به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 20:12]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 21 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی خسته و درمونده ام. تبدیل شدم به یه زن افسرده و بی روحیه.خیلییییییییییییییی از شوهرم دلگیرم اونم به روی خودش نمیاره اصلا انگار نمیخواد یه ذره عوض شه.با کمال خونسردی اومده میگه کاراتو بکن با خونوادم بریم سیزده بدر انگار نه انگار که من ناراحتم منم خونواده دارم اونها هم میخوان من کنارشون باشم .خدایا چقدر بعضی بنده هات خودخواهن چرا مادرش بهش یاد نداده توی زندگی گذشت هم کار خوبیه این که گاهی وقتها بخاطر همسرت دست از خواسته هات برداری.از اون طرفم خونواده خودم گفتن با هم بریم سیزده بدر .دلم میخواد نبودم دیگه

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 20:12]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 21 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از اعضای همدردی ممنون میشم راهنماییم کنن .

  3. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام عزیزم
    موردهای مشابه تو رو زیاد دیدم سخت نیست به خودت سخت نگیر زندگیتو از یکنواختی در بیار بگو بخند می دونم تو دلت غمه اما یه مدت به روی خودت نیار به جای بحث و دعوا سکوت کن گذشت رو از خودت شروع کن مطمئن باش اون هم شرمنده می شه و دوباره زندگیتون روال خوب خودشو می گیره مردا از افسردگی و گریه بدشون می یاد بذار باهات اینقدر خوش بگذرونه با همدیگه اینقدر لحظات شاد داشته باشید که تو رو تو اولویت هاش قرار بده و دوباره ازت نظرخواهی کنه
    به زمان نیاز داری حتما با صبر و رفتار خوبت درست می شه

  4. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 20:12]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 21 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنونم که بهم امید میدی و راهنماییم میکنی .خوبی این سایت اینه که آدم میتونه در و دل کنه غصه هاشو بگه از تجربیات بقیه استفاده کنه و احساس سبک شدن از بار مشکلات رو داشته باشه. توکل به خدا

  5. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 20:12]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 21 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام .دوستان عزیزم از اینکه هربار منو راهنمایی میکنید ممنونم. نمیدونم درسته یا نه؟اما خیلی از مشکلات من با شوهرم به خونوادم برمیگرده.پدر من آدم خیلی خوب و با وشخصیتی بود تا وقتی شاغل بود به خاطر شغلش وجهه خوبی پیش مردم داشت و خیلی آدمای خوب دو ر وبرمون بودن مادرم با اینکه خونه دار بود اما هیچ وقت گله ای از زندگی نمیکرد و زندگی گرمی داشتیم هرسال مسافرت به جای خودش بود وضع مالیمون متوسطبود اما پدرم بعد از بازنشستگی عوض شد رفت سراغ اعتیاد هرچی ما و مامانم بهش شکایت کردیم گفتیم اینکارو نکن گوش نکرد و هر روز مصرفش بیشتر شنیده بودم که بلای خانمان سوزه اما به چشم خودم دیدم که چطور زندگی مارو پاشوند 5 ساله که بیشتر روزا پدر و مادرم با هم حرف نمیزنن وضع مالیمون بد شد برادر بزرگم رفت سرکار و خرجش از پدرم جدا شدو .... اوایل اعتیاد پدرم شوهرم با همون شناختی که دورادور ازمون داشت اومدن خواستگاری تا بعد از عروسی نذاشتم بفهمه پدرم معتاده.اما بعد از ازدواج هربار که خونه م میومو و رابطه سرد اعضای خونواده رو با پدرم میدید اونم از اومدن به خونه ما سردتر میشد با اینکه پدرم ظاهرا خیلی به خودش میرسه تا کسی نفهمه معتاده و همیشه تمیز و مرتب میگرده و اما شوهرم هم فهمید و دیدش نسبت به پدرم عوض شد.با اینکهه مادرم و بقیه اعضای خونوادهم واقعا خوب و پاک هستن اما همه دارن به آتیش پدرم میسوزن فکر به خونوادم منو یکذره توی خونه خودم آروم نمیذاره و همین باعث شده تا شاد و خوشحال نباشم. شوهرم همین که احساس میکرد من پشتوانه ای ندارم منو کشوند طرف خونواده خودش و از خونواده من فاصله گرفت و بقیه ماجراها..... من چیکار کنم نمیدونم مشکلات خونوادمو حل کنم یا خودمو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام ania جان
    پدر شما هر کاری کرده بازم پدرتونه.می دونم خیلی ازش ناراحتین خیلی خانوادت رو ناراحت کرده ولی این دلیل نمیشه که خوبی هاشو زحماتی که براتون تو این همه سال کشیده فراموش کنید.
    پدر شما درسته که اعتیاد داره ولی نباید ارزش اونو پایین بیارید مخصوصا پیش غریبه ها.یا مثلا پیش شوهرت.از خوبی ها وزحماتی که براتون کشیده پیش همسرت بگو.نذار احترام پدرت پیش شوهرت بره.
    مثلا به مامانت وخانوادت بگو حداقل سعی کنه وقتی شوهرشما میاد خونتون به پدرت بی احترامی بی محلی .....نکنن.میدونم ازش ناراحتید ولی این برخورد شما با پدرتون باعث میشه که نه تنها شوهر شما بلکه اطرافیانتون هم به خودشون اجازه بدن درمورد پدرت وحتی شما بد صحبت کنن یا بخوان بی احترامی کنن.برخورد شما با پدرتون خیلی در روابط خودتونم تاثیر میذاره.
    جوری برخورد کنید که همسرشما فکر نکنه چون حالا پدرت معتاد شده دیگه هیچ ارزش و احترامی نداره.
    شوهر شما نباید فکر کنه که شما دیگه حامی ندارید...

  7. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    من چیکار کنم نمیدونم مشکلات خونوادمو حل کنم یا خودمو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مهمترین وظایف شما الان همسری و مادری ست.شما خودت یه خانواده تشکیل دادی.باید برای حفظ زندگیت خیلی تلاش کنی.
    هرچند اگه کاری هم میتونی برای پدرومادرت بکنی،مسلما کوتاهی نمی کنی

  8. کاربر روبرو از پست مفید reihane_b تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 21 فروردین 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.