سلام دوستان
فک کنم دیگه بهش فک نمیکنم اسمانی
درضمن جوری از ازار و اذیت حرف میزنید که انگار چه کردم
من خودم تو این دودلی موندم و بسیار خسته شدم و درمونده اونکه از حال من خبر نداشت..داره زندگیشو میکنه ...
مشکل بود برام که اومدم اینجا!
- - - Updated - - -
تکنواز فک کنم دیدت نسبت به ازدواج بسیار بدبینانه باشه که اینطور میگی
هرچند که خودم ازین وضع ازدواج راضی نیستم و خسته ام...









علاقه مندی ها (Bookmarks)