بچه های همدردی من چیکار کنم آخه ؟ به خدا دیووووونه شدم. دیوونه :(
ببین من هزار بار گفتم نه . سه ماهه دارم روی این حرف تاکید می کنم. اما اصلا انگار باورش نمیشه. (همکاریم و هر روزم همو می بینیم)
وقتی هم که شدیدا و تند میگم که من جوابت رو دادم میگه : تو رو خدا این کار رو نکن ، زندگی منو ویرون نکن ، من آرزوها دارم و این طور چیزا
میگم بابا اعتقادات ما اصلا شبیه هم نیست . یه بار میگه من می دونم این مدت زیاد اشتباه کردم. تو یه فرصت دیگه بده ، میگه من تجربه نداشتم و اینطور شد ، میگه من اصلا یه آدم دیگه ای شدم ، انگار تازه چشمام باز شده و حقیقت رو دارم می بینم ، یه بارم میگه تو اشتباه می کنی ، میگه تو به من بدبینی ، میگه من عادیم ، همه چی درست میشه
همکار دیگه ام ( خانم متاهل و با تجربه ) میگه تو سخت می گیری ، میگه به خدا این بچه خوبیه هااا ، میگه این اختلافات تو زبون زیاد پیش میاد ، ولی در عمل وارد زندگی که بشی اینطور نیست . من چیکار کنم آخه ؟
به خدا از هرچی ازدواج و دو دلی تو ازدواجه دیگه حالم داره بد میشه