شیدای مهربون، ممنونم از راهنمایی های ارزنده ات:-)
من در ازدواج اولم خیلی به ختنوتده اهمیت مبدادم. وقتی من 20 ساله بودم همسرم 29 ساله و بیکار بود. من ترم 5 کارشناسی بودم و ایشون هم همکلاسی بنده بود! یعنی 9 سال نه درس خونده بود و نه کار میکرد!حتی سربازی هم نرفته بود. گفته بود رفتم تا این که یه روز وقتی بابام داشت روزنامه میخوند ، دبد تو قسمت آگهی ها شوهرم زده کارت معافیت دایم پزشکی سربازیش گم شده!!!!!
راستش چون همسرم از خونواده های مطرح و سرشناس هستن ما تحقیق هم نکردیم!!!
جالبه که هیچ وکیلی هم پرونده ی طلاق من رو به عهده نمیگرفت چون از عاقبتش میترسید!!!
انشاالله این بار بهتر عمل کنم و دیگه شکست نخورم:-)








علاقه مندی ها (Bookmarks)