به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اردیبهشت 01 [ 01:05]
    تاریخ عضویت
    1391-4-17
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    8,247
    سطح
    61
    Points: 8,247, Level: 61
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 203
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    43

    تشکرشده 48 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیزم
    میتونم بدونم محیط خونه تون چطوره یعنی روابط پدر و مادرت؟روابط شما خواهرا با اونا؟
    تا چه حد تو خونه حرف میزنین؟
    یا تا چه حد پدر و مادرت شنونده شما هستن؟
    پس خونواده شما اوقات فراغتشو چه جوری میگذرونه؟به چی علاقه دارن؟
    میشه یه کم توضیح بدی؟؟

  2. 2 کاربر از پست مفید EliGokiNo تشکرکرده اند .

    ferial (پنجشنبه 15 فروردین 92), میشل (جمعه 16 فروردین 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-1-06
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    194
    سطح
    3
    Points: 194, Level: 3
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط EliGokiNo نمایش پست ها
    سلام دوست عزیزم
    میتونم بدونم محیط خونه تون چطوره یعنی روابط پدر و مادرت؟روابط شما خواهرا با اونا؟

    خوبه به نظرم.....من خیلی راحت هر مشکلی داشته باشم میگم ولی مهم اینجاست که مشکلات این فرمی حل نمیشه!البته حی میکنم چون سن بابام یه مقدار بالا رفته خوصله نداره دیکه.60 سالشه.جدیدا هم خیلی باهاشون بحثم میشه بعضی وقتا فکر میکنم ما زیادی تو خونه پدرمون موندیم

    تا چه حد تو خونه حرف میزنین؟

    از این نظر هم خوبه یا خیلی زیاد.پدر من هر مشکلی که بیرون سر کار داره مستقیما میاد خونه میگه مثلا سر سفره گاهی وقتا سر غذا اینقدر بحث میکنیم که معلوم نیس چی خوردیم من و خواهرام هم مشکلی نداریم باهم

    یا تا چه حد پدر و مادرت شنونده شما هستن؟

    شنونده که هستن ولی به جرات میگم که فقط نگاه میکنن حواسشون جای دیگه هست همیشه حرف خوشون رو درست میدونن مادرم اکثرا به ما حق میده ولی باز کاری از پیش نمیره .همه ی اینا رو کلی گفتم اگه بخواین مثال میزنم

    پس خونواده شما اوقات فراغتشو چه جوری میگذرونه؟به چی علاقه دارن؟

    کلا اوقات فراغت خاصی ندارن.بابام وقتای بیکاری میخوابه بعضی وقتا با همسایمون میرفتن پیاده روی که دیگه نمیره...
    منم بیکاریم پای نتم.کد مینویسم....مطالعه میکنم باشگاه میرم
    خواهرم هم کلاس های هنری میرفت ولی در کل برنامه های آخر هفته و دسته جمعی نداریم ....

    مثلا
    من تو دانشگاه با گروه کوهنوردی هر ماه یه بار میرفتم جایی.برنامه ها اکثرا سبک و حتما یه روزه و زیر نظر دانشگاه بود.بعد فارغ التحصیلی دختر خالم گفت ما با فلان گروه میریم دوست داشتین یه بار بیاین ,بعد عضو شین منم گفتم باشه با خواهرم قرار شد بریم که صب جمعه پدرم گفت مارو میرسونه اومد یه چند تا پسر با ظاهر قرتی تو گروه دید بعد پرسید مسئول خانم ها کیه که گفتن امروز مریضه نیومده اجازه نداد ما بریم و ما رو برگردوند خونه:( حسابی آبرومون رفت و اومدیم خونه کلی مامانم باهاش دعوا کرد
    یه خانواده همجین مدلی داریم ما
    الان از اون موقع 2 سال گذشته و من کوه نرفتم

    میشه یه کم توضیح بدی؟؟
    فکر میکنم تو مثال هام واضح معلوم باشه چطوری هستیم

    ممنون میشم راهنماییم کنید

  4. #13
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    فریال،

    حالا که خانواده ات اینقدر حساس هستند دنبال برنامه هایی برو که مخصوص خانمهاست.
    برنامه های خانه فرهنگ شهرداری تهران می دونم که بخشهایی مخصوص خانمها، خانواده ها و ... داره. تورهای تهران گردی و ... داره که می تونی با مامانت برید ( اگر بابا حوصله نداره بیاد)

    حالا که با فامیل نمی تونید خیلی رفت و آمد کنید، برنامه های اجتماعی پیدا کن.
    بعضی مساجد هم در این زمینه ها فعالند.
    ورزشهای صبح گاهی پارکها هم خوبه.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ferial نمایش پست ها
    ممنونم دوست عزیز

    من فعلا میخوام مشکلم رو ریشه یابی و رفع کنم (اگه بشه) حالا موقع ازدواج اینا رو هم در نظر میگیرم

    نظرات بیشتری میخوام
    فکر نمی کنم ریشه یابی مشکل خیلی به دردت بخوره.
    به دلیل یکسری مشکلاتی که خودت گفتی و همینطور اخلاق خاص والدینت، رفت و آمد شما کمتر است.
    نمی شه که الان دیگه اخلاق پدرت را یا خواسته هاش را عوض کنی.

    به جای ریشه یابی، بهتره به فکر این باشی که خودت تو جامعه فعال تر باشی.
    نمی خوام نگرانت کنم. اما خوب نیست که با 24 سال سن خواستگار نداشته باشی.
    بیشتر بخاطر این است که کسی تو را نمی بینه.

    بجای ریشه یابی مشکل، به فکر ازدواج باش که دو سال دیگه یه مشکل جدید اضافه نشه.
    بعد توی زندگی خودت هر مدلی دوست داشتی رفت و آمد می کنی.
    مامان بابا را که نمی شه تغییر داد.

    - - - Updated - - -

    من چند روزه خیلی صمیمی شدم. اینجا هم نوشتم فریال.
    ببخشید فریال جان.

  5. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    ferial (جمعه 16 فروردین 92), میشل (جمعه 16 فروردین 92)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-1-06
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    194
    سطح
    3
    Points: 194, Level: 3
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    فریال،

    حالا که خانواده ات اینقدر حساس هستند دنبال برنامه هایی برو که مخصوص خانمهاست.
    برنامه های خانه فرهنگ شهرداری تهران می دونم که بخشهایی مخصوص خانمها، خانواده ها و ... داره. تورهای تهران گردی و ... داره که می تونی با مامانت برید ( اگر بابا حوصله نداره بیاد)

    حالا که با فامیل نمی تونید خیلی رفت و آمد کنید، برنامه های اجتماعی پیدا کن.
    بعضی مساجد هم در این زمینه ها فعالند.
    ورزشهای صبح گاهی پارکها هم خوبه.
    مرسی از پیشنهادات:o

    ما ساکن تهران نیستیم
    شهرداری اینجا هم جز اینکه تو بلوار گل بکاره کار دیگه انجام نمیده;)

    تو یه شهر کوچیک هستیم!!!مسجد هم نمیرم خوشم نمیاد از برنامه های اونجا!ربطی هم به دین نداره .نماز و روزه ما جای خودشه:)

    کلا اگه اینترنت نبود احتمالا مرده بودم!

    نمیدونم چرا تاپیکای این مدلی خواننده کمی داره:(

    - - - Updated - - -

    نه شیدا جان اشکال نداره

    من میخوام بالاخره راه حل پیدا کنم راستش من از ازدواج سنتی خیلی هم خوشم نمیاد اینکه کسی هم نمیاد اصلا مهم نیست چون همیشه تو ذهنم اینطوره که اول باید با خودم آشنا بشه طرف:)

    حالا ازدواج رو بیخیال....البته یه 7-8 ماهیه دارم فکر میکنم ولی اونم یه مشکلی وجود داره این تاپیک بهش ربطی نداره ترجیح میدم برم مشاوره حضوری....

  7. 2 کاربر از پست مفید ferial تشکرکرده اند .

    reihane_b (جمعه 16 فروردین 92), صاعد (جمعه 16 فروردین 92)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 شهریور 02 [ 15:46]
    تاریخ عضویت
    1391-3-28
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    10,451
    سطح
    68
    Points: 10,451, Level: 68
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 399
    Overall activity: 37.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 500 در 154 پست

    Rep Power
    40
    Array
    برید کلاس هنر( به هر نوعش که علاقه دارین) یا تو انجمن های مورد علاقتون ثبت نام کنین، حتما یه باشگاه ورزشی هم ثبت نام کنین

  9. 4 کاربر از پست مفید باران13 تشکرکرده اند .

    ferial (جمعه 16 فروردین 92), reihane_b (جمعه 16 فروردین 92), میشل (جمعه 16 فروردین 92), صاعد (جمعه 16 فروردین 92)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست من
    حدس میزدم سن پدرتون بیشتر از60 باشه،ایشون هنوز تو دنیای قدیم خودش سیر می کنه واون جو رو دوست داره.به قول خودشون دوست هم دوستای قدیم!
    به نظرمن یکی از دلایل این رفتار پدرت اینه که بتونه شما رو اونجور که خودش دوست داره تربیت کنه(گذشته منظورمه) ودخترای گلی مثل شما رو الان کنارش داشته باشه.یعنی می خواسته که محیط اطراف که با فرهنگ شما زیاد جور نیست کمتر رو شما تاثیر بذاره.
    واینکه معلومه آدما دوست دارن با یکی مثل خودشون رفت وآمد کنن،و اونو پیدا نکنن ترجیح میدن تنها باشن.
    ولی من خانواده ام برعکس شمان!!!دوست وآشنا زیاد داریم.ولی من اینو دوست ندارم!!دوست دارم روابطمون فقط با چند نفر خاص باشه!!همیشه هم سر این موضوع بابا مامانم میگن مهمان نواز نیستی!!می بینی؟ما بچه ها در هر صورت اعتراض می کنیم.
    ولی خودت چرا از دوستات فاصله می گیری؟یعنی دلیل خاصیه؟حس خاصیه؟خودت تا حالا بهش فکر کردی چرا همین اتفاق(دوری از جمع) داره در مورد خودتم می افته؟
    آخه مثلا من اگه بخوام میتونم روابطمو با دوستام کم کنم(برعکس تو) یا همچنان ادامه بدم.

  11. 3 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    ferial (جمعه 16 فروردین 92), میشل (جمعه 16 فروردین 92), صاعد (جمعه 16 فروردین 92)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-1-06
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    194
    سطح
    3
    Points: 194, Level: 3
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط curious5749 نمایش پست ها
    برید کلاس هنر( به هر نوعش که علاقه دارین) یا تو انجمن های مورد علاقتون ثبت نام کنین، حتما یه باشگاه ورزشی هم ثبت نام کنین
    مرسی

    باشگاه که میرفتم این اواخر دیگه به کارام نمیرسیدم تصمیم گرفتم خونه ورزش کنم
    ولی خیلی وقته که میخوام یه کلاس طراحی ثبت نام کنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط reihane_b نمایش پست ها
    سلام دوست من
    حدس میزدم سن پدرتون بیشتر از60 باشه،ایشون هنوز تو دنیای قدیم خودش سیر می کنه واون جو رو دوست داره.به قول خودشون دوست هم دوستای قدیم!
    به نظرمن یکی از دلایل این رفتار پدرت اینه که بتونه شما رو اونجور که خودش دوست داره تربیت کنه(گذشته منظورمه) ودخترای گلی مثل شما رو الان کنارش داشته باشه.یعنی می خواسته که محیط اطراف که با فرهنگ شما زیاد جور نیست کمتر رو شما تاثیر بذاره.
    واینکه معلومه آدما دوست دارن با یکی مثل خودشون رفت وآمد کنن،و اونو پیدا نکنن ترجیح میدن تنها باشن.
    ولی من خانواده ام برعکس شمان!!!دوست وآشنا زیاد داریم.ولی من اینو دوست ندارم!!دوست دارم روابطمون فقط با چند نفر خاص باشه!!همیشه هم سر این موضوع بابا مامانم میگن مهمان نواز نیستی!!می بینی؟ما بچه ها در هر صورت اعتراض می کنیم.
    ولی خودت چرا از دوستات فاصله می گیری؟یعنی دلیل خاصیه؟حس خاصیه؟خودت تا حالا بهش فکر کردی چرا همین اتفاق(دوری از جمع) داره در مورد خودتم می افته؟
    آخه مثلا من اگه بخوام میتونم روابطمو با دوستام کم کنم(برعکس تو) یا همچنان ادامه بدم.
    کلا منم از اولش دوست صمیمی زیادی نداشتم در حد چند تا!بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم همون ها هم کم و کمتر شدند.اینکه بگم دخترها خیلی حسودن دروغ نگفتم شاید یه دلیلش حسودی های بیجا و حرفا و متلکاشون باشه ولی دوستای صمیم هم تو شهرای مختلف پخش شدن سالی یه بار میدیدمشون ارتباط فقط تلفنی

    تو دانشگاه هم دوستای خوبی داشتم متاسفانه همشون از شهرای دیگه بودن که الان یا درگیر کارو ارشدن یا ازدواج کردن....کلا اونا رو هم ندیدم دیگه فقط تلفنی!

    این مدت هم که باشگاه میرم سعی کردم دوست خوب پیدا کنم که ظاهرا خیلی نایابه.یه چیزی هم هست من از جو خاله زنکی باشگاه خوشم نمیاد این یه حقیقته که یکی میاد و با ست جدید همه تا نیم ساعت باید ازش تعریف کنن رنگ موهات جه خوب شده فرنچت چه باحاله جی ابروهایی داری....همشون هم خودشیفته هستن و حس میکنن از دماغ قیل افتادن(معذرت میخوام)چون واقعا اینو میدیم.....با چیزایی پز میدن که من اصلا بهشون اهمیت نمیدم.روحیه جالبی دارم نه؟!!!!!!!:p
    اینا همش حقیقته!

  13. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ferial نمایش پست ها
    مرسی

    باشگاه که میرفتم این اواخر دیگه به کارام نمیرسیدم تصمیم گرفتم خونه ورزش کنم
    ولی خیلی وقته که میخوام یه کلاس طراحی ثبت نام کنم

    - - - Updated - - -



    کلا منم از اولش دوست صمیمی زیادی نداشتم در حد چند تا!بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم همون ها هم کم و کمتر شدند.اینکه بگم دخترها خیلی حسودن دروغ نگفتم شاید یه دلیلش حسودی های بیجا و حرفا و متلکاشون باشه ولی دوستای صمیم هم تو شهرای مختلف پخش شدن سالی یه بار میدیدمشون ارتباط فقط تلفنی

    تو دانشگاه هم دوستای خوبی داشتم متاسفانه همشون از شهرای دیگه بودن که الان یا درگیر کارو ارشدن یا ازدواج کردن....کلا اونا رو هم ندیدم دیگه فقط تلفنی!

    این مدت هم که باشگاه میرم سعی کردم دوست خوب پیدا کنم که ظاهرا خیلی نایابه.یه چیزی هم هست من از جو خاله زنکی باشگاه خوشم نمیاد این یه حقیقته که یکی میاد و با ست جدید همه تا نیم ساعت باید ازش تعریف کنن رنگ موهات جه خوب شده فرنچت چه باحاله جی ابروهایی داری....همشون هم خودشیفته هستن و حس میکنن از دماغ قیل افتادن(معذرت میخوام)چون واقعا اینو میدیم.....با چیزایی پز میدن که من اصلا بهشون اهمیت نمیدم.روحیه جالبی دارم نه؟!!!!!!!:p
    اینا همش حقیقته!
    حق با توئه.دوست خوب کمه خیلی کم.ولی پیدا میشه.الانه همه دخترا یه جور شدن.همه فقط به فکر ظاهر وپول و مد لباس و....هستن.ولی منم مثل تو خیلی اهل این حرفا نیستم(مثلا چون عید لباسو... لازم نداشتم دیگه نخریدم،نه اینکه پولشو نداشته باشم) ولی فردا که برم دانشکاه تقریبا همه می شینن از خریدای عید همدیگه تعریف می کنن و...)
    ولی منم میشینم پیششون.درسته که مثل خودشون اینقدر اهمیت نمیدم ولی اگه صحبتم کنن چیزی نمیگم.ولی از بعضی لحاظ دیگه هم فکریم.میخوام بگم که قرار نیست دوستای ما دقیقا عین ما باشن.ولی باید ویژگی های مشترکم زیاد باشه.
    ولی یه دوستم دارم که تو این مورد هم باهام هم نظره مثلا(فقط یکی دوتاشون که اوناهم از یه لحاظ دیگه شبیه من نیستن!!!)
    من به این فکر می کنم که دوستام خصلتای مثبت دیگه ای هم دارن که ارزش دوستی باهاشون رو داشته باشه.میدونم از بعضی لحاظ شبیه من نیستن ولی بعضی وقتا هم چیزای ازشون می بینم که اصلا انتظار ندارم.رفتارهای عاقلانه و سنجیده.
    پس همه دخترایی که شما می بینی خیلی هم از دنیای تو دور نیستن.فکر می کنی.(البته بعضیاشون هستنا;))
    نمی دونم شما کجا زندگی می کنی ولی جایی هستی که مثل خودتون کمه(خیلی باهوش بودم نه؟!!!!!!;)).ولی آدمای زیادی مثل خودت هست،فقط باید خوب شناسایی کنی.بشین تو جمع همچین آدمایی.اگه تو بحثاشون نظرخاصی نداری،چیزی نگو.یه روزی هم مثلا تو یه بحث جدیدی رو شروع کن.ببین چی میگن چطور میشه،کیا باهات هم عقیدن و...نظرت چیه؟
    بعد اگه دوست خوب پیدا کنی اگه زرنگ باشی میتونی ارتباط خانوادگی هم برقرار کنی:)
    شما مثل بابا مامانت نشدی فقط هنوز دوست خوبی پیدا نکردی.

  14. 2 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    ferial (جمعه 16 فروردین 92), میشل (جمعه 16 فروردین 92)

  15. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-1-06
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    194
    سطح
    3
    Points: 194, Level: 3
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط reihane_b نمایش پست ها
    حق با توئه.دوست خوب کمه خیلی کم.ولی پیدا میشه.الانه همه دخترا یه جور شدن.همه فقط به فکر ظاهر وپول و مد لباس و....هستن.ولی منم مثل تو خیلی اهل این حرفا نیستم(مثلا چون عید لباسو... لازم نداشتم دیگه نخریدم،نه اینکه پولشو نداشته باشم) ولی فردا که برم دانشکاه تقریبا همه می شینن از خریدای عید همدیگه تعریف می کنن و...)
    ولی منم میشینم پیششون.درسته که مثل خودشون اینقدر اهمیت نمیدم ولی اگه صحبتم کنن چیزی نمیگم.ولی از بعضی لحاظ دیگه هم فکریم.میخوام بگم که قرار نیست دوستای ما دقیقا عین ما باشن.ولی باید ویژگی های مشترکم زیاد باشه.
    ولی یه دوستم دارم که تو این مورد هم باهام هم نظره مثلا(فقط یکی دوتاشون که اوناهم از یه لحاظ دیگه شبیه من نیستن!!!)
    من به این فکر می کنم که دوستام خصلتای مثبت دیگه ای هم دارن که ارزش دوستی باهاشون رو داشته باشه.میدونم از بعضی لحاظ شبیه من نیستن ولی بعضی وقتا هم چیزای ازشون می بینم که اصلا انتظار ندارم.رفتارهای عاقلانه و سنجیده.
    پس همه دخترایی که شما می بینی خیلی هم از دنیای تو دور نیستن.فکر می کنی.(البته بعضیاشون هستنا;))
    نمی دونم شما کجا زندگی می کنی ولی جایی هستی که مثل خودتون کمه(خیلی باهوش بودم نه؟!!!!!!;)).ولی آدمای زیادی مثل خودت هست،فقط باید خوب شناسایی کنی.بشین تو جمع همچین آدمایی.اگه تو بحثاشون نظرخاصی نداری،چیزی نگو.یه روزی هم مثلا تو یه بحث جدیدی رو شروع کن.ببین چی میگن چطور میشه،کیا باهات هم عقیدن و...نظرت چیه؟
    بعد اگه دوست خوب پیدا کنی اگه زرنگ باشی میتونی ارتباط خانوادگی هم برقرار کنی:)
    شما مثل بابا مامانت نشدی فقط هنوز دوست خوبی پیدا نکردی.
    به نکته خوبی اشاره کردی یه بار تو باشگاه خواستم فضا عوش شه و از بحث دوست پسر دختری و لوازم آرایش و.... بیایم بیرون یکم واقعیت زندگی رو ببینیم!!! متاسفانه نتیجه خوبی نداشت و من از قبل میدونستم اطلاعاتشون در حد همون کانالای فارسی زبانه ,مطالعه ندارن و ....دیگه ادامه ندادم چون باید دوطرف بالانس باشن تا بحث خوبی شکل بگیره به دور از انواع تعصبات!
    ظاهرا اینم جواب نمیده ترجیح میدم تو این محیط ها کمتر صحبت کنم!

    بازم از نظراتتون ممنونم و منتظرم:)

  16. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    فریال خانم،

    شما داری نوع دیگری از بهانه های مامان بابا را می آری.

    از خانمهایی که می آن مسجد خوشم نمی آد.
    از خانمهایی که می آن باشگاه خوشم نمی آد.
    دوستای دانشگاهم ...

    همون وسواس را پدر و مادرت هم در انتخاب کسانی که باهاشون معاشرت کنند داشتند که شما الان شاکی هستی.
    در مقابل پیشنهادهای دوستان همه را به شیوه خاص خودت خیلی آروم و بیصدا رد می کنی.

  17. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    ferial (جمعه 16 فروردین 92), reihane_b (جمعه 16 فروردین 92), میشل (جمعه 16 فروردین 92), صبا_2009 (جمعه 16 فروردین 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دخالت های یک مادر زن که تعادل روحی و روانی ندارد
    توسط mhsn در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 فروردین 93, 02:44
  2. تعارف نابجا به مادر شوهر
    توسط rozaa در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: پنجشنبه 21 آذر 92, 11:19
  3. مشکل چند ساله من و شوهرم( روابط متعدد و مکرر با دختران)
    توسط elina89 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 آذر 92, 21:49
  4. می خواهم از غم و اندوه به تعالی برسم...
    توسط سرافراز در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 فروردین 91, 20:20
  5. >>>از عدم وجود تعادل در احساساتم بشدت رنج میبرم
    توسط lvlahtab در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 تیر 89, 18:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.