به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 62
  1. #31
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    گمونم سوءتفاهم پیش اومده.
    20-30تا که به قول تو اغراقه اما گاهی زیادن گاهی کمن.از این موضوع بگذریم.اصلا موضوعی نبوده که باید میگفتم و اون لحظه عصبانی بودم.پس ازش صرفنظر کن.

    چرا خیال کردی من دنبال دوست پسرم که کیف دنیا رو کنم.از سر دل سیری با کسی دست شم؟
    من؟منی که زندگیم بابت این موضوع فنا شد چطور ممکنه همچین موضوعی خوشایندم باشه؟فکر میکنم نوشته های منو درست نخوندی.من درگیری ذهنی دارم،سعی میکنم روند زندگیمو دستم بگیرم،یه کم زمان و ارامش میخوام.ولی وقتی انقد تحت فشار قرار میگیرم دلم میخواد از خونمون دور شم تا اروم شم.همین.
    بعضی وقتا انقد ناراحتم که اون لحظه انگار هیچی بد نیست.منم و دنیایی که اذیتم کرده.بعد اونوقت میخوای تلافی کنی.به هرطریقی.
    اینایی که نوشتم احساساته..منطق نیست.اما اگه کسی اذیتم نکنه درگیر این احساسات نمیشم.
    راستش دیگه حوصله نوشتن ندارم خصوصا وقتی ازش سوءبرداشت میشه.لاک من کو میخوام برم توش.
    دیگه هم اصلا طرف خونوادمو نگیر.منم کاری نکردم.راه دوری نمیرفت اگه درک میکردی یا اگه درک نکردی همه ذهنیاتت رو نمینوشتی.
    هیچی رنج اورتر از این نیست تو یه چی بگی بقیه یه چی دیگه بگن.

    مینوش جان در جواب سوال امید نوشتم مشکلم با خواستگار سنتی چیه؟

    - - - Updated - - -

    خشم من تا دعوای بعدی فرونشسته...پس میتونید قفلش کنید.

  2. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    omid65 (سه شنبه 20 فروردین 92), صبا_2009 (سه شنبه 20 فروردین 92)

  3. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    تمام اون روابط از یه معاشرت ساده شروع شده.در مورد تو هم می تونه رخ بده.خودت که این چیزا رو بهتر می دونی.

    در مورد ازدواج م با مینوش موافقم.همیشه 26ساله نمی مونی.


  4. 2 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    omid65 (سه شنبه 20 فروردین 92), بهار.زندگی (سه شنبه 20 فروردین 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 دی 92 [ 09:56]
    تاریخ عضویت
    1389-1-24
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,121
    سطح
    34
    Points: 3,121, Level: 34
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    445

    تشکرشده 379 در 146 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهار جان سلام من هم خواستم سال نو رو بهت تبریک بگم و هم تولدت رو عزیزم
    گلدونم به نظر من به خواستگارت بگو فقط دلیل اصلیش رو در اثر یه بیماری و یا چیز دیگه ای عنوان کن البته نه به همه خواستگارهات اونی که دیگه قطعی شده و به مراحل ازدواج داره می رسه درسته که مرد روی این موضوع حق داره حقیقت رو بدونه ولی به نظر من چاره ای نداری که حقیقت رو بگی ولی به طور دیگه ای مهم اینه که اصل موضوع رو بدونه
    البته عزیزم این نظر شخصی من هست کارشناسی نیست.

  6. کاربر روبرو از پست مفید mamosh تشکرکرده است .

    بهار.زندگی (سه شنبه 20 فروردین 92)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    بهار عزيز، من كاملا به اين مساله واقفم كه تو مي دوني كاري كه داري انجام ميدي اشتباهه ولي خودت رو با اين دليل كه " براي فرار از خونه و اون همه فشار مجبوري" توجيه مي كني.

    ولی وقتی انقد تحت فشار قرار میگیرم دلم میخواد از خونمون دور شم تا اروم شم.همین.
    من مي خوام بگم كه راههاي ديگه اي هم وجود داره.
    دوستان تو پست هاي قبل راهكار دادند كه تو اينقدر تحت فشار قرار نگيري ولي مي گي هيچ كدوم عملي نيست.

    اينا هم عملي نيست:
    تو شهر شما حتما يه باشگاه وجود داره كه تو وقتي از شبانه روزت رو اونجا سپري كني و خشمت رو با ورزش تخليه كني.
    حتما يه كتابخونه وجود داره كه حداقل از 7 صبح تا 7 شب باز باشه و بري اونجا مطالعه كني (لازم نيست درس بخوني فقط كافيه از اون فضا دور باشي) بشين آهنگ گوش كن.
    حتما يه امام زاده وجود داره كه بتوني بري اونجا و به حال خودت زار بزني و كسي هم ازت نپرسه چرا.
    حتما يكي دوتا دوست دختر داري كه بعضي روزا بتوني باهاشون بري بيرون.


    وقتي به هر دليلي تحت فشاري ( از طرف هر كسي) مجبور نيستي عملي رو انجام بدي كه منطق خودت 100% ردش ميكنه و ازش خاطره بد داري و مي دوني هزارتا دردسر واست درست ميشه. مجبور نيستي بر اساس احساساتت عمل كني.
    ویرایش توسط صبا_2009 : سه شنبه 20 فروردین 92 در ساعت 14:39

  8. 6 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 21 فروردین 92), taraneh89 (سه شنبه 20 فروردین 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 20 فروردین 92), بهار.زندگی (سه شنبه 20 فروردین 92), باران بهاری11 (سه شنبه 20 فروردین 92), شیدا. (سه شنبه 20 فروردین 92)

  9. #35
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی نمایش پست ها

    خشم من تا دعوای بعدی فرونشسته...پس میتونید قفلش کنید.
    اشتباهت اینجاست که موقع عصبانیت دنبال راه اضطراری می گردی.
    وقتی هم خشمت فرونشست بی خیال راه حل اصولی می شی.

  10. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 20 فروردین 92), بهار.زندگی (سه شنبه 20 فروردین 92), باران بهاری11 (سه شنبه 20 فروردین 92)

  11. #36
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    اره...مثلا الان ارومم و اصلا قصد هیچ نوع دوستی ندارم.میخوام برگردم سر کنکور ارشدم.و روال زندگیمو دوباره شروع کنم.کلیم کار برنامه ریزی شده دارم.قبلا هم داشتم،و داشتم انجامشون میدادم.
    اما اگه باز دعوا و ا مشکل پیش بیاد چی؟

    راه اصولی چیه؟درس خوندن...با دوستام بیرون رفتن..راههایی که صبا گفت.خوب من اینا رو در حالت عادی دارم انجام میدم.اما وقتی اوضاع بحرانی میشه نمیتونم.اما باز اگه عادی بشه میتونم
    ........
    نه...من هرگز به هیچ خواستگار رسمی نمیگم.چطور اعتماد کنم؟اصلا.

  12. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 اردیبهشت 95 [ 21:42]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    3,890
    سطح
    39
    Points: 3,890, Level: 39
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,697

    تشکرشده 825 در 209 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام بهار اوضاع روحیت چطوره؟
    درسته من گفتم و اصولش اینه ک با این وضع تصمیم برا ازدواج خطرناکه یعنی روحیت تو نظرورفتارت تاثیرداره..
    عزیزم درسته کسی نمیتونه جای کسی باشه اما درکت میکنم فکرکردی از سر ذوق و بی درکی گفتم به خواستگارات فکرکن؟نه عزیزم وقتی بچه ها بزرگ میشن پدرمادرا آرزوشونه ازدواج کنن ب قول خودشون سروسامون بگیرن براهمین گیردادنا و محدودکردنا و کم محبتیشون بیشترمیشه فکرمیکنن بخاطروابستگی بچه ها به اونا خاستگارارو ردمیکنن.. بهارجان یک دو بار با خاستگارحرف زدن و خود رو بی مشکل فرض کردن و کمی سنجیدن معیاراش باخودت سخته؟؟شاید سخت به نظر برسه اما میشه چون تو بهاری چون تو تمام مشکلات رو تحمل میکنی این چیزی نی..
    بهار تابحال خودتو بررسی کردی؟آره زیاد منظورم شباهت تو با جوونی پدرمادرت..
    بهار فرداپسفردا چجوری میخای با خانواده همسرت برخوردکنی؟کسایی ک حرف محبت آمیزشون به خیال خیلی ازعروسهای مثلا خوب زهرمار ک سهله زهر عقرب بنظرمیاد...
    بهار متولد فروردین توانایی انجام هرکاری رو داره فقط کافیه بخاد..اگه ازت خواهشی کنم قبول میکنی؟؟
    درنهایت تنفرو نجس دونستن اونا بهشون محبت کن چایی ببر کادو بخر چند وقت دیگه روزمادره..بوسشون کن..کارایی ک دوس دارن انجام بده حتی اگ لیاقت نداشته باشن..بهار نگو نه میدونم چقدسخته واقعا سخته اما فقط اولش..حالا می قبولی؟ بذار یه داستان بگم ی عروسی از مادرشوهرش متنفر بودمیره پیش داروساز میگه ی سمی چیزی بده از دستش خسته شدم میخام بمیره..داروسازگف بت سم بدم اون بمیره همه میفهمن کار تو بوده و..پس بت سمی میدم تا سه ماه توهرروز یکم بریز تو غذاش بعد سه ماه اثرمیکنه میمیره فقط تو این مدت بش خ محبت کن بدیهاشو ندید بگیر چون 3ماه دیگه ازش خلاص میشی ودیگران هم بت شک نمیکنن..عروسه رف انجام داد دستوراشو؟ آخراش مادرشوهره انقد عوض شد بش محبت میکرد دو تا دوست جونی شدن عروسه با ترس و زاری اومد پیش داروساز گف توروخدا ی چیزی بده اون سم رو خنثی کنه من خ دوسش دارم عوض شده..داروسازگف اون سم نبود سم تو وجود تو بود سم کینه ک تو این سه ماه ازبین رف..
    این افسانه نی میتونه واقعی باشه حتی تو قران خدافرموده بدیها رو با نیکی جواب بده و این صبر میخاد و ایمان قوی..
    بهار ناز ک تازه متولد شده نظرت چیه؟جای فکر هم نداره؟نهایت سه ماه زجربکشی اما بعدش راحت میشی فقط تو این مدت نومید نشو و غر نزن ک تمام زحماتت بر باد میره..
    راستی چرا تکنیکهای جنابsci رو اجرانمیکنی؟خودت میگی خوب بود پس دتر تنبلی نکن..
    شادوموفق باشی

  13. 2 کاربر از پست مفید باران بهاری11 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 20 فروردین 92), بهار.زندگی (سه شنبه 20 فروردین 92)

  14. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    اما اگه باز دعوا و ا مشکل پیش بیاد چی؟
    وقتي از 7 صبح از خونه بياي بيرون، و يه برنامه منظم داشته باشي و تا مثلا 9 شب نري خونه(خانوادت هم از برنامه ت مطلع كن كه حرفي توش نباشه). اين وسط بعضي روزا بري باشگاه يا با دوستات بري بيرون.
    شب وقتي خونه مي رسي اينقدر خسته اي كه فقط مي خواي يه دوش بگيري و بخوابي.
    نه به تلويزيون نياز داري و نه تلفن و نه اينترنت (در صورت ضرورت كافي نت و موبايل هست) و نه از صبح خونه بودي كه شاهد دعواها باشي. اگه هم كسي چيزي گفت در جواب مي گي خسته ام ميخوام بخوابم.(همون رفتار جرات مندانه)
    اينجوري فكر نمي كنم براحتي بحث و دعوايي پيش بياد كه بخواد وضعيت عاديت رو به هم بزنه و بخواي كلي انرژي صرف كني تا دوباره به حالت عادي برگردي.

    هر وقت هم نياز به استراحت داشتي چند روز برو خونه دوستت و مادربزرگت تو اون شهرستان و دوباره برگرد.

  15. 5 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 21 فروردین 92), taraneh89 (سه شنبه 20 فروردین 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 21 فروردین 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 21 فروردین 92), باران بهاری11 (سه شنبه 20 فروردین 92)

  16. #39
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    من میگم حالم ازشون بهم میخوره.باران بهاری میگی محبت کن؟محبت بخوره تو سرشون مرتیکه مثه حیوون افتاده به جونم منو زده.بهش محبت کنم؟میخوام سر به تنش نباشه.میخوام جفت دستاش قلم شن.غلط کرده منو زده.نمیخوام ریخت نحسشو ببینم.از نظر من اونا ذاتن نجسن.از اینایی که هیچ جوره پاک نمیشن.همه بدبختیام از گور این دوتا اشغاله.دل خجسته ای داریا!صدسال میخوام بام خوب نشه.از نظر من خیلی وقته مردن.
    اونوقت میایید میگید محبت کن.یا اون یکی مگه سهم خونوادت هیچی...چطور هیچی؟وقتی درک نمیکنی چی بگم؟ایه بیارم بدونید چطورین؟

    صباجان 7-9شب؟چطوری این 14ساعت رو بطور کامل هرروز پرکنم؟لابدم قراره هرروز کتابخونه باشم؟خودت میتونی؟یه چیزی بگین که شدنی باشه.کتابخونه مد نظر من که فقط ساعت اداری بازه...ولی خودم یه برنامه هایی دارم.اگه جور بشه خوب میشه.دعا کنید بشه.
    تلویزیون و نت و تلفنم هیچی؟مگه میشه؟بذارید ببینم برنامه خودم جور میشه ایا؟

    مموش جان مرسی بابت تبریکت.


    و مرسی از همه.:o

  17. 3 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    mamosh (چهارشنبه 21 فروردین 92), omid65 (چهارشنبه 21 فروردین 92), باران بهاری11 (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  18. #40
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    خیلی بد پشت سرشون حرف می زنی،دختر واقعیشون نیستی؟


  19. 5 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    she (چهارشنبه 21 فروردین 92), taraneh89 (چهارشنبه 21 فروردین 92), مسافر زمان (چهارشنبه 21 فروردین 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 21 فروردین 92), باران بهاری11 (چهارشنبه 21 فروردین 92)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.