پیدا کنید وهیچوقت هیچوقت ناامید نشید.
اینقدم منو ناراحت نکنید!!
:rolleyes:








علاقه مندی ها (Bookmarks)